تبليغاتX
با هر خريد مجموعه كره اي نامه عشق به همراه روانشناسي چهره را جايزه بگيريد با هر خريد مجموعه كره اي نامه عشق به همراه روانشناسي چهره را جايزه بگيريد يك محصول بخر و یک محصول جایزه ببر - آموزش خیاطی با هر خريد مجموعه كره اي نامه عشق به همراه روانشناسي چهره را جايزه بگيريد

يك محصول بخر و یک محصول جایزه ببر

فروشگاه نرم افزار و فیلم ...خرید اینترنتی و پستی يك محصول بخر و يك محصول جایزه انتخاب کن

آموزش خیاطی

آموزش الگو برداری-آموزش انواع برش-آموزش سایز گیری و مدل
آموزش انواع مختلفه دوخت-دوخت لباس برای کودک-دوخت لباسهای اسپرت-
طراحی و دوخت لباسهای مجلسی

فروشنده: پاندا شاپ۲

قیمت: 4,500 تومان

روش خرید: برای خرید آموزش خياطي، پس از کلیک روی دکمه زیر و تکمیل فرم سفارش، ابتدا محصول یا محصولات مورد نظرتان را درب منزل یا محل کار تحویل بگیرید، سپس وجه کالا و هزینه ارسال را به مامور پست بپردازید. جهت مشاهده فرم خرید، روی دکمه زیر کلیک کنید.

 


مانی روز بیست و پنجم تیر ماه سال 1346 ایرانی در تهران به دنیا آمد . دوران تحصیلات ابتدایی را در دبستان فیروز کوهی گذراند و سپس به مدرسه ی راهنمایی تحصیلی هدف رفت و پس ازِ آن ، از دبیرستان هدف شماره ی 2 ، دیپلم علوم تجربی گرفت. دوران سربازی مهرداد ، در جبهه های جنگ خون بار ایران و عراق گذشت. علاقه به موسیقی به دوران کودکی وی بر می گردد و به دلیل همین علاقه ، در سال های تحصیل در مدرسه ، به فراگیری موسیقی و هم چنین تعلیم صدا پرداخت. مهرداد در آغاز ، سه تار و بعد تار را نزد استاد داریوش صفوت موسس "انجمن حفظ و اشاعه ی موسیقی ایران" فرا گرفت و آوازها و گوشه های ایرانی را نزد آقای عسگری آموخت و پیانو و موسیقی پاپ را نزد آقای تارپینیان یاد گرفت و هم اینک نیز پیانو ، ساز اصلی این هنرمند است. مهرداد در ایران کار هنری را با آواز خوانی شروع کرد و سپس به آهنگ سازی پرداخت . در زمینه ی اجرای ترانه ، دو اجرا از کارهای محمد صالح علا داشت که به محض پخش ، ممنوع الاجرا شد و به همراه آن ، صدایش نیز در ردیف قدغن ها قرار گرفت. اولین آلبومش صدای خورشید نام دارد با ترانه های محمد صالح علا و آهنگ هایمهرداد آسمانی و تنظیم سعید شهرام که این آلبوم به دلیل برخی از ترانه های سیاسی اش ، به شکل مخفیانه در ایران ضبط شد. مهرداد در سال 1992 میلادی به دلیل عدم وجود محیطی مناسب و آزاد برای کار هنری در ایران ، به امریکا مهاجرت کرد و آلبوم صدای خورشید که در ایران ضبط شده بود ، در امریکا منتشر شد. در طول اقامت در امریکا علاوه بر آواز خوانی ، حدود سیصد آهنگ برای خود و آواز خوانان دیگر مقیم امریکا ساخت که بیش تر این آهنگ ها ، کارهای موفقی بودند. مهرداد پس از آلبوم صدای خورشید که در سال 1992 توسط شرکت ترانه منتشر شد تا سال 2004 ، هشت آلبوم با صدای خود به دوست دارانش پیشکش کرد ، این آلبوم ها به ترتیب : پوست شب( سال 1994 ) با ترانه های محمد صالح علا و مسعود امینی و آهنگ های حسن شماعی زاده ، محمد حیدری و مهرداد آسمانی. ( شرکت ترانه ) آنتیک( سال 1995 ) با ترانه های شهیار قنبری و ... و آهنگ های سیاوش قمیشی و مهرداد آسمانی و تنظیم آندرانیک. ( شرکت ترانه ) خاتون( سال 1996 ) با ترانه های همایون هوشیار نژاد و محمد صالح علا و آهنگ های مهرداد آسمانی و سیاوش قمیشی. ( شرکت ترانه ) عروسک( سال 1997 ) با ترانه های مسعود فردمنش ، محمد صالح علا و همایون هوشیار نژاد و آهنگ های مهرداد آسمانی. ( شرکت ترانه ) برگ گُل( سال 2000 ) با ترانه های مسعود امینی و همایون هوشیار نژاد و آهنگ های مهرداد آسمانی. ( شرکت کلتکس ) غزال( سال 2002 ) با ترانه های همایون هوشیار نژاد ، ژاکلین و مریم حیدر زاده و آهنگ های مهرداد آسمانی و یک آهنگ ( ماه ) از ژاکلین و تنظیم های کاظم عالمی . ( شرکت کلتکس ) جادوی عشق( سال 2003 ) با ترانه های زویا زاکاریان و آهنگ مهرداد آسمانی و تنظیم های منوچهر چشم آذر و مهرداد آسمانی . ( شرکت کلتکس ) عکس فوری( سال 2004 ) با ترانه های شهیار قنبری و آهنگ و تنظیم مهرداد آسمانی. ( شرکت کلتکس ) تغییر سبک کار هنری مهرداد در واقع با آلبوم جادوی عشق آغاز شد که با ترانه های زویا زاکاریان به قافله ی ترانه ی نوین ایران پیوست و با همکاری با شهیار قنبری در آلبوم عکس فوری ، این همراهی با ترانه ی نوین به اوج رسید. مهرداد در آلبوم عکس فوری اجرا کننده ی ترانه های بیدار و معترض شد و با سبک قبلی خود که به دلیل شرایط خاص هنری حاکم بر شهر لس انجلس به آن روی کرده بود فاصله ی بسیار زیادی گرفت. مهرداد در طی چندین سال کار هنری ، در زمینه ی آهنگ سازی ، با بسیاری از آواز خوانان همکاری داشت از جمله : شهرام شب پره ، ستار ، مهستی ، منصور ، لیلا فروهر ، شهرام صولتی ، بهزاد ، نوش آفرین ، ناهید ، آرمان ، سوزان روشن ، دلارام ، فرخ ، شهره صولتی ، سامان و ... نکته ی مهم و قابل ذکر در کار هنری مهرداد این که وی هنرمند ی ست که چه در مقام آهنگ ساز و چه در مقام آواز خوان ، خودش است و کسی را کپی نمی کند و این موضوع در روند کار هنری هر هنرمندی بسیار در خور اهمیت است که خودش باشد و ادای دیگری را در نیاورد ، اوریجینال بودن و پیدا کردن راه درست در مسیر کار هنری ، از فاکتورهای مهمی ست که هنرمند را در موفقیت و ماندگار شدن یاری می کند. مهرداد ، همسر و یک فرزند پسر به نام مهرزاد دارد و با خانواده اش یعنی مادر ، خواهر ، همسر و فرزندش زندگی می کند. http://ax.tirip.com/res/l/1882135.jpg (http://ax.tirip.com/res/1882135.jpg) شهیار قنبری ، گوگوش و مهرداد http://ax.tirip.com/res/l/9761316.jpg http://ax.tirip.com/res/9612390.jpg http://ax.tirip.com/res/1993219.jpg (http://www.hamtaraneh.com/) http://ax.tirip.com/res/l/2901574.jpg http://i14.tinypic.com/8bsinx4.jpg از چپ به راست: گوگوش، شهيار قنبری و همسرش و مهرداد آسمانی http://i26.tinypic.com/k4ayrt.jpg http://i14.tinypic.com/6ovsdpe.jpg dokhtare_paizi Thursday 24 January 2008-1, 07:05 PM http://i26.tinypic.com/2qdmzjp.jpg به جرات می‌توان گفت صدای شجریان طی3دهه گذشته نماینده بی بدیل آواز اصیل ایرانی نزد ایرانیان بوده است. هرچند پرشمارند کسانی که غیر مستقیم از این استاد آواز ایرانی تاثیر گرفته‌اند یا حتی کاملا از صدای او تقلید می‌کنند اما با این حال تعداد کمتری توفیق آموزش مستقیم از وی را یافته‌اند محمدرضا شجریان چندی پیش نسبت به سرنوشت آواز ایرانی پس ازخود اظهار امیدواری کرد. اما شاگردان شجریان چند نفرند و کدامیک تاکنون توانسته این امید را برآورده کند؟ شجریان خود گفته است : اصلا شاگردان من زمانی کسی خواهند شد که از شجریان تمرد کنند. اگر از شجریان گذر نکنند همان تکرار من هستند. من بارها گفته‌ام که اگر شاگردان من موسیقی را در سطح من اجرا کنند، به این معناست که موسیقی درجا زده است. آنها باید چند گام از من جلوتر باشند. شاگردان اگر تکرار استاد باشند، موسیقی در جا زده است. از میان شاگردان مستقیم شجریان می توان به اسامی معروفی چون حسام الدین سراج، مظفر شفیعی، قاسم رفعتی، همایون شجریان، زنده‌یاد ایرج بسطامی، محسن کرامتی، علی جهاندار، حمید نوربخش و علیرضا قربانی اشاره کرد. شهرام ناظری، علی رضا افتخاری و علی رستمیان نیز مدتی نزد او بر روی ردیف های آوازی کار کرده اند. گزارش زیر از مصاحبه‌ها و اطلاعات موجود در شبکه اینترنت فراهم آمده است. حسام الدین سراج ---------------------- در سال 1337 در شهر اصفهان در خانواده ای صاحب ذوق دیده به جهان گشود. بزرگترین مشوق وی در تحصیل علم و هنر مرحوم پدرش بود . وی بر علوم قدیمه و ادبیات احاطه داشت و از صدای خوش آهنگی برخوردار بود و با اساتید ادب و هنر نظیر استاد جلال الدین همائی , استاد تاج اصفهانی , استاد حسن کسائی و ..... حشر و نشر داشت , به همین جهت فضائی مستعد برای تربیت فرزندانش فراهم آورده بود. سراج موسیقی را با آموختن تنبک از سیزده سالگی آغاز کرده , سپس سنتور را در اصفهان نزد استاد ساغری آموخته و برای تکمیل آن از اساتیدی چون فرامرز پایور , رضا شفیعیان و پشنگ کامکار بهره جسته است . در زمینه آواز از محضر مرحوم استاد محمود کریمی و استاد محمدرضا شجریان استفاده کرده است . در حال حاضر هم به اغتنام فرصت از محضر ایشان اساتید موسیقی و تحقیق در شیوه قدما بهره می برد. شاگردی و تعلم را بالاترین توفیق زندگی خود می داند و به همین لحاظ به موازات آموزش موسیقی تحصلات خود را در رشته معماری و شهر سازی در دانشگاه شهید بهشتی ادامه داده و موفق به اخذ فوق لیسانس معماری شده است . در برخی از آثار که باصدای او شنیده ایم مانند (باغ ارغوان , شرح فراق , بی نشان , آئینه رو , نرگس مست , ماه نو و ..... ) آهنگسازی را نیز به عهده داشته است . تحقیقاتی در باب زیبائی شناسی هنر و معماری و تطبیقث وجوه اشتراک هنرها دارد که بصورت رساله نهائی دانشگاهی ارائه شده و بعضا به صورت مقاله در مجلات فرهنگی , هنری به چاپ رسیده است. آثار موسیقی که تاکنون از او منتشر شده است عبارتند از : نینوا , باغ ارغوان , وصل مستان , شمس الضحی , یاد یار , آفاق عشق ( خسرو شیرین , لیلی مجنون ) , طریقت عشق , شرح فراق , آئینه رو , دل آرا , بی نشان , نگاه آسمانی , نرگس مست , بوی بهشت , شهر آشنائی , رویای وصل , وداع , عشق و مستی , نازنین یار , ماه نو و آئینه و آه و ... . تا کنون کنسرت های موسیقی موفقی در کشورهای فرانسه , انگلستان , سوئیس , هلند , آلمان , یونان , اسپانیا , چین , ترکیه , کره , کانادا , آمریکا , و روسیه داشته است . در فرازی از یکی از مصاحبه های هنری چنین اظهار میدارد : من خود را شاگرد کوچک مدارج نخستین آستان هنر می دانم و امیدوارم تا آخر عمر خاک پای اساتید عارف و عاشق این دیار سرمه چشم من باشد. علی جهاندار ---------------------- او خواننده کم کاری است که در سال 1327 در روستاى شمام رودبار به دنیا آمد. با توجه به علاقه اش به موسیقی، به دلیل نبود امکانات در زادگاهش فقط می توانست با تقلید از موسیقی های پخش شده به خواندن بپردازد. وی مدتی بعد در استان خوزستان، به اداره فرهنگ و هنر وقت در اهواز مراجعه و از سال1348 با گروه فرهنگ و هنر اهواز همکارى کرد و از سال 54 از طریق کاست هاى شجریان به تمرین شیوه او پرداخت و از سال 62 نزد شجریان رفت و به صورت مداوم تا سال 71از آموزه هاى او استفاده کرد. مدتی بعد نیز با استاد حسن کسایی آشنا شد و اجراهای مشترکی با استاد شجریان در برخی کشورها داشته است. جهاندار فقط آلبوم صبح مشتاقان و نقش پندار را منتشر کرد که فروش متوسطی داشت . هر چند گوشه هایی از هنرنمایی پرویز مشکاتیان در آهنگسازی صبح مشتاقان به چشم می خورد اما تقلید صرف و منحصر به فرد جهاندار از شجریان، به نظر کارشناسان لطمه شدیدی به این اثر زده است. شاید مخاطبان سخت گیر موسیقی اصیل ایرانی به این باور اعتقاد داشته اند که اگر بنا باشد اجرا‌های شجریان توسط کس دیگری مو به مو تقلید شود، همان بهتر که به خود شجریان گوش دهند نه کس دیگر. به هر حال علیرغم علاقه شدید این شاگرد به استاد و کم کاری وی در انتشار اثر، جهاندار را تا کنون در انتهای فهرست ادامه دهندگان راه شجریان قرار داده است. مظفر شفیعی ---------------- گفته می‌شود شجریان تاکنون بارها از شفیعی به عنوان یکی از شاگردان برگزیده خود نام برده است. او متولد 1331 کاشان است، پس از فرا گرفتن مقدمات آواز ایرانی نزد پدرش در سال 1353 نزد استاد اسماعیل مهرتاش راه یافت. در سال 1359 و پس از درگذشت مهرتاش، نزدمحمدرضا شجریان رفت و طی چند سال تا دوره عالی پیش رفت. شفیعی درحال حاضر به تدریس و اجرای آواز مشغول است. او تاکنون کنسرت هایی در فرانسه و ایتالیا برگزار کرده است. شفیعی معتقد است جنس و بافت و همه چیز صدای شجریان مخصوص خود اوست؛ مثل هر کسی دیگر که باید چنین باشد. اما با کمال تعجب اکثرا می خواهند شبیه شجریان باشند یا بگویند شاگرد او هستیم...چون همه می خواهند مانند استاد شجریان باشند. او می‌گوید: وقتی شخص می خواهد کاری ارائه کند از صدای خودش دور می شود و هیچ صدایی به دل تو نمی چسبد! اصلا گرمایی در صداها وجود ندارد. هیچ صدای شاخصی موجود نیست که تو را تکان بدهد و نکته جدیدی در آن باشد. صداهایی مثل بنان، قوامی، خوانساری، گلپایگانی و ایرج هم بودند و شجریان هم در کنار اینها حضور داشت. اینها همه خودشان بودند. کسی از کسی تقلید نمی کرد! ایرج بسطامی ---------------------- ایرج بسطامی در اول آذرسال 1336 در شهر بم کوچه باغ جعفری، منزل پدری و جد پدری که قدمت 120 ساله داشت متولد شد. وی از 5 سالگی به خواندن آواز علاقه داشت و هر یک از اعضاء خانواده از جد پدری گرفته تا پدر بزرگ و پدر در زمینه خواندن آواز و نواختن سازهای مختلف تجربه داشتند. او در کنار آنها با اصول موسیقی آشنا شد. سپس به فراگیری دستگاه‌های موسیقی نزد پدر خود پرداخت و از سنین نوجوانی تحت تعلیم عمویش ( یداله بسطامی ) قرار گرفت که به رهبری وی گروهی با همکاری برادران بسطامی ایجاد شد که در رادیو و تلویزیون آن زمان و اردوهای رامسر اجرای برنامه داشتند. بعد از فوت یداله بسطامی، ایرج برای فراگیری آواز و ردیف‌های آوازی نزد استاد شجریان آمد و با وجود مشکلات و مسافت راه به عشق فراگیری آواز، رنج رفت و برگشت بم ، تهران را به جان می خرید. بسطامی پس از چندی اتاقی در محله پامنار تهران اجاره کرد. به دلیل وقایع انقلاب تمرین‌های آواز برای او بسیار دشوار بود. اما وی تا آنجا که می توانست به این تمرین‌ها ادامه داد. بعد از تعلیمات استاد شجریان، عصر یک روز شنبه، در منزل وی با پرویز مشکاتیان آشنا و نزد ایشان به فراگیری تلفیق شعر و موسیقی پرداخت و اولین نوار خود را که افشاری مرکب بود با همکاری مشکاتیان به جامعه هنری عرضه داشت. ایرج بسطامی در سن 40 سالگی به اوج فعالیت هنری خود رسید و در طول چهارده سال فعالیت هنری خود یازده کاست به جای گذاشت. او به دور از جنجال و هیاهوی هنری در شهرستان بم و استان کرمان به تدریس آواز و سرپرستی خانواده برادر مرحومش ( نصرت‌الله بسطامی ) پرداخت (‌ که تنها بازمانده این خانواده پس از فاجعه بم دختری است به نام « خاطره » ) ایرج بسطامی در عین حال که از صدای رسا، پر وسعت و مستقل برخوردار بود. شخصیت و هویت آوازی منحصر به خود داشت به این سبب آواز او تنها به خودش شبیه بود. بدین ترتیب مرحوم بسطامی تنها شاگرد شجریان بود که علیرغم درس گرفتن از استاد با صدای منحصر به فردش بی هیچ شباهتی به صدای استاد، می‌خواند. با ادامه حیات او چهره‌ای ماندگار در موسیقی اصیل ایرانی خلق می‌شد. همایون شجریان و سینا سرلک ------------------------------------ بدون شک شبیه‌ترین صداها به صدای محمدرضا شجریان از آن فرزندش همایون است و همین امر شاید باعث شود دیگران شبیه خوانی در مورد شجریان را وا نهند! شجریان در مصاحبه دو ساعته ای با شبکه جهانی جام جم از همایون و سینا سرلک به عنوان تنها کسانی که از سنین پایین نزد او مراحل آموزش را طی کرده‌اند یاد کرده است. سرلک از 12 سالگی و همایون از 10سالگی مراحل صداسازی و تکنیک های صدا و حنجره را آموزش دیده‌اند. همایون شجریان متولد 31 اردی بهشت سال 1354 است . از کودکی به تشخیص پدرش تنبک را نزد استاد ناصر فرهنگفر و بعدها استاد جمشید محبی آموخت ، گرچه بعدها در هنرستان موسیقی کمانچه را به عنوان ساز تخصصی انتخاب کرد و در خارج از هنرستان نزد اردشیر کامکار به یادگیری آن پرداخت . همایون شجریان را دوستداران و علاقه مندان موسیقی ایرانی و علی الخصوص موسیقی خاص استاد شجریان از پیش تر ها می شناختند . به عبارتی نام همایون برای آنان که آثار و آوازهای استاد محمدرضا شجریان را پیگیری می کردند غریبه نبود . همایون در آلبوم آهنگ وفا با پدر همخوانی هایی در برخی ابیات کرده بود و البته تمبک نیز زد . در خلال سال های 75 تا 79 و به خصوص در کنسرت های خارج از کشور استاد محمدرضا شجریان ، مشتاقان آوای استاد ، جوانی را در کنار استاد دیده بودند که تنبک می زند و گاهی برخی ابیات را می خواند. در اردی بهشت ماه 1382آلبوم نسیم وصل که اولین آلبوم مستقل همایون شجریان بود به بازار موسیقی کشور عرضه شد. بعدها دومین آلبوم او یعنی ناشکیبا در 31 اردی بهشت سال 1383 به بازار عرضه شد .اما سومین آلبوم وی ، شوق دوست ، در اسفند ماه 83 خود را به بازار موسیقی معرفی کرد. نقش خیال نیز در مهرماه 1384 بار دیگر نام او را بر سر زبانها انداخت. همایون در اولین مصاحبه عمرش با روزنامه جام جم ، بیان کرده بود که بسیار نگران این است که نتواند از زیر سایه نام پدر بیرون بیاید . به عبارت دیگر او ضمن اینکه نهایت احترام را برای پدر قائل است اما دوست ندارد کوچکترین حرکت او با یک استاد با سابقه پنجاه سال آواز خوانی و مرکب خوانی که در ذهن و حافظه مردم چهره ای ملی است مقایسه شود. محسن کرامتی ------------------- متولد 1326 درتهران است. فارغ‌التحصیل رشته نقاشی از دانشگاه تهران، خطاط، مترجم بیش از چهل عنوان کتاب و مؤلف فرهنگ اصطلاحات هنرهای تجسمی و بالاخره یک خواننده پرکار و محقق در موسیقی ایرانی است. سالهاست که به تدریس روایت و شیوه آوازی اولین و تنها معلم موسیقی مستقیمش، استاد شجریان مشغول است. امکانات صوتی و صدای خاص کرامتی و وسعت بسیار خوب محدوده صوتی‌اش، امکان تقلید از ظلّی، شجریان، و بنان را در دوره جوانی و آغاز آشنایی با موسیقی ایرانی برایش فراهم می‌کرد. اولین کار رسمی او، اجرای آواز چهارگاه در کاست صبحگاهی به سرپرستی و آهنگسازی حسین محمد علیزاده است. این همکاری به صورت مستمر در گروه هم آوایان و اجرای کنسرتها ادامه پیدا می‌کند. آوازهای پنجه دشتی، دلدار، و... از اوست. تنظیم و اجرای ردیف میرزاعبدالله به صورت آوازی و با کلام گذاری وی از دیگر آثار اوست که در حوزه ردیف موسیقی ایرانی یک کار نوع و بدیع است. حمیدرضا نوربخش ------------------------- نوربخش را در سال‌های ابتدایی دهه هفتاد، استاد فرامرز پایور و گروهش به دوستداران موسیقی معرفی کردند. خیلی‌ها او را شجریان آینده می‌نامیدند. او اگر چه در اندک زمانی توانست نام خود را به فهرست کم‌تعداد شاگردان تأیید شده قدیمی استاد شجریان اضافه کند؛ اما در سال‌های بعد با ورود پی‌درپی خوانندگان جوانی که همه آن‌ها به شیوه شجریان می‌خواندند؛ به یکی از ده‌ها خواننده این مکتب تبدیل شد. با این وجود در دوره جدید نیز «حمیدرضا نوربخش» به صورتی دیگر نام خود را- حداقل در میان اهل فن- مطرح کرد. او اینک از معدود مدرسان دوره صداسازی به شمار می‌رود. صداسازی دوره پیش نیاز آواز و ردیف آوازی است که قدمت تدریس آن به شکلی که مدنظر نوربخش- دست پرورده استاد شجریان- است؛ به زحمت به یک دهه می‌رسد. این دوره آموزشی در وضعیت اخیرش محل مناقشه و بحث‌های فراوانی میان کارشناسان موسیقی و آواز بوده است. موافقان صداسازی آن را لازمه فراگیری ردیف و تولید صدای مطلوب می‌دانند. در مقابل اکثر مخالفان، بدون آن که با اصل صداسازی مخالف باشند، معتقدند که اولاً صداسازی همواره به نوعی در دوره‌های آموزشی آواز وجود داشته و ثانیاً بیشتر خوانندگان قدیمی ضمن داشتن صداهای مستقل به خوبی و با کمترین نقص آواز می‌خوانده‌اند. نوربخش درباره خودش می گوید: من تا قبل از 18 سالگی تحت تاثیر تاج بودم و چون تاج با پدرم موانست داشت بسیار به آواز و شخصیت تاج علاقمند بودم، بنابرین به شیوه ی او کاملا واقفم اما با حضور خدمت استاد شجریان بطور کامل شیوه ام تغییر یافت. حمیدرضا نوربخش در آبانماه سال 1344 در خانواده ای که علم و دانش و ذوق و هنر تنها میراث ماندگار و مستمر نیاکانش بود ، در شهر قم دیده به جهان گشود. برخوردار بودن از نعمت پدری که خود با مکاتب آوازی قدما آشنایی کامل و با آخرین بازمانده آنان ، مرحوم استاد تاج اصفهانی ارتباطی وثیق و صمیمیتی پایدار داشت ، نوربخش را از هنرجویان بلاواسطه مکتب آوازی تاج قرار داد. وی گذشته از تحصیلات دانشگاهی در رشته حقوق ، سالها در ادبیات فارسی و عرب در محضر فرهیختگان و اساتید صنایع بدیعی عروض ، قافیه و معانی بیان ، کسب کمال کرده است. درک حضور تنها یادگار خاندان موسیقی ، مرحوم استاد احمد عبادی ، از توفیقاتی است که وی را شامل گردید. آنگونه که در چهار سال پایانی عمر استاد عبادی ، نوربخش با حضوری مستمر در محضر ایشان گذشته از نکته آموزی ، شدیدا مورد توجه و علاقه خاص ایشان قرار گرفت. آنچنان که استاد عبادی بارها در مجالس و محافل هنری ، نوربخش را از امیدهای آینده آواز ایران عنوان می کرد. همزمان با تحصیلات دانشگاهی موهبت شاگردی در محضر استاد بزرگ آواز ایران محمدرضا شجریان از فرصتهای مغتنمی بود که نصیب نوربخش گردید و پس از گذشت سالها این ارتباط علمی و آموزشی همچنان برقرار است. کاست پرده عشاق در قالب کاری از استاد فرامرز پایور و کنسرت گروه عارف با آهنگسازی استاد پرویز مشکاتیان ، کارهای منتشر شده از نوربخش می باشد. وی همچنین دو سال ریاست هنرستان موسیقی پسران را عهده دار بوده است. saeid_avani Monday 28 January 2008-1, 10:51 AM http://f3.yahoofs.com/blog/462200a7zfcdb51eb/82/__sr_/827c.jpg?mgg6YnHBuJibo2dY ابراهيم حامدي (ابي) صدايي بي همتا در تاريخ موسيقي ايران ... ابراهيم حامدي متخلص به "ابي" در ۲۹ خرداد سال ۱۳۲۸ در ميدان فوزيه تهران ديده به جهان گشود. او در اوان نوجواني به استعدادهاي خويش در خواندن پي برد و شروع به خواندن در يک گروه دوستانه به نام sun boys کرد و خواندن در باشگاهها و کاخ هاي جوانان را آغاز کرد و پس از چند سال ، در آغاز جواني اولين ترانه ي مستقل خود را اجرا کرد . اين اثر ترانه اي بود با نام "عطش" از ساخته هاي " استاد حسين واثقي "براي فيلمي با همين عنوان. "ابي" اين ترانه را با چنان قدرت و زيبايي اجرا کرد که توجه بسياري را به خود جلب کرد. ابي به اين ترتيب پا به عرصه ي ترانه گذاشت و آغازگر سبکي تازه در ترانه نوين ايران شد. او با اتکا بر صداي توانمند و بي نظيرش پا به عرصه پر فراز و نشيب ترانه گذاشت. او از همان روزهاي اول و آثار نخستينش نشان داد که حرفهاي بسياري براي گفتن دارد و مي تواند تأثير به سزايي در شکلگيري ترانه نوين ايران که آن روزها چند سالي بيشتر از عمرش نمي گذشت داشته باشد. دومين ترانه او ترانه اي بود اعتراضي به نام "چرا" ، با شعر "مسعود هوشمند" و آهنگ "استاد حسين واثقي " که به سبک و شيوه اي بسيار زيبا توسط او خوانده شد. اما سومين آهنگي که "ابي" اجرا کرد و به گفته خودش باعث معروفيت او شد ترانه اي به نام "شب" بود با "شعر "اردلان سرفراز" و آهنگ "منصور ايران نژاد " که در شوي "ميخک نقره اي" زنده ياد "فريدون فرخزاد" به گوش مردم رسيد. اين ترانه به خاطر شعر و موسيقي قوي و همچنين اجراي عالي خواننده بسيار مورد توجه قرار گرفت و همگان را به تحسين واداشت. ابي در همين دوران با شهبال و شهرام شبپره آشنا شد و با ايشان شروع به همکاري در گروهي کرد که در آن روزگار يکي از بهترين گروههاي موسيقي در ايران بود. بله او مدتي با گروه Black cats همکاري کرد و شبهاي بسياري را در کاباره ي "کوچيني" به روي صحنه رفت و تجربه کسب کرد . اما پس از مدتي فعاليت خود را با اين گروه قطع کرد و کارش را به صورت مستقل و به تنهايي ادامه داد . واين آغاز کار هنرمندي بود که فريادش تبديل به صداي در گلو خفه شده مردم ايران شد. "ابي" کارش را با همين سبک و سياق ادامه داد ودر طول سالهاي پيش از انقلاب ده ها ترانه اجرا کرد. که اين ترانه ها در سالهای بعد از انقلاب در قالب چهار آلبوم منتشر شد . اين آلبومها به ترتيب "تپش" ، "نازي ناز کن" ،"شب زده" و"کوه يخ" نام داشت. او در اين چهار آلبوم آثاري جاويدان از بهترين ترانه سرايان و آهنگسازان ايران را اجرا کرد . ابي همچنان در آن سالها بر روي تعداد زيادي از فيلمها ترانه خواند و سکانسهايي ماندگار از تلفيق هنر کارگردانان ، بازيگران و صداي "ابي" ساخته شد. از جمله فيلمهايي که "ابي" براي آنها ترانه خواند مي توان به فيلمهاي : عطش ، هياهو ، تپش ، کندو ، ذبيح ، قاصدک ، بت شکن ، گل هاي کاغذي ، شب زخمي ، خاکستري ، باغ بلور ، تهمت ، بر فراز آسمانها و بوي گندم اشاره نمود. همچنين او در زمينه بازيگري هم يک بار خود را آزمود و در فيلم "بوي گندم" ايفاي نقش کرد . "ابي" دو سال پيش از انقلاب براي اجراي يک سري کنسرت در آمريکا از ايران خارج و به دليل شکل گرفتن انقلاب در ايران در آمريکا ماندگار شد . ابراهيم حامدي در سالهاي سخت و سنگين غربت نيز قدمي از راه خود پا پس نکشيد و خود را در بازار غير مسيول "لوس آنجلس" رها نکرد و با سختي زياد به انجام کار درست با ترانه سرايان و آهنگسازان مسيول و نام آشنا ادامه داد. او در طول سالهاي غربت تا به امروز سیزده آلبوم منتشر کرده است که به ترتيب انتشار عبارتند از : با تو ، غريبه ، خليج ، ستاره دنباله دار ، معلم بد ، اتل متل ، ستاره هاي سربي ، عطر تو ، پير ، تاج ترانه ، طلوع کن ، شب نيلوفري و حسرت پرواز . " ابي" در تمامي اين سالها چه قبل و چه بعد از انقلاب و از همان کارهای آغازين خود و در طول سالهای غربت هيچگاه مسيوليت خود را نسبت به ايران و وضعيت مردم آن فراموش نکرده است و هميشه ترانه هاي ملي و ميهني و ترانه هاي معترض را در کنار ترانه هاي عاشقانه اجرا کرده و به سمع دوستداران صدايش رسانده است . ترانه هايي چون : چرا ، شب ، پاينده باد ايران ، روستايی ، هم غصه ، پير ، خليج فارس ، گل سرخ ، خانه سرخ ، خورشيد بي حجاب ، نون و پنير و سبزي ، اتل متل ، معلم بد ، طلوع کن ، هلا ، درخت ، سياه پوشها و چندين و چند ترانه ديگر از اين دست. او با انتخاب و اجراي اين آثار نشان داده که نسبت به مردم و ميهنش چه احساس ناب و خالصي دارد و اوج اين احساس را در ترانه "خليج فارس" که بي شک يکي از زيباترين آثار خلق شده در تاريخ ترانه نوين ايران مي باشد مشاهده مي کنيم ترانه اي که در زمان اجرايش توسط "ابي" اشک لذت و غرور و ميهن پرستي را بر ديگان هر ايراني جاري مي سازد . ابي در اجراي کنسرت نيز به موفقيتهاي بسياري دست يافته و درهاي سالنهاي بزرگ و مشهور در جهان را به روي ايرانيان باز کرده و با اتکا بر توان بالاي صدايش در اجراهاي زنده و همچنين ترانه هاي خاطره ساز و محبوبش سالانه هزاران ايراني را در اين سالنها در اقصي نقاط جهان گرد هم مي آورد و برايشان از "عشق" مي خواند . از جمله سالنهای نامداری که ابی در آنان برنامه اجرا کرده مي توان به اين سالنها اشاره کرد : يونيورسال آمفي تياتر (لوس آنجلس) ، شراين آدوتوريوم (محل برگزاري مراسم اسکار) ، گريک تياتر (لوس آنجلس) ، کندي سنتر (واشنگتن) ، اپراي سيدني (همراه با ارکستر سمفوني سيدني ) ، سالن سلطنتي نوبل (استکهلم ) ، کويين آمفي تياتر (ونکوور) ، گلوين (سالن بين المللي سويد ) ، فيلارمونيک برلن (برلين) ، گلف دبي (سالن بين المللي دبي) ، اويشن کلاب (سالن بين المللي دبي ) ، کنسرت هاوس (يوتبوري) و ... "ابي" در تمام دوران هنري اش با بهترين ترانه سرايان و آهنگسازان ايران همکاري داشته و بهترين آثار آنان را اجرا نموده است. شايد از اصلي ترين دلايل موفقيت او و ماندگار شدن آثار او در طول بيش از سي سال همين همکاري هاست ، که حاصلش خلق ترانه هايي ماندگار در ترانه نوين ايران مي باشد . از جمله بزرگاني که "ابي" با آنها همکاري داشته است مي توان به ترانه سراياني چون : ايرج جنتي عطايي ، اردلان سرفراز ، شهيار قنبري ، ليلا کسري(هديه) ، منصور تهراني ، زويا زاکاريان ، هما مير افشار و غيره اشاره کرد و از آهنگسازاني چون زنده ياد واروژان و بابک بيات ، فريد زلاند ، سياوش قميشي ، محمد شمس ، اسفنديار منفرد زاده و غيره نام برد . "ابي" آوازخواني ست مردمي که از دل مردم ايران زاده شده است. او با احترام به گوش و هوش مردم ايران در طول سي و پنج سال کار هنري اش و با قبول سنگيني مسيوليتي که بر دوش دارد و با تلاش و پشتکار زياد وبا خلق آثاري که در گوشت و خون مردم ايران جاي گرفته است و همچنين شخصيت هنري محبوبي که دارد توانسته دل بسياري از ايرانيان را بدست آورد و اين ارتباط با جوانان در ايران به حدي است که نام "ابي" بر ديوارهاي دورافتاده ترين روستاهاي ايران نيز به عنوان خواننده محبوب آنان نقش بسته و اين نشان از اوج موفقيت و محبو بيت يک هنرمند است. با اميد به روزي که اين هنرمند ارزنده را در وطن عزيزمان ايران و در ميان دوستدارانش ببينيم nasim Saturday 2 February 2008-1, 08:59 PM سخنان زيادي در مورد زندگي هنري و خصوصي فرهاد مهراد در ميان است… همه ميگن صداي مخصوص خودش رو داشت. خيلي ها او را به خاطر نرفتن به خارج از كشور و ماندنش تحسين مي كنند .. بعضي ها از مهربانيش مي گويند و بعضي از انزوايش و سكوتش!! فرهاد انساني تنها بود .!! فرهاد بي آزار و منزوي بود. آدم بذله گو و شوخي نبود… هميشه گوشه گير بود. مي شد فهميد كه نمي تواند خيلي چيزها را تحمل كند. اما در رفتار هايش نشان مي داد. خوش بر خورد و خوش رو بود . البته گاهي اوقات هم بذله گويي مي کرد. مثلا زماني كه به معرفي اعضاي گروه مي پرداخت؛ شوخ طبعي اش گل مي كرد. هامو را هملت معرفي مي كرد و وقتي كه مي خواست شماعي زاده را معرفي كند، مي گفت: نايس جنتلمن!! شماعي زاده اوايل فكر مي كرد فرهاد دارد به او فحش مي دهد براي همين ناراحت مي شد، حالا شايد اکنون كه کمي به زبان خارجه تسلط يافته، مي داند آن دو كلمه توهين نبوده است. خودش را كه معرفي مي كرد مي گفت : اين منم كه پيانو مي زنم. بعد كه پيانو زدنش تمام مي شد، مي گفت اين يك پيانيست معمولي بود. او مودب بود كه هيچ كس را به نام كوچكش صدا نمي كرد. فرهاد يك گام از اجتماع جلوتر بود. ناملايمات اجتماع را مي ديد و از ديدن آن رنج مي برد. ناداني ديگران را مي ديد و غصه مي خورد.و همين مسئله او را وادار به سكوت مي كرد. شعور بالاي فرهاد بود كه او را به انزوا كشاند. فرهاد خواننده اي از تبار حقيقت بود. موسيقي از ديد فرهاد عارفانه بود نه مطربي!! فرهاد از جمله معدود هنرمندان موسيقي پاپ بود که پس از انقلاب اسلامي ايران، در سال 1357، کشور را ترک نکردند. ترانه وحدت ساخته اسفنديار منفردزاده با شعر سياوش کسرايي، از آثار اين خواننده ايراني است که در اوايل انقلاب به اجرا در آمد. در چند سال اخير نيز او در ايران چند برنامه هنري اجرا کرد و در آنها تعدادي از ترانه هاي گذشته اش را نيز به اجرا در آورد. ترانه هاي فرهاد در دهه 50 شمسي با مضامين سياسي و اجتماعي در ميان جوانان کشور محبوبيت زيادي کسب کرد، از جمله ترانه هاي جمعه خونين، هفته خاکستري و کوچه ها (شبانه). فرهاد که برخي منابع نام او را محمد صفار منتشري نوشته اند در سال 1321 در لنگرود به دنيا آمده بود. معروف ترين ترانه او جمعه نام داشت که شعر آن را شهيار قنبري سروده بود و آهنگ آن کار اسفنديار منفرد زاده بود و اولين بار در فيلمي به نام خداحافظ رفيق خوانده شد. اين ترانه مدتها نزد جوانان آن دوره يک ترانه سياسي تلقي مي شد و شيوه خواندن فرهاد هم به اين تصور دامن مي زد. بيماري فرهاد نوع پيشرفته "هپاتيت سي" بود که به کبد او صدمه زده بود. دکتر زالي از پزشکان معالج وي در تهران پيشتر گفته بود که حتي با پيوند کبد شانس زنده ماندن او حداقل ?? درصد است. نهمين فرزند مرحوم رضا مهراد ،كاردار وزارت امورخارجه دولت ايران در كشورهاي عربي ،روز بيست و نهم دي ماه در لنگرود متولد شد. اخلاق و رفتار آخرين فرزند خانواده مهراد آنقدر متفاوت بود كه هميشه از سوي اطرافيان به «تقليد از بزرگترها» مي شد.سه سال بيشتر نداشت كه علاقه به موسيقي او را وادار ميكرد تا پشت در اتاق برادرش بنشيند و تمرين ويلون او و دوستانش را گوش كند . در همان دوران يكي از دوستان برادرش متوجه علاقه فرهاد به موسيقي ميشود و از خانواده او ميخواهد كه سازي براي او تهيه كنند. با اصرار برادر بزرگتر يك ويلون سل براي او تهيه ميكنند و تمرينات فرهاد آغاز ميشود. عمر تمرينات ويلون سل از 3 جلسه فراتر نرفت، چرخ روزگار ساز او را شكست و به قول فرهاد:«ساز صد تكه و روح من هزار تكه شد.»و از آن پس بازهم دل سپردن به تمرينات برادر بزرگتر تنها سرگرمي و ساز تبديل به روياي فرهاد شد. با ورود به مدرسه استعداد او در زمينه ادبيات آشكار و ادبيات تبديل به دلمشغولي او ميشود و در آستانه ورود به دبيرستان تمايل به تحصيل در رشته ادبيات پيدا ميكند. اما عليرغم نمرات ضعيفش در دروسي غير از ادبيات و زبان انگليسي ،مخالفت عموي بزرگش در غياب پدر، او را مجبور به ادامه تحصيل در رشته طبيعي ميكند .و عاقبت دلسپردگي به ادبيات و بي علاقگي به دروس مورد علاقه عمويش سبب ميشود تا در كلاس يازدهم ترك تحصيل كند. پس از ترك تحصيل با يك گروه نوازنده ارمني آشنا ميشود و با استفاده از سازهاي آنان به صورت تجربي نواختن را مي آموزد و مدتي بعد به عنوان نوازنده گيتار در همان گروه شروع به فعاليت ميكند. گروه راهي جنوب ميشود تا در باشگاه شركت نفت برنامه اجرا كنند و اولين شب اجراي برنامه رهبر گروه به بهانه بيماري و غيبت خواننده گروه از فرهاد ميخواهد تا او جاي خواننده را پر كند. وسواس شديد فرهاد در اداي صحيح كلمات و آشنايي او با ادبيات ملل چنان در كار او موثر بود كه وقتي ترانه اي به زبان ايتاليايي ،فرانسوي و يا انگليسي اجرا ميكرد كمتر كسي باور ميكرد كه زبان مادري اين هنرمند فارسي باشد و همين خصوصيت باعث درخشش گروه و تمديد مدت برنامه گروه ارمني شد. مدتي بعد از گروه جدا ميشود و فعاليت انفرادي خود را آغاز ميكند.فرهاد براي اولين بار در سال 42 براي اجراي چند ترانه انگليسي راهي برنامه تلويزيوني «واريته استوديو ب» ميشود و مخاطبان بيشتري مي يابد. مدتي بعد فرهاد در يكي از كنسرتهاي بزرگي كه به مديريت مجله «اطلاعات جوانان» در امجديه برگزار شد هنرنمايي كرد. در اين برنامه فرهاد چند ترانه با گيتار اجرا ميكند و بيش از پيش مورد توجه تماشاگران و همچنين شهبال شب پره ،مرد اول گروه Black Cats قرار ميگرد. چندي بعد فرهاد با شهبال شب پره سرپرست گروه بلك كتز آشنا مي شود .همكاري فرهاد به عنوان خواننده و نوازنده گيتار و پيانو با شهبال شب پره (پركاشن) ،شهرام شب پره (گيتار)، هامو(گيتار) ، حسن شماعي زاده (ساكسيفون) و منوچهر اسلامي (ترومپت)در كلاب كوچيني از سال 45 آغاز ميشود. منوچهر اسلامي كه از فرهاد به عنوان پايه اصلي Black Cats ياد ميكند با اشاره به استعداد فرهاد مي گويد:«فرهاد با اينكه نت نميدانست و موسيقي را از راه گوش آموخته بود نياز چنداني به تمرين نداشت.او با چند بار زمزمه كردن شعر ،ساز و صدايش را با بقيه گروه هماهنگ ميكرد.در واقع او به احترام ديگر اعضا در جلسات تمرين حاضر مي شد.» در همين دوران يعني در اوج فعاليت Black Cats ،دوستداران فرهاد ترانه «اگه يه جو شانس داشتيم» يعني اولين اثر فرهاد به زبان فارسي را در فيلم «بانوي زيباي من» شنيدند. او اندکي بعد براي پرستاري ازخواهرش راهي انگلستان ميشود.در طول سفر كه قرار بود 2 ماه به طول انجامد يكي از تهيه كنندگان سرشناس انگليسي به سراغ او مي آيد و پيشنهاد انتشار آلبومي با صداي فرهاد را مطرح ميكند. اما بيماري فرهاد و بروز مشكلات متعدد شخصي باعث ميشود تا انتشار آلبوم در حد حرف باقي بماند و سفر 2 ماهه بيش از يكسال طول بكشد. سال 48 فرهاد ترانه «مرد تنها» ،با شعر شهيار قنبري و موسيقي اسفنديار منفردزاده،را براي فيلم «رضا موتوري» ميخواند.ترانه «مرد تنها» كه پس از اكران فيلم در قالب صفحه گرامافون راهي بازار شده بود آنچنان طرفدار مي يابد كه فرهاد تبديل به يك ستاره ميشود. چون هميشه معتقد بود بايد شعري را بخواند كه خود به آن اعتقاد دارد و در واقع آن شعر بايد به شكلي زبان حال او باشد پس از «مرد تنها» تعداد محدودي ترانه يعني ترانه هاي «جمعه»،«هفته خاكستري»،«آيينه ها»(51-1350)را خواند و با افزايش تنشهاي سياسي در ايران در دهه پنجاه ترانه هاي «شبانه1» ،«خسته»، «سقف»،«گنجشگك اشي مشي»،«آوار»،«شبانه2» با اشعاري از احمد شاملو و شهيار قنبري و صداي فرهاد منتشر و تبديل به سرود اتحاد مردم شدند. يك روز بعد از انقلاب در ايران يعني در روز 23 بهمن 1357 مرحوم «سياوش كسرايي» ترانه «وحدت» را به اسفنديار منفردزاده مي سپارد و در همان روز صداي فرهاد در ستايش آزادي و آزادگي در تلويزيون ملي طنين انداز شد. پس از انقلاب فرهاد،خواننده انقلابي ،از ادامه كار منع و تقاضاهاي چندباره او براي انتشار مجدد آثارش با مخالفت روبرو شد. البته در همين سالها كه حتي از انتشار مجدد ترانه «وحدت» به بهانه «تكراري بودن» جلوگيري مي شد شخص با نفوذي بدون كسب مجوز از خواننده،آهنگساز يا شعراي اين ترانه ها آلبومي با نام وحدت و با مجوز رسمي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي را راهي بازار كرد. بالاخره سال 1372 پس از 15 سال آلبوم جديد فرهاد، «خواب در بيداري»،مجوز انتشار دريافت كرد و تبديل به پر فروش ترين شد. پس از انتشار «خواب در بيداري» ،فرهاد كه از انتشار آلبوم بعدي خود در ايران نا اميد شده بود در سال 1376 آلبوم «برف» را در ايالات متحده آمريكا ضبط و منتشر كرد و اين آلبوم يك سال بعد در ايران منتشر شد. پس از انتشار آلبوم «برف»، فرهاد درصدد تهيه آلبومي با نام «آمين» كه ترانه هايي از كشورها و زبانهاي مختلف را در خود جاي ميداد ،برآمد. از مهر ماه 1379 بيماري فرهاد جدي شد،اما فرهاد از حركت بازنايستاد. آن روزها هيچ چيز جز مرگ نمي توانست او را از تهيه آلبوم «آمين» بازدارد ،كه بازداشت… فرهاد پس از 2 سال معالجه در ايران و فرانسه ،در سن 59 سالگي روز نهم شهريور 1381 در شهر پاريس بر اثر بيماري هپاتيت درگذشت. پيكر فرهاد در آغوش خاك آرامگاه Thiais پاريس خفته است فرهاد رفت و در آرامگاهي كه واقعا آرامگاه است هنوز لبخندي دلنشين بر لب دارد. و در جايي است كه ديگر نه از نامش بلكه از شماره سنگ قبرش شناخته مي شود!! يادداشتم رو با حرف هميشگي فرهاد تموم مي كنم كه آخر تموم حرفاش اينو مي گفت: «به اميد باران و صلح!!» http://ax.tirip.com/res/l/3929101.jpg http://ax.tirip.com/res/l/7031976.jpg nasim Saturday 16 February 2008-1, 03:30 AM بیوگرافی هـــــلن : هلن در شهر تهران به دنیا آمده است. او خوانندگی را از همان دوران بچگی شروع کرد. او در سن 15 سالگی، تحصیلاتش را در هنرستان موسیقی به ویژه در زمینه اپرا و پیانو آغاز کرد. او در سال 1364 به آلمان رفته و شروع به سازماندهی کنسرتها و اجراهای زنده در شهرهای مختلف آلمان به همراه دیگر خوانندگان مشهور ایرانی نمود. هلن در سال 1374 به آمریکا رفت و خوانندگی را به صورت حرفه ای ادامه داد. تا کنون، هلن 4 آلبوم در زمینه موسیقی پاپ منتشر کرده است. وی میتواند به زبانهای فارسی، ارمنی، انگلیسی، اسپانیایی و عربی بخواند. http://ax.tirip.com/res/l/5828210.jpg http://ax.tirip.com/res/l/3810693.jpg http://ax.tirip.com/res/l/3198205.jpg http://ax.tirip.com/res/l/1048700.jpg http://ax.tirip.com/res/l/3907434.jpg nasim Wednesday 27 February 2008-1, 05:54 PM بيوگرافي كامران نام: كامران جعفري تاريخ تولد: ۲۵ نوامبر ۱۹۷۸ محل تولد: تهران - گيشا رنگ چشم: قهوه اي رنگ مو: مشکی محل زندگي: وولندهيلز لوس آنجلس لقب: كامي حيوان: ببر چيني هومن برادر كوچكترش - كتايون يا همون كتي كه سال ۱۹۸۵ به دنيا آمده است زبان: فارسي - انگليسي - فرانسوي - اسپانيايي - تا حدودي تركي ورزش: هاكي - بسكتبال - فوتبال اوقات فراغت: نواختن پيانو - ساختن موزيك - رقص - ورزش - با هومن ميره سينما كار مورده علاقه: خوانندگي - بازيگري در صحنه ي نمايش كاري كه از اون نفرت داره: هر چي به نفسش ضرر برسونه و از كسايي كه رو در روي آدم واي ميسن هم بدش مياد ------------------------------------------------------ بيوگرافي هومن نام: هومن جعفري تاريخ تولد: ۲۳ نوامبر ۱۹۸۰ محل تولد: تهران - گيشا رنگ مو: مشكي رنگ چشم: قهوه اي لقب: هامي - هومي حيوان: شير - همه ي ميمون ها زبان: فارسي - انگليسي - فرانسوي - اسپانيايي ورزش: هاكي - فوتبال - بسكتبال - كشتي - در ضمن طرفدار تيم پرسپوليس اوقات فراغت: نواختن پيانو هومن ميگه: پيانو عامل اصلي موزيك مي باشد كار هاي مورد علاقه: خوا نندگي - بازيگري در صحنه ي نمايش كاري كه ازش نفرت داره: اذيت كردن ديگران http://i17.tinypic.com/6b02c6e.jpg (http://www.hamtaraneh.com/join.htm) http://i12.tinypic.com/67nwbq8.jpg http://i5.tinypic.com/33as60y.jpg http://i8.tinypic.com/4zmkz0h.jpg http://i17.tinypic.com/4zu401t.jpg http://i14.tinypic.com/4lig5ls.jpg http://i5.tinypic.com/67suw7o.jpg (http://www.hamtaraneh.com/join.htm) http://i12.tinypic.com/4m86ikl.jpg http://i16.tinypic.com/66aylu1.jpg http://i8.tinypic.com/6asru5v.jpg http://i14.tinypic.com/4uemhqq.jpg http://i15.tinypic.com/6hh7t5f.jpg هومن با مهدی مهدوی کیا: http://i17.tinypic.com/44afyh2.jpg (http://www.hamtaraneh.com/) http://i1.tinypic.com/6ajy43s.jpg http://i19.tinypic.com/541z144.jpg (http://www.hamtaraneh.com/join.htm) http://i19.tinypic.com/524jtb7.jpg http://i8.tinypic.com/6h7td0n.jpg (http://www.hamtaraneh.com/join.htm) Natasha Friday 29 February 2008-1, 10:55 PM :smoke:امید سلطانی تولد: ششم مرداد هزار و سیصد و چهل و پن

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 11:25  توسط حسین خوش اندام  |