سیدی تصویری مخصوص مدیران محترم
عنوان سیدی : چگونگی بیان موضوع (چگونه سخنرانی کنیم)
طریقه سخن گفتن در جلسه های مدیریتی و کنفرانس ها
استرس را از خود دور کنید
با این روش سخنرانی موفق را تجربه کنید
شامل 2 سیدی
کاملا تضمینی
از سری برنامه های مدیریتی
مرکز تکنولوژی آموزشی
شامل 2 سیدی
محصولات پیشنهادی ما
تام کروز و برد پیت خیلی شبیه جوونیاشون بودن . بچگی ریچارد جیر هم که مثل بچه مثبتای خفن بوده . ممنون مهربان جان . مهربان Sunday 21 October 2007-1, 03:56 PM خواهش ميکنم مرسي سر زدين پدرخوانده Sunday 21 October 2007-1, 04:10 PM realy merci and tnx for this typick nazanin91 Sunday 21 October 2007-1, 04:21 PM چه جااااااااااااااااااااااالب اکثرشون تو عکس جوونی خندیدن ولی در سن بالاتر دهنشون بسته بوده این نشان از افسردگی در سن بالاست (چشمک) مرسی عزیزم مهربان Sunday 28 October 2007-1, 04:39 PM بهترين موسيقي متن تاريخ سينما انتخاب شد نشريه معروف ونيتي فير 50 موسيقي متن برتر تاريخ سينما را انتخاب كرد كه در اين فهرست فيلم باران ارغواني ساخته پرينس با بيشترين آرا در رده نخست اين فهرست قرار دارد. به گزارش مهر، رويترز اعلام كرد نويسندگان اين نشريه معروف در حالي "باران ارغواني" را در صدر جدول خود قرار دادند كه از آن به عنوان "فيلمي با بدترين نقشآفريني هاي تاريخ سينما" ياد كرده اند. به اعتقاد ونيتي فير، موسيقي متن اين فيلم كه در سال 1984 به كارگرداني آلبرت ماگنولي ساخته شد، تركيبي بينقص از "فانك، آر اند بي، پاپ، متال و بازتاب آن چيزي است كه در دهه 1980 تعريف شده بود." پرينس، خواننده 49 ساله آمريكايي كه خود نيز در اين فيلم نقشآفريني كرد براي ترانه "باران ارغواني" برنده اسكار اين بخش شد. از او به عنوان يكي از بزرگترين ستارههاي موسيقي پاپ ياد مي شود كه بيش از 80 ميليون كپي از آلبومهايش به فروش رسيده است. رده دوم اين جدول را فيلم "شب روزي سخت" (1964، ريچارد لستر) به خود اختصاص داد كه موسيقي آن را گروه "بيتلز" ساخت. فيلمهاي "سختتر ميآيند" (1972، پري هنزل)، "داستان عامهپسند" (1994، كوئنتين تارانتينو)، "فارغ التحصيل" (1967، مايك نيكولز) و "سوپرفلاي" (1972، گوردون پاركس جونير) در ردههاي سوم تا ششم قرار گرفتند. موسيقي متن فيلم "قطار بازي" (1996، دني بويل) ساخته ديمن آلبارن در رتبه هفتم قرار گرفت و "تب شنبه شب" (1977، جان بدهام) با ترانههايي از گروه "بي جيز"، رده هشتم را از آن خود كرد. فيلمهاي "ديوارنوشتههاي آمريكايي" (1973، جرج لوكاس) و "چهل سالگي / سرماي بزرگ" (1983، لارنس كاسدان) نيز 10 فيلم صدر جدول را كامل كردند. فهرست كامل 50 موسيقي متن برتر تاريخ سينما ماه آينده منتشر ميشود. رابین Monday 29 October 2007-1, 05:50 PM http://www.jamejamonline.ir/images/20071006/history.jpg در روز 6 اكتبر سال 1927 ميلادي نخستين فيلم ناطق تاريخ سينما به نام جاز سينگر «خواننده جاز» در ايالات متحده و در شهر نيويورك پخش شد. http://www.jamejamonline.ir/images/20071006/history2.jpg اين فيلم با استقبال فراواني روبه رو شد و كمپاني برادران وارنر كه اين فيلم را تهيه كرده بود و در معرض ورشكستگي قرار داشت را نجات داد. سام وارنر يكي از برادران وارنر شب قبل از نمايش فيلم جان سپرد و نتوانست شاهد موفقيت عظيم عمومي و مالي فيلم «خواننده جاز» باشد. http://www.jamejamonline.ir/images/20071006/history31.jpg آلن كراسلند كارگردان نخستين فيلم ناطق بود و ال جالسون ، ستاره بزرگ آن روزگار نقش اول فيلم را داشت. علي رغم اينكه در نوار صوتي فيلم فقط 281 كلمه بود اما اين فيلم به عنوان نخستين فيلم ناطق نام خود را در تاريخ سينما جاودان كرد. http://www.jamejamonline.ir/images/20071006/history4.jpg صداي فيلم روي يك صفحه با سيستم ويتافون ضبط شده بود و در كنار تصاوير پخش مي شد. آلن كراسلند براي صحنه هاي خارجي فيلم كه در محله هاي لاور ايست سايد ، هستر استريت و اورشارد استريت نيويورك فيلم برداري شدند دوربين هاي فيلم برداري كه در آن دوران بسيار بزرگ بودند را به شيوه اي ماهرانه پنهان كرد تا ساكنان اين محله ها متوجه دوربين ها نشوند و رفتار عادي روزمره خود را داشته باشند.صحنه هاي داخلي در استوديوهاي وارنر فيلم برداري شدند. http://www.jamejamonline.ir/images/20071006/history5.jpg «خواننده جاز» نخستين فيلم ناطق تاريخ سينما در « وارنر تئاتر » نيويورك پخش شد. مدت اين فيلم يك ساعت و 30 دقيقه بود.سناريوي آن را ال كوهن با اقتباس از نمايشنامه سامسون رافائلسون نوشته بود.لويي سيلور آهنگ فيلم «خواننده جاز» را ساخته بود. http://www.jamejamonline.ir/images/20071006/history6.jpg به اين ترتيب ، در روز 6 اكتبر سال 1927 ميلادي نخستين فيلم ناطق تاريخ سينما به نام «جاز سينگر» خواننده جاز در سالن « وارنر تئاتر » نيويورك پخش شد. http://www.jamejamonline.ir/images/20071006/history7.jpg استقبال از اين فيلم به اندازه اي بود كه كمپاني وارنر تهيه كننده فيلم كه در معرض ورشكستگي بود ، نجات پيدا كرد. http://www.jamejamonline.ir/images/20071006/history8.jpg با پيدايش سينماي ناطق بسياري از ستارگان سينماي صامت آن روزگار از قبيل باستر كيتون نتوانستند خود را با آن وقف داده و به دست فراموشي سپرده شدند. dokhtare_paizi Tuesday 30 October 2007-1, 01:09 AM ممنون رابین جان خسته نباشی مهربان Tuesday 30 October 2007-1, 01:17 AM مرسي رابين عزيز از تاپيکت ولي فکر کنم اگه اين تاپيک رو توي بخش سينما ميزاشتي خيلي بهتر بود چون اصلا به اين بخش ربطي نداره البته از نظر من ممنون رابین Wednesday 31 October 2007-1, 04:55 PM مرسي رابين عزيز از تاپيکت ولي فکر کنم اگه اين تاپيک رو توي بخش سينما ميزاشتي خيلي بهتر بود چون اصلا به اين بخش ربطي نداره البته از نظر من ممنون قبول دارم بهتره بود توی بخش سینما استارت میشد. رابین Wednesday 31 October 2007-1, 05:18 PM ممنون از انتقال تاپیک تینا. Friday 2 November 2007-1, 08:08 AM تاريخچه اسكار آكادمياسكار در سال 1927 پايه گذاشته شدو اعضايش بلافاصله به فكر افتادند كه جايزهايتعيين كنند تا بتوانند از دستاندكاران سينما تقديركنند... از اين رو مدير هنري و ناظر بر طراحان دكوركمپاني فيلم سازي (متروگلدين) (مه ير) و(جرجاستنلي) مجسمه ساز لس آنجلس ماموريتيافت تا مجسمهاي طراحي كند به شكل يكشواليه كه بر دست شيشه دارد و بالاي سه يكحلقه فيلم ايستاده است... اما نام اين اسكار از كجا آمد...(مارگريتهريك) آرشيويست آكادمي و مديراجرايي بعدي پروژه با ديدن مجسمه فرياد زد:خداي من چقدر به عموي من (اسكار) شباهتدارد. و نام اين مجسمه از آن پس (اسكار) شدمجسمهاي كه نزديك به 30 سانتي متر ارتفاع وبيش از چهاركيلو وزن دارد... و روكشي از آب طلادارد و داخل آن از فلز بريتانيوم و برنز ميباشد... اولين مراسم جوايز اسكار در شانزدهم ماهمي سال 1929 در هتل (روزولت) هاليوودبرگزار شد... در اين سال فيلم بالها جايزه اسكاررا دريافت كرد، در مورد مراسم اسكار بايد گفت:برندگان به اين شكل انتخاب ميشوند كهفيلمهايي كه در سال گذشته از سينماهاي دنيا وآمريكا اكران ميشود. در رده بندي انتخاب قرارميگيرند و از بين آنان جوايز اسكار مشخصميشود، براي مثال برنده اسكار سال 2006،فيلمهايي است كه در طول سال 2005 درسينماها اكران ميشود... فيلم هايي كه اسكار دريافت كردند بالها 1929، در جبهه غرب خبري نيست1930، سيما رون 1931، گراند هتل 1932،رژه 1933، در يك شب اتفاق افتاد 1934،شورش در كشتي بونتي 1935، زيگفلد بزرگ1936، زندگي اميل زولا 1937، ماجراهايرابين هود 1938، برباد رفته 1939،ربهكا1940، چه قدر دره من سبز بود 1941،خانم ميني ور 1942، كازابلانكا 1943، به راهخود ميروم 1944، تعطيلي از دست رفته1945، بهترين سالهاي زندگي ما 1946، قولمردانه 1947، هملت 1948، مرد برتر از سه1949، همه چيز درباره ايو 1950، يكآمريكايي در پاريس 1951، بزرگترين نمايشروي زمين 1952، از اين جاتا ابديت 1953،در بارانداز 1954، مارتي سايد 1955، دور دنيادر هشتاد روز 1956، پل رودخانه كواي1957، ژي ژي 1958، بن هور 1959،آپارتمان 1960، داستان وست سايد 1961،لورنس عربستان 1962، تام جونز 1963، بانويزيباي من 1964، اشكها و لبخندها 1965،مردي براي تمام فصول 1966، در گرماي شب1967، اليور 1968، كابوي نيمه شب 1969،ژنرال پايول 1970، ارتباط فرانسوي 1971،پدرخوانده (1) 1972، نيش 1973،پدرخوانده (2) 1974، ديوانه از قفس پريد1975، راكي 1976، آني هال 1977،شكارچي گوزن 1978، كريمه عليه كريمه1979، مردم معمولي 1980، ارابههاي آتش1981، گاندي 1982، دوران مهرورزي1983، آمار ئوس 1984، از درون آفريقا1985، جوجه نظامي 1986، آخرينامپراطور 1987، سخاوتمند 1988، رانندگيبراي خانم ديزني 1989، با گرگها ميرقصد1990، سكوت برهها 1991، نابخشوده 1992،فهرست شيندلر 1993، فارست گامپ 1994،شجاع دل 1995، بيمار انگليسي 1996،تايتانيك 1997، شكسپير عاشق 1998، زيبايآمريكايي 1999، گلادياتور 2000، جادهمالهند 2001، با او حرف بزن 2002، ساعتها2003، شيكاگو 2004، محبوب ميليون دلاري2005 .تصادف کوهستان بروکبک 2006 -مردگان2007 رابین Friday 2 November 2007-1, 04:23 PM خسته نباشی تینا جان گمانم باید تاپیک شما هم بره به بخش سینما ( شکلک چشمک ) تینا. Friday 2 November 2007-1, 05:19 PM خواهش میکنم رابین جان خودم هم به اینجا بودنش مشکوکم به اونجا بودش هم همین طور مهربان Friday 2 November 2007-1, 05:50 PM اره دقيقا منم موافقم بايد انتقال داده بشه مرسي تينا جان تاپيکه خوبيه مهربان Saturday 3 November 2007-1, 01:07 AM تصاويري از خيانت در سينما خيانت دستمايه ازلي و ابدي درامنويسان همه دورانها بوده است. در ادبيات نمايشي باستان و كلاسيك به وفور از اين مفهوم استفاده شده و طبيعي است كه سينما به عنوان هنر هفتم، چنين دستمايه غني و پركششي را از دست ندهد. وجه گناهآلود خيانت و پنهانكاري ماهوي كه از درونش ميآيد، به آن پيچيدگي رازآميزي ميدهد كه هر نويسنده و كارگرداني را براي نزديك شدن به آن وسوسه ميكند. از سوي ديگر، خيانت يك پديده عيني و واقعي است كه هركس در زندگي خود با شكل يا اشكالي از آن مواجه شده است و به همين دليل، مخاطبان سينما هم تماشاي آن در قالب داستانهاي متفاوت را دوست دارند. تماشاي خيانت بر پرده سينما نوعي حس مازوخيستي است؛ همه دوست دارند رنج ناشي از ديدن اين موقعيت ضداخلاق و پيامدهاي - عموماً- تراژيك آن را بر خود هموار كنند. خيانت رابطهاي مستقيم با مفاهيم همارز يا متضاد دارد؛ با عشق، نفرت، حسد، دسيسه و... البته جنايت. دلايل بسيار ديگري هم وجود دارد كه باعث شده حافظه تصويري ما سرشار از موقعيتهاي مختلفي باشد كه فيلمسازان با استفاده از خيانت ساختهاند. مروري بر برخي از فيلمهاي شاخص سينماي ايران و جهان براي يادآوري خالي از لطف نيست. شوكران؛ خيانت و جاهطلبي «بهروز افخمي» در كاملترين فيلم كارنامهاش، ماجراي درگيري يك مرد با جاهطلبي و ارتقاي موقعيت شغلي را با رابطه مخفيانهاش با يك زن امروزي پيوند ميزند. محمود به دور از چشم خانوادهاش سيما را به عقد موقت خود درميآورد. رابطه اين دو، تا زماني كه سيما باردار ميشود مشكلي ندارد. اما وقتي اين اتفاق ميافتد، محمود كه يك مدير دولتي است و نميتواند حضور سيما را توجيه كند، به رابطه پايان ميدهد. سيما به قصد كشتن خود به خانه محمود ميرود. اما منصرف ميشود و در برگشت طي يك تصادف كشته ميشود. كارگردان نحوه مرگ او را به تماشاگر نشان نميدهد و تنها واكنش محمود پس از ديدن جنازه سيما در يك نماي طولاني تاثيرگذار روي پرده نقش ميبندد. اين راز هرچند براي اطرافيان محمود افشا نميشود، اما احتمالاً او قرباني اصلي است كه بايد يكتنه بار اين راز را به دوش بكشد. شام آخر؛ خيانت و همخوني مهين مشرقي، زن ميانسال روشنفكر، اسير احساس دانشجوي جوانش به خود ميشود. دختر مهين دلبسته پسر است، اما وقتي پسر بر عشق خود به مهين پافشاري ميكند، او تسليم ميشود و تاوان اين عشق نامتعارف، كشته شدن هردو به دست دختر است كه از اين اتفاق به جنون رسيده. تمام تلاش «فريدون جيراني» در «شام آخر» تاكيد بر انتخاب مهين مشرقي است؛ كه بايد ميان احساس دروني و عرف بيروني، يكي را انتخاب كند. اما سرنوشت تراژيكي كه او براي سه رأس مثلث عشقي فيلم رقم ميزند، نشان ميدهد انتخاب مهين به جز پاسخ به درونش، خيانت به تنها فرزندش هم هست و او قيمت اين خيانت را با مرگ ميدهد. چهارشنبهسوري؛ خيانت و مصلحت صريحترين فيلم اين سالها كه درونمايه اصلياش خيانت است. اينجا ديگر خيانت در سطوح زيرين داستان قرار نگرفته، بلكه موضوع فيلم را تشكيل ميدهد. «اصغر فرهادي» در سومين فيلم بلند خود نشان ميدهد كه چگونه خيانت با تمام تنش و كشمكشي كه ايجاد ميكند، ميتواند به عنوان يك واقعيت تلخ پذيرفته شود. به همين دليل «چهارشنبهسوري» واقعگراترين فيلمي است كه در ايران با اين موضوع ساخته شده است. در طول فيلم، زن به شوهرش مظنون است و به همين دليل رابطه اين زوج سرشار از تنش است. تعليق اصلي آن است كه آيا واقعاً خيانتي در كار هست؟ در دقايق پاياني مشخص ميشود كه مرد به همسرش خيانت مي كند. اما تصويري كه كارگردان از زن دوم و رابطه او با مرد تصوير ميكند، به محكوميت مطلق مرد نميانجامد. در پايان فيلم، سوءظن همچنان وجود دارد، اما زن اول ميپذيرد كه به خاطر فرزند كوچك شان، بماند و زندگي ادامه مييابد. البته فرجام كار به شكل تلويحي نمايش داده ميشود و اين عدم قطعيت، يكي از مهمترين ويژگيهاي فيلم است. خسارت؛ خيانت و هوس آخرين فيلم «لويي مال» كارگردان مشهور فرانسوي، يكي از غريبترين و پيچيدهترين فيلمهايي است كه با موضوع خيانت ساخته شده. فيلم به رابطه يك سياستمدار بلندپايه (جرمي آيرونز) با زن جواني (ژوليت بينوش) كه قرار است با پسرش ازدواج كند، ميپردازد. شكلگيري اين رابطه در اولين برخورد اين دو اتفاق ميافتد و مبنايش هوس است. اما لويي مال نشان ميدهد هوس ميتواند چه قيمت هنگفتي داشته باشد؛ در پايان، پسر سياستمدار به شكل تصادفي متوجه رابطه ميشود و از سر حيرت از ارتفاع سقوط ميكند و كشته ميشود. سياستمدار همه چيزش را از دست ميدهد و در كنج انزوا به گذشته فكر ميكند. بيوفا؛ خيانت و تصادف «آدرين لين» در اين فيلم تاثيرگذار (كه به نوعي بازسازي فيلم «زن بيوفا» ساخته «كلود شابرول» است) رابطه زني ميانسال و سربهراه با جواني كوچكتر از او را روايت ميكند. نكته قابل توجه درباره فيلم آن است كه زن بر اثر يك تصادف وارد اين رابطه ميشود. شوهر او وقتي متوجه ميشود، پسر جوان را ميكشد و به اتفاق همسرش ميكوشند راز اين قتل را سربهمهر نگه دارند. آن ها موفق ميشوند، اما زن به اين فكر ميكند كه وقتي براي اولين بار به خانه جوان رفته بود، اگر مقابل در خانه، تاكسي صدا ميزد، هيچ كدام از اتفاقها رخ نميداد. چشمان تمام بسته؛ خيانت و فراموشي آخرين فيلم «استنلي كوبريك» داستان مردي است كه از خيانت همسرش در گذشته، باخبر ميشود و اسير اين وسوسه است كه با خيانت انتقام بگيرد. اين وسوسه او را وارد يك شبكه مخفي از اشراف ميكند كه در يك آيين عجيب شركت ميكنند و افشاي هويت مرد در اين آيين كه هويت همه شركتكنندگان پشت ماسكها مخفي است، او را تا مرز كشته شدن پيش ميبرد. مرد به شكل معجزه آسايي از خطر مرگ نجات مييابد. او نزد همسرش به وسوسه خود اعتراف ميكند و هر دو به اين نتيجه ميرسند كه براي در كنار هم ماندن، گذشته را فراموش كنند. پستچي هميشه دوبار زنگ ميزند؛ خيانت و حسرت خلافكار خردهپايي (جك نيكلسون) براي پنهان كردن هويت واقعي خود، به عنوان كارگر در يك رستوران جادهاي مشغول به كار ميشود. رابطه او با همسر صاحب رستوران (جسيكا لنگ) از هوس آغاز و به نوعي عشق تبديل ميشود. آن ها تصميم ميگيرند شوهر زن را بكشند و ازدواج كنند. وقتي پس از يك بار تلاش بينتيجه، موفق ميشوند نقشه خود را عملي كنند، به دام قانون ميافتند. در جريان دادرسي، وكيل مدافع زيرك، آن دو را نجات ميدهد و آن ها براي آغاز يك زندگي آرام به خانه باز ميگردند. در اولين گردش پس از پايان كشمكشها و در اولين گردش با اتومبيل، زن بر اثر يك حادثه احمقانه كشته ميشود و فيلم با نماي گريه نيكلسون بر بالين زن به پايان ميرسد. پيشنهاد بيشرمانه؛ خيانت و اجبار آدرين لين اين فيلم را در سال 1993 ساخت و خيلي زود به يك «فيلم كالت» تبديل شد. دايانا و ديويد زوج جواني هستند كه زندگي شاد و عاشقانهاي را آغاز كردهاند. آن ها بر اثر بحران اقتصادي دچار خسارت ميشوند و به لاسوگاس ميروند تا شايد در قمار بتوانند خسارت را جبران كنند، اما در عوض همه چيزشان را از دست ميدهند. بر اثر اتفاق با جان گيج ميليونر (با بازي رابرت ردفورد) آشنا ميشوند. او پيشنهاد ميكند در ازاي يك ميليون دلار، يك شب را با دايانا بگذراند. آن ها ميپذيرند، اما با وجود انتخاب آگاهانه و جبران خسارت مالي، رابطهشان ويران ميشود. نزديكتر؛ خيانت و تنوع اين فيلم «مايك نيكولز» كه در سال 2004 به نمايش درآمد، بازتابهاي ضد و نقيضي داشت؛ عدهاي آن را فيلمي مهم و پيچيده معرفي كردند و عدهاي ديگر، فيلم را مشمئز كننده خواندند. فيلم درباره دو زوج جوان است كه ظاهراً هيچ تناسبي با يكديگر ندارند. بر حسب اتفاق هر يك از مردها (با بازي كلايو اوون و جود لا) با همراه طرف مقابل طرح دوستي ميريزند و روابط پيچيدهاي ميان آن ها به وجود ميآيد. در پايان، هرچند زوجها به زندگي مشترك ادامه ميدهند، اما تنوعطلبي اين چهار نفر، روابط خصوصيشان را دگرگون كرده است. از خط خارج شده؛ خيانت و توطئه چارلز يك كارمند سربهراه از طبقه متوسط، در مترو با لوسيندا آشنا ميشود و به تدريج در خارج از خانه با او قرار ملاقات ميگذارد. در اولين ديدار خصوصي در يك متل، لاروش، يك تبهكار فرانسوي به آن ها حمله ميكند و پس از زخمي كردن چارلز، به لوسيندا تجاوز ميكند. به تدريج چارلز متوجه ميشود كه در دل يك دسيسه از پيش طراحي شده قرار گرفته كه هدف اصلي آن اخاذي از او به خاطر خيانتش است. در پايان، هرچند راز او افشا نميشود، اما همه چيز با جنايت و خونريزي به پايان ميرسد. dokhtare_paizi Sunday 4 November 2007-1, 01:53 AM ممنون مهربان جونم خسته نباشی mahdi.qa Sunday 4 November 2007-1, 09:43 AM ممنون آنا جان . اکثر این فیلمارو دیدم و حالا که اینارو خوندم کاملا تصدیقشون میکنم . رابین Tuesday 27 November 2007-1, 08:10 AM در روز 18 نوامبر سال 1928 ميلادي تماشاگران نيويوركي كولوني تئاتر شهر نيويورك ميكي موس ، موش كوچك و بازيگوش را در فيلم كارتون «كشتي بخار ويلي» مورد تشويق قرار دادند. شخصيت ميكي موس پيش از اين تاريخ توسط والت ديسني خلق شده بود اما روز 18 نوامبر سال 1928 ميلادي كه مردم براي نخستين بار با تصوير و شخصيتش آشنا شدند ، در واقع به تاريخ تولد ميكي ماوس تبديل گرديد. http://www.jamejamonline.ir/images/20071118/history2.jpg اين موش كوچك در ابتدا توسط والت ديسني مورتيمر ناميده شده بود اما با اصرار همسر والت نامش به ميكي تغيير يافت. اين نخستين فيلم ميكي و نخستين فيلم ناطق كارتون بود.به زودي ميكي به يك چهره برجسته سينما تبديل مي شود. http://www.jamejamonline.ir/images/20071118/history31.jpg ميكي از روزي كه توسط والت خلق شد چندين بار تغيير شكل داد و لباس هايش تغيير كردند تا سرانجام به ميكي موس امرزوي كه ما مي شناسيم تبديل گرديد. والت كارتون هاي بيشتري از ميكي را در معرض نمايش قرارداد و ميكي يك چهره آشنا براي همگان شد. http://www.jamejamonline.ir/images/20071118/history4.jpg موش كوچك شخصيت يك قهرمان شجاع را يافت و بازيگوشي روزهاي تولدش را كنار گذاشت. به اين ترتيب ، در روز 18 نوامبر سال 1928 ميلادي تماشاگران كولوني تئاتر شهر نيويورك ، ميكي ماوس ، موش سياه كوچك و بازيگوش را در فيلم كارتون ناطق «كشتي بخار ويلي» مورد تشويق قرار دادند.اين روز به تاريخ تولد ميكي ماوس تبديل گرديد. http://www.jamejamonline.ir/images/20071118/history5.jpg ماجراهاي ميكي در سراسر جهان معروفيت دارند.باگذشت 79 سال از تولد ميكي ماوس هنوز هيچ شخصيت كارتوني نتوانسته جاي او را بگيرد. dokhtare_paizi Thursday 24 January 2008-1, 12:46 AM http://i30.tinypic.com/2mg5l43.jpg http://i25.tinypic.com/122g8et.jpg dokhtare_paizi Thursday 24 January 2008-1, 12:48 AM http://i26.tinypic.com/espzf6.jpg http://i31.tinypic.com/15x778y.jpg http://i27.tinypic.com/10xy9zb.jpg nasim Wednesday 27 February 2008-1, 12:57 PM افراد مشهور هم مانند بقيه مردم با انواع و اقسام مشکلات دست و پنجه نرم ميکنند اما تصوير آرماني که هميشه از آنها در رسانههاي گوناگون به نمايش در ميآيد، گاهي اين فکر را به ذهن متبادر ميکند که آنها براي مثال، هرگز بيمار نميشوند! مانند همان مثل معروف که «مگر دکترها هم مريض ميشوند!» به هرحال بايد پذيرفت که خلاف تصوير آرماني جامعه، افراد مشهور هرگز کامل نيستند و مانند افراد عادي دچار مشکل ميشوند. در زير به طور اجمالي افراد مشهوري را معرفي ميکنيم که هريک با نوعي از دردهاي مزمن و فرساينده دست به گريبان هستند. جورج کلوني خيلي بعيد است که کسي اين ستاره بزرگ و محبوبهاليوود را نشناسد. او که با بازي در «خارج از ديد» و «از بام تا شام» خود را به سينمايهاليوود معرفي کرد، اکنون در اوج شهرت و محبوبيت به سر ميبرد. کلوني امسال براي بازي در فيلم «جک کليتون» نامزد دريافت جايزه اسکار بهترين بازيگر مرد است. او در سال 2005 و هنگام بازي در تريلر سياسي «سيريانا» دچار آسيبي شد که عوارض آن احتمالا تا پايان عمر با او خواهد بود. در صحنهاي از فيلم او به شدت از ناحيه سر آسيب ديد. کلوني ميگويد: «در تمام عمرم دردي به اين وحشتناکي نداشتم. غيرقابل تحمل بود.»کلوني 45 ساله در يکي از صحنههاي فيلم به يک صندلي طناب پيچ شده و قرار بود زماني که صندلي به زمين ميافتد، او هم به زمين برخورد کند. در اثر اين برخورد، غشايي که دور تا دور نخاع را دربرگرفته پاره ميشود. نقش اين غشا نگه داشتن مايع نخاعي است. به هرحال، کلوني از خوردن يک داروي ضد درد امتناع ميکند و با همان درد به بازي ادامه ميدهد. اما بعد از مدتي مايع نخاعي از بيني او به بيرون سرازير ميشود و آن موقع کلوني با جراحي موافقت ميکند. دکتر کريستوفر چيسهولم، متخصص بيهوشي در بيمارستان مموريال کاليفرنيا ميگويد: «بازيگران ممکن است از بازي در برخي نقشهاي فيزيکي سنگين دچار عوارض بدني، به خصوص در زمان پيري شوند. آنها حرفهاي هستند و بنابراين از آنها انتظار ميرود در قبال نقشهاي خود حرفهاي رفتار کنند.» کلوني براي بازي در فيلم «سيريانا» نامزد دريافت جايزه اسکار بهترين بازيگر نقش دوم مرد بود که به آن دست نيافت اما او هنوز بعد از آن فيلم از ضعف شديد در حافظه کوتاه مدت خود رنج مي برد. جري لوييس کمدين بزرگ و محبوب راديو، تلويزيون و سينماي آمريکا در دهه 40 و 50 که فيلمهايش هنوز هم با وجود تغيير ذايقه مردم، سرگرمکننده و مفرح هستند، در کنار شهرت و محبوبيت فوقالعادهاش بيش از 30 سال است که به کمردرد مزمن مبتلا است و حتي چند بار براي خلاصي از درد به فکر خودکشي افتاده بود. سبک شلوغ و بزن بکوب کمديهاي او که با حضور زوج هنرياش دين مارتين تکميل ميشد، نياز به پرش و جهش و زمين خوردنهاي فراواني داشت که در نهايت موجب آسيبديدگي لوييس شد. در جريان يکي از همين صحنهها قطعهاي از ستون مهرههاي او شکست. لوييس ميگويد: «از سال 1936 به بعد من بيشتر از مجموع کل زمين خوردنهاي بيست کمدين ديگر زمين خوردم! طبيعي است که آدم دچار مشکل شود. من در هشت فيلم آخر درد داشتم. 37 نمايش تلويزيوني زنده را با درد اجرا کردم. من از20 مارس 1965 روزي را بدون درد سپري نکردم.» به واسطه همين درد مزمن، لوييس در مقطعي به داروهاي مسکن معتاد شد اما خيلي زود بر اعتيادش غلبه کرد. در نهايت لوييس پذيرفت تا تحت عمل جراحي قرار گيرد. پزشکان يک دستگاه محرک عصبي داخل کمر او کار گذاشتند. لوييس بعد از اين جراحي از شر درد خلاص شد. او ميگويد:«من اين دکمه را فشار ميدهم، دستگاه به کار ميافتد و درد من قطع ميشود». لوييس با خنده ميافزايد:«راستي اين دستگاه در پارکينگ را هم باز ميکند!خدا اين پزشکان آمريکايي را حفظ کند!» ملاني گريفيث بازيگر پرآوازه و مطرح هاليوود که علاقهمندان اغلب او را با فيلم «همزاد» برايان دي پالما به ياد ميآورند. از دوران جواني با گردن درد مزمن دست به گريبان بوده و به واسطه همين درد به داروهاي مسکن معتاد شده است. تصادف شديد خودرو گريفيث در دهه 20 زندگي در سانست بلوار لوس آنجلس با درد مزمن و شديدي در ناحيه گردن او همراه بود که تاکنون ادامه يافته است. گريفيث براي کاهش درد دايميخود به داروهاي مسکن پناه برد اما اعتياد او به اين داروها وضعيت سلامتاش را وخيمتر کرد چرا که در همان برهه زماني به الکل و کوکايين هم معتاد بود. گريفيث گرچه اعتياد به الکل و مواد مخدر را کنار گذاشته اما هنوز نتوانسته بر اعتياد خود به مسکنها غلبه کند. او همسر آنتونيو باندراس است. اليزابت تيلور ستاره بزرگ سينماي کلاسيک آمريکا با بردن دو جايزه اسکار، بهترين بازيگر نقش اول زن و دهها نقشآفريني به ياد ماندني ديگر، نام خود را در تاريخ سينما جاودانه ساخته است. تيلور هنگام تولد مبتلا به اسکوليوزيس بود. اسکوليوزيس يک مشکل در ستون فقرات است که ميتواند به قوس غيرطبيعي ستون فقرات منجر شود. تيلور به واسطه همين مشکل سالها از درد در ناحيه کمر در عذاب بوده است. خود او معتقد است که کمرش از دوران نوجواني دردناک بوده است. تيلور به علت همين درد و البته فشارهاي شديد روحي و جسميمدتي به الکل، مسکنها و قرصهاي خوابآور معتاد بود اما با اراده قوي بر اعتياد خود به اين مواد غلبه کرد. تجربه تيلور در تحمل يک درد مزمن و دايمي يکي از اصليترين عوامل براي فعاليتهاي بشردوستانه او محسوب ميشود. او يکي از بنيانگذاران انجمن تحقيقات ايدز آمريکاست. او از سال 1985 بيش از 80 ميليون دلار به اين انجمن کمک کرده است. توبي مگواير اين بازيگر جوان را در تمام دنيا با برچسب مرد عنکبوتي ميشناسند. سهگانه «اسپايدرمن» با فروش باورنکردني خود نام مگواير را نيز بر سر زبانها انداخت. منتها اين بازيگر جوان دچار کمردردي قديمي است که گاهي برايش مشکلساز ميشود. او ميگويد: «من استوري بورد صحنههاي بدل کاري که بايد در اسپايدرمن 2 انجام ميدادم را ديدم و نگران شدم. حس کردم که وظيفه دارم تا مشکل کمرم را با استوديو، شرکت بيمه و کارگردان در ميان بگذارم. ميترسيدم مشکل کمرم حادتر شود. وقتي قضيه را گفتم، همه آنها هم نگران وضعيت من شدند.» مگواير اشاره ميکند که اسب سواري در جريان بازي در فيلم «سيبيسکيت» کمردرد او را تشديد کرده است. دکتر چيسهولم ميگويد: «اما بسياري از بازيگران برخلاف مگواير مشکلات پزشکي خود را بروز نميدهند تا مبادا امکان بازي در يک نقش مهم را از دست بدهند. طبيعي است که بازي در يک نقش اکشن که پر از زد و خورد و بدل کاري است، بر مشکلات بدني اين بازيگران ميافزايد. ahura Monday 7 April 2008-1, 10:34 PM http://bp3.blogger.com/_9rMpvSYUwLw/R-EaJoMe7QI/AAAAAAAABFw/DmlzLypk3jg/s320/boris+kaufman+left+with+sidney+lumet.jpg بوریس کوفمن (چپ)به همراه سیدنی لومت بوریس کوفمن بوریس کوفمن (زاد:بیالیستوک *، 24 اوت 1897/مرگ: نیویورک 24 ژوئن 1980) مدیر فیلم برداری روسی تبار وبرادر کوچک زیگا ورتوف [+]( دنیس کوفمن) ومیخاییل کوفمن (مردی با دوربین فیلم برداری)است. اودر 1917 روسیه را ترک می کند وبه آلمان و بلژیک سفر می کند وسپس در1927 به پاریس می آید.درطی این دوران، برادرانش به روش پستی به او درس سینما می دهند.او درپاریس با لئون موسیناک و جان لودز آشنا می شود. پس از نخستین فیلم کوتاه در سال 1927 ( بازار له هال مرکزی **)، بوریس کوفمن فعالیت فیلم برداری را در1928 همراه با ژان لودز آغاز می کند، مستند سازی که با او درچند فیلم دیگر نیز به همکاری می پردازد: مایل، زندگی یک رود و...او درهمین سال جنبش ماشین ها را برای اوژن دسلا فیلم برداری می کند. بوریس کوفمن با ژان ویگو آشنا می شود و دوست نزدیک او می شود.برای ویگو هرچهار فیلم اش را فیلم برداری می کند: درباره نیس، تاریس قهرمان شنا، نمره اخلاق صفر وآتالانت. بوریس کوفمن سپس همچون مدیر فیلم برداری با کریستین ژاک، مارک آلگره، هانری شومت (برادر رنه کلر)، آبل گانس،دیمیتری کرسانوف، لئو ژوانون، رنه لوئناف ودیگران به همکاری می پردازد. او از 1939 درارتش فرانسه خدمت می کند و درپی شکست واشغال فرانسه در سال 1940 به امریکا می رود اما به دلیل نداشتن مجوز نمی تواند درسینمای داستانی هولیوود به کارپردازد وبه مستند رو می آورد.در این دوره با اداره ملی فیلم کانادا(پایه گذاری شده از سوی جان گریرسون در1939) از 1942 تا 1943همکاری می کند.همچنین با اداره اطلاعات جنگ (با فیلم: توسکانینی، سرود ملل، 1944)، وسپس با خدمات اطلاعات ایالات متحد (با فیلم: سفر به سرزمین مدیسین، 1946). دردهه پنجاه کاری نو می آغازد و فیلم دربارانداز (وسپس عروسک، تب درخون، وچند فیلم دیگر) را برای الیا کازان فیلم برداری می کند وبرای سیدنی لومت این فیلم ها را فیلم برداری می کند: دوازده مرد خشمگین، مردی با پوست مار، کارچاق کن، وچند فیلم دیگر). کوفمن ولومت تا دهه شصت به همکاری ادامه می دهند.او همچنین با ژول دسن و اوتو پره مینجر نیز همکاری می کند واشتیاق خود به سینمای تجربی را زنده نگاه می دارد که درهمکاری با ساموئل بکت وفیلم برداری تنها فیلم اش به بار می نشیند: فیلم (1965). بوریس کوفمن در1970 دست ازکار می کشد وده سال بعد در نیویورک می میرد. http://bp1.blogger.com/_9rMpvSYUwLw/R-EPxIMe7MI/AAAAAAAABFQ/2rU1XM_iD3o/s320/baby+doll_1959_Elia+kazan.jpg کارول بیکر و الی والاش درعروسک(1959)،ساخته الیا کازان بوریس کوفمن در1954 برای فیلم دربارانداز الیا کازان جایزه اسکار فیلم برداری (بخش سیاه وسفید) را در1956 دریافت می دارد.او برای فیلم دیگر کازان به نام عروسک نامزد همین جایزه شده بود. http://bp1.blogger.com/_9rMpvSYUwLw/R-ESdIMe7NI/AAAAAAAABFY/Hyikr7NZrl8/s320/kaufman+boris.jpg فیلم شناسی بوریس کوفمن شانزه لیزه (1928)، ژان لودز.(مستند.سیاه وسفید،مدت فیلم: نامشخص). جنبش ماشین ها (1928)، اوژن دسلا.(سیاه وسفید.مستند تجربی.کوتاه.9 دقیقه). 24 ساعت در 30 دقیقه (1928)، ژان لودز.(مستند.سیاه وسفید.مت فیلم: نامشخص). درباره نیس (1929)، ژان ویگو.(مستند.سیاه وسفید.23 دقیقه). له هال/بازارهای پاریس (1929)، آندره گالیتزین، بوریس کوفمن، ای آر.لیند.( مستند.سیاه وسفید.مدت فیلم: نامشخص). گروه/ ستاره شمال (1930)، ژان لودز. تاریس، قهرمان شنا (1931)، ژان ویگو.(مستند.سیاه وسفید.10 دقیقه). زندگی یک رود: سن(1931)، ژان لودز،(مستند.سیاه وسفید.25 دقیقه). مایل ژول لادومگ (1932)، ژان لودز.(مستند.سیاه وسفید.41 دقیقه). کارهای تونل زیر لسکو( 1932)، هانری استورک( مستند.سیاه وسفید.20 دقیقه.همکاران فیلم بردار:میشل کلبر ولویی برژه.فیلم گمشده است). نمره اخلاق صفر(1933)، ژان ویگو.(داستانی.سیاه وسفید.41 دقیقه). مشتری شماره 16( 1933)،ژان مامی(سیاه وسفید.کوتاه.مدت فیلم: نامشخص). سرگذشت روستایی( 1933)، کریستین ژاک( سیاه وسفید.کوتاه.41 دقیقه). جاده خوشبختی(1933)،ژان مامی( سیاه وسفید.مدت فیلم : نامشخص). آتالانت (1934)، ژان ویگو(سیاه وسفید.همکاران فیلم بردار: پل آلفن و لویی برژه.بازسازی شده در سال1990). پدر لامپیون (1934)، کریستیان ژاک(سیاه وسفید.مدت فیلم: نامشخص). زوزو (1934)، مارک آلگره(سیاه وسفید.همکاران فیلم بردار:میشل کلبر، ژاک مرکانتون ولویی نه). پرفیدی (1934)، روژه کاپلانی(سیاه وسفید.کوتاه.1072 متر). شکنجه (1934)، روژه کاپلانی( سیاه وسفید.کوتاه.39 دقیقه) آن مرد…یا…آن زن( 1934)، روژه کاپلانی(سیاه وسفید.کوتاه.45 قیقه). لوکرس بورژیا/لوکرتزیا بورجیا (1935)، آبل گانس( سیاه وسفید.همکار فیلم بردار: روژه اوبر). گهواره ها (1935)، دیمیتری کرسانوف (سیاه وسفید.کوتاه. 5 دقیقه). چشمه آره توز (1935)،دیمیتری کرسانوف( سیاه وسفید.کوتاه.8 دقیقه.) دختر جوان درباغ(1935)،دیمیتری کرسانوف(سیاه وسفید.کوتاه.5 دقیقه). آنگاه که نیمه شب بانگ برمی دارد (1935)، لئو ژونانون( سیاه وسفید.همکار فیلم بردار: آندره بک). کلوکسلاگ توالف (1936)، لئو ژوانون( سیاه وسفید.همکار فیلم بردار:آندره بک.نسخه هلندی آنگاه که نیمه شب بانگ برمی دارد). کوره راه (1936)،د.ب.موریس[= موریس دیامان برژه]، (سیاه وسفید.کوتاه.29 دقیقه). مرد بی دل(1936)،لئو ژوانون(سیاه وسفید). دمان زوندرهارت( 1936)،لئو ژوانون(سیاه وسفید.نسخه هلندی مرد بی دل). کارآگاه، اوی دولینچ(1936)،پیر ژان دوسیس( سیاه وسفید). آنتوانت را گول نمی زنند (1936)،پل مدو(سیاه وسفید). سیندرلا (1937)، پیر کارون(سیاه وسفید). خانم شما حسود هستید؟ (1937)، هانری شومت(سیاه وسفید). آدم های بی نام (1937)، ژان وله(سیاه وسفید.فیلم بردار صحنه ای خارج از استودیو: ژرژ میون و ریمون کلونی) دولورس قوی(1938)، رنه لوئناف(سیاه وسفید). شادمانی های نمایشگاه (1938)، ارنست آجوس(سیاه وسفید) درسایه یک زن(1938)،ریمون گوپیر(ناتمام). بزم خانوادگی( 1939)، سرژ دوپولینی(سیاه وسفید.همکار فیلم بردار:فیلیپ آگوستینی). سرناد/سرناد شوبرت(1939)، ژان بوایه(سیاه وسفید.همکاران فیلم بردار: کلود رنوار و لویزت اوتکور) چرا می جنگیم[؟]؟(1943)،اپیزودی از مجموعه مستند جنگ(1942-1945). [توسکانینی]سرود ملل( 1943)،الکساندر هامید و ایروینگ لرنر(سیاه وسفید.مستند موزیکال.31 دقیقه.همکار فیلم بردار:پتر گلوشانوک.محصول اداره اطلاعات جنگ). داستان پایتخت(1945)، هنوار روداکیه ویچ(سیاه وسفیدومستندومدت فیلم:نامشخص). جنوب غرب/سرزمین افسون.جنوب غرب امریکا(1945)، هنوار روداکیه ویچ (سیاه وسفید.مستند.مدت فیلم:نامشخص) سفر به مدیسین(1946)، ویلار واندایک (16 م م،سیاه وسفید.مستند.39 دقیقه.تولید گروه ایالتی امریکا). داستان لامبرت ویل (1947)، رابرت بلوول(مستندومدت فیلم: نامشخص). بس با استعداد (1948)، الکساندر هامید و ویلار واندایک( سیاه وسفیدومستند.مدت فیلم:نامشخص). اوسموسیس( 1948)، ویلار واندایک( مستند.مدت فیلم:نامشخص). دیباچه ای به زندگی(1950)، ویلیام ای.رسنیک( سیاه وسفید.کوتاه.28 دقیقه). داستان تانگلوود/تانگلوود،مدرسه وجشنواره موسیقی( 1950)، لاری مدیسون(16 م م،سیاه وسفید. مستند موزیکال.20 دقیقه). نجیب زاده اتاق شماره 6 (1951)، الکساندر هامید(سیاه وسفید.کوتاه.11 دقیقه.تجربه ای در دوربین ذهنی) لئوناردو داوینچی(1952)،لوچیانو امر وانریکو گراس( مستند.45 دقیقه. فیلم برداری تصاویرافزوده برای نسخه امریکایی.فیلم برداران: ماریو کراوری و آندره توماس). وزمین باز باید زنده شود(1952)،ویکتور یورگنز(سیاه وسفیدومستند.25 دقیقه). دربارانداز (1953)، الیا کازان(سیاه وسفید). باغ بهشت(1954)،ماکس نوسک. درون قدرت انسان(1954)،نیکلاس وبستر(سیاه وسفید.مستند.27 دقیقه). رنگ تا چه میزان شگفت آور تواند بود(1954). آواز درتاریکی(1955)،ماکس نوسک( سیاه وسفید). پرونده خانوادگی(1955)،ایروینگ جاکوبی(مستند) الگوها/الگوهای قدرت(1955)، فیلدر کوک(ساه وسفید). عروسک(1955)، الیا کازان(سیاه وسفید). بهشت شلوغ(1956)، فرد پرسبرگر و بن گرادوس( سیاه وسفید). دوازده مرد خشمگین (1956)، سیدنی لومت(سیاه وسفید). باز خانه(1958)، ایروینگ جاکوبی(مستند). این نوع زن(1959)، سیدنی لومت(سیاه وسفید) نوع فراری(1959)،سیدنی لومت (سیاه وسفید). شکوه علفزار(1960)، الیا کازان. سیر دراز روز در شب(1962)، سیدنی لومت( سیاه وسفیدو136 دقیقه). روزها رفتند! (1963)،نیکولاس وبستر( سیاه وسفید). همه به سوی خانه (1963)،آلک سگال (سیاه وسفید). دنیای هنری آرینت (1963)، جورج روی هیل (همکار فیلم بردار: آرتور.جی.اورنیتز.بوریس کوفمن تنها آغازگر فیلم برداری آن بود و دراین سال فیلم برداری کارچاق کن به کارگردانی سیدنی لومت را انجام داد). کارچاق کن (1964)، سیدنی لومت. فیلم (1964)، آلن شنایدر.(فیلم خاموش تجربی نوشته ساموئل بکت که بازیگر اصلی آن باستر کیتون است.سیاه وسفید.24 دقیقه). گروه (1965)، سیدنی لومت. خدانگهدار مرد شجاع(1967)، سیدنی لومت. برادری (1968)، مارتین ریت. نقطه سیاه (1968)، ژول دسن. به من بگو دوستم داری جونی مون (1969)، اوتو پره مینجر(فیلم بردار سکانس آغازین: استنلی کورتز). * درآن زمان بخشی از روسه تزاری،اکنون بخشی از خاک لهستان. ** درباره یکی از فیلم های این فهرست آگاهی اندک یا ناهمگون وجود دارد: بازار له هال مرکزی.به نظر می رسد این نخستین فیلمی باشد که بوریس کوفمن در 1927 درپاریس فیلم برداری کرده است.(سیاه وسفید،7 دقیقه).به هر رو فیلمی به نام له هال منسوب به گالیتزین (همچون کارگردان) وبوریس کوفمن (همچون فیلم بردار) وجود دارد که در1929 ساخته شده است.در جشنواره «جهانی سینمای آزاد مسترا» در بولونیای ایتالیا این فیلم با این شناسه دربرنامه نمایش فیلم جسنواره گنجانده شده بود : « له هال ( تاریخ ساخت: نیمه دوم سال های دهه 20. به کارگردانی بوریس کوفمن- گالیتزین (؟) طول: 340 متر.11 تا 18 قاب در ثانیه.» روشن نیست که آیا این همان فیلم است که مونتاژ دیگری یافته یا شناسه نویسی فیلم، نادرست بوده است. فاروم دیماژ درمرکز ژرژ پومپیدوی پاریس در شناسه این فیلم چنین آورده:« مستند کوتاه صامت،فیلم برداری شده در شب در بازار قدیم له هال که کارگران درحال کار و کافه دووانتر پاریس را نشان می دهد.» ahura Thursday 1 May 2008-1, 03:05 AM خاطرات لُرل و هاردی ( عکس) http://aycu23.webshots.com/image/38102/2000074367856828629_rs.jpg ahura Thursday 1 May 2008-1, 03:09 AM http://aycu40.webshots.com/image/39959/2000058510454241973_rs.jpg ahura Thursday 1 May 2008-1, 03:13 AM http://aycu12.webshots.com/image/39611/2000077428531132276_rs.jpg ahura Thursday 1 May 2008-1, 03:19 AM http://img205.imageshack.us/img205/7126/00yz2.jpghttp://img529.imageshack.us/img529/7940/351351351351351lk4.jpg http://www.bilgipanosu.com/wp-content/uploads/2007/09/lourel_hardy-1.jpg ahura Thursday 1 May 2008-1, 03:26 AM http://img205.imageshack.us/img205/7126/00yz2.jpghttp://img529.imageshack.us/img529/7940/351351351351351lk4.jpg http://www.bilgipanosu.com/wp-content/uploads/2007/09/lourel_hardy-1.jpg ahura Thursday 1 May 2008-1, 03:31 AM http://photo.coolgrafik.com/uploaded/pfzbkgp3egosqcm.jpg ahura Thursday 1 May 2008-1, 03:34 AM http://aycu32.webshots.com/image/37191/2000035508243466051_rs.jpg http://aycu28.webshots.com/image/45467/2006279388601777594_rs.jpg ahura Thursday 1 May 2008-1, 03:39 AM http://bp1.blogger.com/_s6gUTCWsr98/Rt0O29fzYvI/AAAAAAAABLs/QMPTZf5P1QE/s400/lorel+ve+Hardi.jpg http://bp2.blogger.com/_s6gUTCWsr98/Rt0QyNfzYxI/AAAAAAAABL8/5cE9ak_iNGg/s1600-h/Stan+Laurel+ve+Oliver+Hardy.jpg ahura Thursday 1 May 2008-1, 03:40 AM عکسی از لورل و هاردی در آخرین روزهای عمر خود http://aycu23.webshots.com/image/42782/2005335861978125916_rs.jpg ahura Thursday 1 May 2008-1, 04:20 AM The photos below are belong to the LCI news channel, illegal use is forbidden... http://bp3.blogger.com/_eqbSA1XMO7U/RXkZw2rB7zI/AAAAAAAAAEw/1ZUWx5QKbtw/s1600-h/image010.jpg http://bp1.blogger.com/_eqbSA1XMO7U/RXkZpWrB7yI/AAAAAAAAAEo/M_N6eH3eLGk/s1600-h/image009.jpg http://bp0.blogger.com/_eqbSA1XMO7U/RXkZeGrB7xI/AAAAAAAAAEg/n61HXKvOS3I/s1600-h/image008.jpg http://bp3.blogger.com/_eqbSA1XMO7U/RXkZV2rB7wI/AAAAAAAAAEY/qnSA14fSYF0/s1600-h/image007.jpg http://bp0.blogger.com/_eqbSA1XMO7U/RXkZRGrB7vI/AAAAAAAAAEQ/l7AwDDvhAFI/s1600-h/image006.jpg http://bp3.blogger.com/_eqbSA1XMO7U/RXkZJ2rB7uI/AAAAAAAAAEI/fDe1RNh1HJk/s1600-h/image005.jpg http://bp2.blogger.com/_eqbSA1XMO7U/RXkZDmrB7tI/AAAAAAAAAEA/cY7IlPovioM/s1600-h/image004.jpg http://bp2.blogger.com/_eqbSA1XMO7U/RXkY8mrB7sI/AAAAAAAAAD4/FuQJq1XpvuI/s1600-h/image003.jpg http://bp1.blogger.com/_eqbSA1XMO7U/RXkY3WrB7rI/AAAAAAAAADw/Pd3ej-CCIoA/s1600-h/image002.jpg http://bp1.blogger.com/_eqbSA1XMO7U/RXkYtWrB7qI/AAAAAAAAADo/C54hE7emfds/s1600-h/image001.jpg http://en.wikipedia.org/wiki/Image:Melissa_Theuriau.jpg نسحه ويبالتین 3.7.0, تمام حقوق محفوظ ميباشد © 2000-2008, تهران ديتا بزرگترين سايت ايران TehranData Forums > موسيقي و فيلم > سينما > دانستني هاي جالب در مورد سينما و تلويزيون ايران PDA مشاهده نسخه آخر : دانستني هاي جالب در مورد سينما و تلويزيون ايران ahura Thursday 10 November 2005-1, 06:35 AM نگاهی به مجموعه جنجال برانگيز شبهای برره الهه گل پری کارشناس برنامه های راديو و تلويزيون سيامک انصاری (راست) و مهران مديری از بازيگران اصلی شب های برره "شبهای برره" عنوان مجموعه طنز تلويزيونی است که حدود يک ماه است هر شب از شبکه ۳ سيمای جمهوری اسلامی ايران پخش می شود. اين مجموعه دنباله دار به ماجراهای اهالی روستای خيالی "برره" می پردازد. "برره" روستای فرضی است که آداب و رسوم خاص خود را دارد و اهالی آن با گويش خاصی صحبت می کنند. مهران مديری کارگردان اين برنامه، پيش از اين برره ای ها را در مجموعه پاورچين به مخاطبان خود معرفی کرده بود. در مجموعه پاورچين مخاطبان تلويزيون با شخصيتهايی آشنا شدند که متعلق به قوم و طايفه ای فرضی به نام "برره ای ها" بودند. برای اظهار نظر درباره اين مجموعه و خواندن نظرات ديگران، اينجا را کليک کنيد آنها از برره به تهران مهاجرت کرده بودند. عده ای از اين شخصيت ها متعلق به پايين برره و عده ای ديگر متعلق به بالابرره بودند. پايين برره ای ها و بالا برره ای ها علی رغم شباهتشان به هم، با يکديگر خصومت ديرينه ای داشتند. همچنين اختلاف فرهنگی آنها با تهرانی ها و تعصبشان بر روی آداب و سنن و گويش شان زمينه ساز ماجرا ها و رفتارهايی می شد که برای بسياری از مخاطبان تلويزيون جذاب و خنده دار بود. در مجموعه شبهای برره مخاطب در واقع شاهد زندگی و روابط پدران همان برره ای هايی است که در مجموعه پاورچين با آنها آشنا شده است. به اين ترتيب زمان رويدادهای اين مجموعه در پنجاه سال قبل می گذرد و ماجرا با ورود يک روزنامه نگار متواری (سيامک انصاری) به برره اتفاق می افتد. اهالی برره خلق قومی فرضی با خرافه ها، تابوها (باورهای قومی)، آداب و رسوم و گويش خاص خود، از بارزترين ويژگی های اين مجموعه است که آن را از ساير مجموعه های طنز تلويزيونی در ايران مجزا می کند. تاثيرگذاری اين مجموعه به حدی است که برخی واژه های آنها در ميان مردم به صورت تکيه کلام در آمده وحتی از رفتار و آداب و رسوم آنها به شيوه ای طنز آميز تقليد می کنند. به عنوان نمونه برره ای ها به شعر گفتن می گويند شعر در کردن، به اظهار عشق کردن می گويند از خود عشق در کردن و يا اينکه پاچه خواری در اين گويش به معنی زبان بازی و تملق گويی است. تنها غذای محبوب برره ای ها نخود است که آن را به شيوه خاصی می خورند. يکی از سرگرمی های آنها غيبت کردن و مسخره کردن ديگران است که در جمع خانواده برگزار می شود و با خوردن نخود به عنوان تنقلات همراه است. موضوعی که ماجرای سرتاسری شب های برره را پيش می برد روابط عاشقانه (يا به قول برره ای ها عشقولانه) است. اما در هر قسمت با ايجاد يک ماجرای فرعی زمينه برای طرح موضوع های مختلف مهيا می شود. منفعت طلبی، باج خواهی، دو رويی، آدم فروشی، تعصب، اعتياد، روشنفکر ستيزی، زن ستيزی ( و البته نقطه مقابل آن زن ذليلی ) و... موضوع هايی است که اين مجموعه تاکنون به آن پرداخته است. "رو مسخرگی پيشه کن و مطربی آموز تا داد خود از کهتر و مهتر بستانی"* در يک ماه اخير مجموعه تلويزيونی شبهای برره يکی از بحث برانگيزترين موضوعات روز در ايران بوده است. انتقاد و اعتراض عده ای از مسئولان و منتقدان به پخش اين برنامه و تاييد و حمايت عده ای ديگر زمينه توجه طيف وسيعی از مطبوعات داخلی و سايت های خبری را به اين برنامه فراهم کرده است. دانشجويان دانشگاه ياسوج، دکتر عماد افروغ رئيس کمسيون فرهنگی مجلس، محمد تقی فهيم رئيس انجمن منتقدان و نويسندگان ايران، محمد گبرلو منتقد فيلم و از نويسندگان روزنامه رسالت از جمله معترضان به پخش مجموعه شبهای برره بوده اند. از سويی ديگر فاطمه آليا نماينده مردم تهران، حسن محمودی منتقد و مسئول صفحه تئاتر و تلويزيون روزنامه شرق از جمله کسانی بودند که از اين برنامه حمايت کرده اند. آسيب ديدن يک دانش آموز در پاکدشت به دليل تقليد همکلاسی هايش از شيوه دعوای برره ای ها از جمله اتفاقاتی بود که چندی پيش زمينه ساز اعتراض عده ای به پخش اين برنامه شد. بدآموزی اين برنامه بويژه برای کودکان و نوجوانان و همچنين توهين و تمسخر به گويش و فرهنگ ايرانيان به خصوص روستائيان از مهمترين دلايلی است که معترضان به اين برنامه به آن اشاره کرده اند. عده ای نيز توليد اين برنامه را دستاويزی برای کسب درآمد ميلياردی تلويزيون از طريق آگهی های تبليغاتی ای که در بين اين برنامه پرمخاطب پخش می شود دانسته اند. از سويی ديگر مدافعان اين برنامه معتقدند که شبهای برره دارای پيامهای اخلاقی، فرهنگی و.... بوده و با نگاهی نقادانه آينه مشکلات و معضلات موجود در جامعه است. سازندگان اين برنامه نيز چندی پيش جوابيه ای به انتقادات و اتهامات وارده به خود و سازمان صدا و سيما داده اند. مهران مديری، کارگردان مجموعه شب های برره برنامه های خبری راديو و تلويزيون نيز هر از گاهی اخبار مسائل حاشيه ای، هزينه توليد ، ورود بازيگر تازه ای به اين مجمو
+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت 11:49  توسط حسین خوش اندام
|