
اين مجموعه امكانات رنگي كردن عكس هاي سياه و سفيد ، روتوش عكسها و چهره فقط با يك كليك، بزرگنمايي عكسها تا 10 برابر بدون كاهش كيفيت، نورپردازي در عكس، ايجاد جلوه هاي ويژه در عكس و ... را دارا مي باشد.
قبل از گم کردن ما در این دنیای مجازی همين امروز سفارش خود را به ثبت برسانید.
تحویل درب منزل و محل کار سپس پرداخت هزینه به مامور پست.
نام کالا: پلاگین های فتوشاپ Adobe Photoshop PLUGINS
قیمت:۹۰۰۰تومان
تعداد: ۷سیدی(CD)
روش خرید: برای خرید پلاگین های فتوشاپ Adobe Photoshop CS3 PLUGINS، شما میتوانید پس از کلیک روی دکمه زیر و تکمیل فرم خرید، ابتدا محصول مورد نظرتان را درب منزل یا محل کار تحویل گرفته، سپس وجه کالا و هزینه ارسال را به مامور پست بپردازید. برای مشاهده فرم خرید، روی دکمه زیر کلیک کنید.
ش گرم اين رابرت توي فيلم سگ را بجنبان هم يه نقش متفاوت داره كه اصلا چهره اش رو تغيير داه خيلي كارش درسته گفتي رونين من ديوونه اون قسمت رانندگيش هستم اوونجا كه زنه دوتا معكوس ميكشه و تكنيك پاور شيفت رو انجام ميده و يه دريفت عالي مي زنه خيلي توپه توي سينماي حرفه اي مي گفتن براي صدا برداري اين قسمت توي قسمت هاي مختلف مسير اگزوز ميكروفون كار گذاشته بودن تا صدا به بهترين نهو شنيده بشه دستت درد نكنه آقا :wink: ahura Sunday 11 December 2005-1, 03:36 PM عاليه :wink: :idea: Mafia Tuesday 13 December 2005-1, 12:59 AM نسخه جدید فیلم سینمایی «کینگ کنگ» به کارگردانی پیتر جکسن به عنوان ششمین فیلم پرخرج تاریخ سینما معرفی شد. به گزارش خبرگزاری مهر، «کینگ کنگ» که نام فیلمساز نیوزیلندی خالق سهگانه «ارباب حلقهها» را در مقام کارگردان دارد، با بودجه 207 میلیون دلاری ساخته شد. این در حالی است که مریان ک. کوپر در سال 1933 نسخه نخست این اثر را با بودجه 10 میلیون دلاری کلید زد. مجله اقتصادی فوربس با اعلام مطلب فوق تصریح کرد که هالیوود در سال 2004 متوسط 64 میلیون دلار برای تولید هر فیلم هزینه کرده است. پرخرجترین فیلم تاریخ سینما «کلئوپاترا» است که با بودجه 286 میلیون دلاری (مطابق با ارزش دلار در سال 2005) ساخته شد. الیزابت تیلور و ریچارد برتون از جمله هنرپیشگانی بودند که در این فیلم به نقشآفرینی پرداختند. فیلم «تایتانیک» ساخته جیمز کامرون دومین فیلم پرخرج تاریخ سینماست که با بودجه 247 میلیون دلاری ساخته شد. دو سال بعد از تولید این اثر کوین کاستنر فیلم «دنیای آب» را ارائه داد و برای ساخت آن بالغ بر 229 میلیون دلار هزینه کرد. قسمت سوم از مجموعه فیلمهای «ویرانگر» که در سال 2003 روانه سالنهای سینما شد، از دیگر فیلمهای پرخرج سینماست که با بودجه 216 میلیون دلار ساخته شد. قسمت دوم فیلم «مرد عنکبوتی» نیز دیگر دنباله پرخرج تاریخ سینماست که با بودجه 210 میلیون دلار کلید خورد. «وایلد وایلد وست» با شرکت ویل اسمیت و فیلم «سرعت دو» به ترتیب مقام چهارم و پنجم فهرست فیلمهای پرخرج را ازآن خود کردند. فیلم «وایلد وایلد وست» با بودجه 204 میلیون دلاری ساخته شد. در حالی که قسمت دوم فیلم هیجانانگیز «سرعت» با بودجه 199 میلیون دلاری جلو دوربین رفت. ahura Tuesday 13 December 2005-1, 05:26 PM ساخت شرک 3 آغاز شد ساخت قسمت سوم شرک محصول کمپانی فاکس قرن 20 چند روزپیش آغاز شد. این فیلم بر اساس فیلمنامه ای از جفری پریس و پیتر تیمز درژانری کمدی – خانوادگی ساخته خواهد شد. فیلم ادامه ای بر دو قسمت قبلی است ولی اتفاقاتی که در این قسمت می افتد به جذابیت فیلم می افزاید. این قسمت از شرک داستان مرگ پدر فیونا را به تصویر می کشد. فیونا از شرک می خواهد که به جای پدر شاه شود ولی او این کار را نمی کند، فیونا با شرک و الاغ به دنبال پادشاه می گردند که شاه آرتور را بهترین گزینه برای این کار می دانند. گویندگان این قسمت همانند قسمت های قبلی است و تنها جاستین تیمبرلیک به جای شاه آرتور صحبت خواهد کرد. مایک مایبرز، ادی مورفی، کامرون دیاز و آنتونی باندرس از گویندگان دیگر این فیلم به شمار می روند Mafia Wednesday 28 December 2005-1, 11:53 PM این هم 83 عکس با کیفیت بالا از Angelina Jolie . http://cdn-channels.netscape.com/gallery/i/j/jolie2/TSDGIAA_EC008_H.jpg لينک دانلود (http://85.17.64.75/dl/0fde34cb8926dfdf922ea27869d1cabb/43b04d97/dh6zbw/Angelina%20Jolie_wareX.Ru.rar) korosh bozorg Thursday 29 December 2005-1, 06:19 PM آنجلینا جولی در نقش یک زن ایرانی آلكس جودي تهيه كننده و كارگران بزرگ سينماي انگليس درگفتگوئي با جرايد اعلام كرده است كه تهيه فيلم زندگي كوروش ٨٠ ميليون دلار هزينه دربرخواهد داشت. به بياني اين يكي از گرانترين فيلم هاي تاريخ سينماي انگليس است. گفته مي شود نقش كوروش پادشاه هخامنشي را " هيوجكمن " عهده دار خواهد بود. " سرشون كانري " و " آنجلا جولي " نيز نقشهاي مقابل كوروش را برعهده خواهند داشت. بنابه گفته كارگردان فيلم " كوروش" اين فيلم با بيش از ١٠ هزار بازيگر در رديف فيلمهائي مانند گلادياتورها و لورنس عربستان خواهد بود و بي ترديد با استقبال جهاني روبرو خواهد شد. http://www.aftabnews.ir/images/docs/n00026955-b.jpg MASOUD MRP Thursday 29 December 2005-1, 11:36 PM نسخه جديد فيلم کينگ کونگ ساخته پيتر جکسون در ايام تعطيلات کريسمس بر صدر جدول پرفروش ترين فيلم های آمريکای شمالی قرار گرفت. کينگ کونگ موفق شد در اين رقابت از سد ماجراهای نارنيا: شير، ساحره و کمد لباس بگذرد. در فاصله جمعه ۲۳ تا دوشنبه ۲۶ دسامبر کينگ کونگ 31.4 ميليون دلار و ماجراهای نارنيا 30.1 ميليون دلار کسب کرده اند. کمدی تفريح با ديک و جين با بازی جيم کری در رديف سوم پرفروش ترين فيلم های آخر هفته جای گرفت. به اين ترتيب صنعت سينما توانسته است با رشدی چشمگير، ۲۰ درصد بيشتر از زمان مشابه در سال ۲۰۰۴ سود کسب کند. تفريح با ديک و جين 23.5 ميليون دلار فروش کرده است. اين فيلم بازسازی فيلمی است که در سال ۱۹۷۷ با بازی جورج سيگال و جين فوندا ساخته شد و ماجرای زوجی است که برای پرداخت صورت حساب هايشان به جنايت متوسل می شوند. اما در مجموع کينگ کونگ و نارنيا بودند که توانستند بر بازار پر رونق ايام کريسمس حاکم شوند. پل درگاربدين رئيس "اگزبيتور ريليشنز"، شرکت پيگير فروش فيلم ها می گويد: "اين نبرد بين پرفروش های تعطيلات بود که برای کسب رتبه اول رقابتی تنگاتنگ داشتند". چاک ويانه، رئيس پخش کننده بزرگ فيلم، بوئنا ويستا پيکچرز که پخش نارنيا را از آغاز نمايش آن در سه هفته پيش بر عهده دارد می گويد: "اين دو فيلم به تجارت سينما نيرو دادند". فيلم کمدی دوزاده تايی اش ارزون تره - ۲ در رديف چهارم فيلم های پر بيننده قرار گرفته و 14.8 ميليون دلار فروخته است. در همين حال کمدی عاشقانه خانواده استون با بازی دايان کيتون و سارا جسيکا پارکر با 10.9 ميليون دلار فروش، پنجم شده است. در حالی که پخش محدود فيلم تازه استيون اسپيلبرگ، مونيخ، با اميد به کسب جوايزی از اسکار، از ۵۳۲ سالن سينما، 5.7 ميليون دلار کسب کرده است، فيلم تهيه کنندگان بعد از افزايش سالن هايش از شش به ۹۷۵، حدود 3.5 ميليون دلار درآمد داشته است. MASOUD MRP Thursday 29 December 2005-1, 11:37 PM فروش فيلم ها در آمريکا و کانادا ۱) کينگ کونگ ۳۱.۴ ميليون دلار ۲) ماجراهای نارنيا ۳۰.۱ ميليون دلار ۳) تفريح با ديک و جين ۲۳.۵ ميليون دلار ۴) دوازده تايی اش ارزون تره ۲ ۱۴.۸ ميليون ۵) خانواده استون ۱۰.۹ ميليون دلار ۶) خاطرات يک گيشا ۱۰.۲ ميليون دلار ۷) متقلب ۸.۴ ميليون دلار ۸) اين جور می گن که ... ۷.۵ ميليون دلار ۹) وولف کريگ ۵.۹ ميليون دلار ۱۰) هری پاتر و جام آتش ۵.۷ ميليون دلار MASOUD MRP Saturday 4 March 2006-1, 11:43 AM به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از خبرگزاري رويترز، «تراولتا» پس از بازي در فيلمهاي بسياري چون «تغيير چهره»، «پالپ فيكشن»، «خونسرد باش» و «گريس» هم اكنون قرار است تا در نقش يك مادر ايفاي نقش كند. اين بازيگر 52 ساله در اين فيلم كه برگرفته از فيلم ديگري به همين نام و محصول 1988 است، در نقش «ايدنا ترنبلاد»، مادر خانواده بازي خواهد كرد. در نسخه اصلي فيلم «اسپري مو» به كارگرداني «جان واترز» نقش «ايدنا» را بازيگري زن جامعه به نام «دوين» كه در همان سال درگذشت، بازي كرده است. پروژه ساخت اين فيلم از پاييز سال ميلادي جاري آغاز شده و نهايتا در تابستان سال 2007 آماده پخش خواهد شد. «جان تراولتا» كه يكي از چهرههاي شاخص سينماي هاليوود به شمار ميآيد، در سال 1977 براي فيلم «تب شنبه شب» براي اولين بار كانديد اسكار و در سال 1994 براي بازي در فيلم «پالپ فيكشن» براي دومين و آخرين بار كانديد اسكار شد ولي هربار نتوانست در اين زمينه موفقيتي كسب كند ahura Saturday 4 March 2006-1, 05:08 PM من كه همه ي اونا را ديدم . به نظر من كه واقا كينگ كنگ بايد بيشترين خرج رو رو دست جكسون گذاشته باشه :lol: :arrow: :wink: ahura Saturday 4 March 2006-1, 05:10 PM :shock: :lol: :wink: :arrow: Good_Girl Saturday 18 March 2006-1, 01:12 PM ده فیلم پر فروش تاریخ سینمای جهان تا به امروز ......... نام فیلم و کارگردان / سال نمایش / فروش به میلیون دلار تایتانیک(جیمز کامرون) / 1997 / 600 جنگ ستارگان (جورج لوکاس) / 1977 / 461 ئی تی (اسپیلبرگ) / 1982 / 435 جنگ ستارگان ( جورج لوکاس) / 1999 / 431 مرد عنکبوتی (سام ریمی ) / 2002 / 404 ارباب حلقه ها ( مل گیبسون ) / 2004 / 365 پارک ژوراسیک (اسپیلبرگ) / 1993 / 357 ارباب حلقه ها ( مل گیبسون ) / 2003 / 342 به دنبال نیمو ( استنتون) / 2003 / 340 يه پسر خوب Sunday 19 March 2006-1, 12:45 AM مرسی good girl ولی ارباب حلقه ها مطمئنی مل گیبسونه ؟اشتباه نشده ؟ Good_Girl Sunday 19 March 2006-1, 06:45 PM خواهش میشه ....... پسر خوب من اینو از یه مجله نوشتم ... خودم ننوشتم..... ahura Sunday 26 March 2006-1, 07:52 PM عزيزم من همه ي اين فيلمها رو دارم . ارباب حلقه ها هم مال پيتر جکسونه که الان هم کينگ کنگ رو ساخته . باز هم هزت ممنونم . RK Sunday 23 April 2006-1, 08:25 PM کوتاه و خیلی جالب، حتما دانلود کنید و بینید حجمشم 671 کیلوبایت هستش Download (http://www.ljava2.persiangig.com/audio/blaine.asf) پسرپرسپوليسي Sunday 23 April 2006-1, 09:43 PM مرسي جالب بود Alex Tuesday 16 May 2006-1, 01:24 PM رابرت دنيرو در قهوه خانه http://www.worth1000.com/web/media/35318/deniro_orig.jpg شرق - فرورتيش رضوانيه: شما رابرت دنيرو هستيد. شب است. از پشت شيشه، داخل قهوه خانه را نگاه مى كنيد. شما هرگز وارد جايى نمى شويد كه نتوانيد از آنجا فرار كنيد. بنابراين به دنبال در پشتى مى گرديد تا اسلحه تان را پنهان كنيد. ولى آن قهوه خانه در پشتى ندارد!وارد مى شويد. قهوه چى مى گويد: «تعطيل است!» مى گوييد: «يك استكان كوچولو!»مشترى هاى عادى مى روند و شما و چند نفر ديگر تنها مى شويد. «ژان رنو» ژاكتش را از روى جالباسى بر مى دارد و مى گويد: «وقت رفتن است!» به دنبال او از قهوه خانه خارج مى شويد. ژان رنو مى گويد: «آقايان، بايد ببخشيد! ما هر چى راننده فولكس واگن مى شناسيم روزها مى روند دنبال مسافركشى و شب ها هم كار نمى كنند. پس پياده مى رويم...!» دو نفر ديگر هم در سوله هستند، رنو مى گويد: «همه خسته هستيم. پس صبح درباره كار صحبت مى كنيم.» سپس به طرف كمد رختخواب ها مى رود و جاى اعضاى تيم را روى زمين پهن مى كند. خيلى خسته هستيد. چشمانتان را مى بنديد. همچنين كه خوابتان مى برد، رنو با صداى بلندى مى گويد: «تا صبح نوبتى كشيك مى دهيم.» دوباره چشمانتان را مى بنديد. خوابتان نمى برد. بلند مى شويد و مى گوييد: «ببخشيد...! من به متكا عادت ندارم! بالش خدمتتان نيست؟!» صبح چشمانتان را باز مى كنيد و رنو را مى بينيد كه كنارتان روى يك صندلى نشسته است. لبخندى مى زند و مى گويد: «بيدار شدى؟!» سپس پاكت سيگار را تعارف مى كند. شما يك نخ بر مى داريد و مى پرسيد: «تو رئيس هستى؟!» رنو مى گويد: «اگر من رئيس بودم، اين سيگار را مى كشيدم؟!» همه دور هم جمع مى شويد. رنو مى گويد: «مأموريت ما به دست آوردن يك كيف است. احتمالاً ى اتومبيل آن را اسكورت مى كنند و دائماً در سفر هستند. اين كه كى، كجا و چطور كيف را بگيريم، مشخص نيست. ولى بهتر است كه آنها را در تهران به دام بيندازيم. حالا هر كس هر چيزى كه احتياج دارد بگويد تا تهيه كنيم.»يك نفر كه مهارت خاصى در رانندگى دارد مى گويد: «من يك ماشين مى خواهم كه بشود با آن پرواز كرد. مثلاً يك Bmwz4 .»رنو مى گويد: «نمى توانيم! ولى يكى از دوستانم يك سمند دارد. آن را قرض مى گيرم. كره اى ها يك ضرب المثل دارند كه مى گويد: خودرو ملى، افتخار ملى! آن وقت ما برويم پول توى جيب آلمان هاى نازى بريزيم؟»پول را به پيك موتورى مى دهيد و يك ساعت بعد پيك وانت بار سلاح را مى آورد. سمند را هم مى آورند. در جلسه راه هاى مختلف براى به دست آوردن كيف را بررسى مى كنيد. يك نفر بلند مى شود و مى گويد: «به نظر من تمام اين امكانات احمقانه است! دو موتورسوار استخدام كنيد بروند كيف را بقاپند.»رنو با او تسويه حساب مى كند و مى گويد كه برود. در پايان جلسه قرار مى شود كه روز بعد در تقاطع خيابان مطهرى با قائم مقام فراهانى آنها را غافلگير كنيد.صبح زود در محل حاضر مى شويد. سمند در ابتداى خيابان جم موضع مى گيرد. رنو كنار سيستم كنترل چراغ راهنمايى مى ايستد و آزمايشى چراغ را قرمز مى كند. اتومبيل هاى اسكورت مى رسند. ولى ى خودرو هستند. شما بازوكا را برمى داريد. رنو چراغ تقاطع را قرمز مى كند ولى خودروها به چراغ راهنمايى اهميتى نمى دهند و مى روند.بازوكا را كنار مى گذاريد و با ژان رنو به دنبال آنها مى رويد. به سمند اطلاع مى دهيد كه ى ثانيه با او فاصله دارند. راننده آماده حركت است ولى ماشين روشن نمى شود. از داخل كاپوت يك اتومبيل صفر كيلومتر دود بلند مى شود. راننده آن هول مى شود و ترمز مى كند. سه اتومبيل اسكورت به شدت با هم برخورد مى كنند. راننده خودرو حامل كيف به موقع فرار مى كند و تصميم مى گيرد كه خلاف جهت اتوبان برود. ولى خروجى مدرس مسدود است. موبايلتان زنگ مى زند. جواب مى دهيد. راننده سمند است و مى پرسد كه اين ماشين كارت طلايى دارد، يا نه؟!... خودرو حامل كيف خيابان را تا انتها مى رود و وارد خيابان شريعتى مى شود. در پيچ شميران يك اتوبوس در خط ويژه با آن تصادف مى كند. شما سريع وارد عمل مى شويد. مى رويد جلو و كيف را برمى داريد. سوار اتومبيل مى شويد و مى رويد. در بين راه از رنو مى پرسيد: «فكر مى كنى چى توى كيف است؟!» رنو مى گويد: «نمى دانم!» ماشين را پارك مى كنيد و پياده مى شويد. در پياده رو دو موتورسوار، كيف را از دستتان مى قاپند و مى روند. ahura Tuesday 16 May 2006-1, 03:07 PM ممنون alexجان . Alex Tuesday 16 May 2006-1, 06:11 PM خواهش میشه اهورا جان Alex Wednesday 24 May 2006-1, 03:26 AM http://hamshahri.org/vijenam/javan/1385/850230/000225.jpg ميكي موس وقتي خلق شد كه والت ديزني داشت با قطار از نيويورك به ساحل غربي مي رفت. رئيس عوضي كمپاني بزرگي كه با او قرارداد بسته بود، حقوق شخصيت كارتوني قبلي اش (اسوالد، خرگوش خوش شانس) را از چنگش درآورده بود و اين، والت جوان را حسابي عصباني كرده بود. او حالا براي سري جديد انيميشن هاي كوچكش دنبال يك كاراكتر جديد مي گشت تا پوز همة آن دزدهاي بي كله را بزند. توي واگن كوچك قطار، ياد موشي افتاد كه توي سبد كاغذهاي باطله كنار ميز طراحي اش زندگي مي كرد. تا قطار به لس آنجلس برسد، والت ديزني بدون اين كه خودش بداند، معروف ترين كاراكتر كارتوني تمام دوران ها را خلق كرده بود؛ ميكي موس متولد شده بود. او همراه با طراح و انيماتور ميكي (اوب ايوركز) دو فيلم كوتاه با شخصيت ميكي ساختند كه هيچ پخش كننده اي حاضر نشد پخششان كند. 1929 بود و تازه يك سال از پخش خواننده جاز ، اولين فيلم ناطق در سينماها مي گذشت. والت به اين فكر افتاد كه توي كارتون جديدش از صدا استفاده كند؛ آن هم نه جوري كه بقية انيماتورها مي كردند. او يك مترونوم برداشت و تك تك حركات ميكي را با ضرباهنگ موسيقي هماهنگ كرد. (هنوز هم كه هنوز است، آهنگسازها به ساختن موسيقي متني كه به تك تك اتفاقات صحنه واكنش نشان بدهد، ميكي ماوسينگ مي گويند.) نتيجه واضح بود؛ يك موفقيت تجاري كامل. والت خيلي سريع دو فيلم پخش نشدة قبلي را هم با موسيقي هماهنگ كرد و فرستاد روي پرده. از اين جا به بعدش را ديگر همه بلدند؛ كارتون هاي ميكي موس پشت سرهم مي رفت روي پرده و آمريكايي هاي افسرده و خسته از دوران ركود اقتصادي، هر روز بيشتر از قبل با اين موش كوچولوي شجاع و اميدوار حال مي كردند. دوران ركود اقتصادي تمام شد، ولي ميكي همچنان به سلطنت اش ادامه مي داد. در 1978، وقتي كه پنجاه ساله شده بود، جاي پايش را گذاشتند توي همان پياده رو معروف هاليوود، بين جاي پاي واقعي همة ستاره هاي بزرگ تاريخ سينما. مردم هنوز هم از تماشاي بالا و پايين پريدن هاي اين موش كوچك خسته نشده اند. هيچ كس دقيقا نمي داند چرا، ولي خب والت ديزني سال ها بعد از موفقيت ميكي موس در يك مصاحبه گفته بود: ما چيزي مي خواستيم كه همه ازش خوششون بياد. بعد به يك موش كوچيك فكر كرديم كه يه جورايي شبيه چاپلينه؛ يك موجود كوچولو كه سعي مي كنه بهترين كاري رو كه مي تونه، انجام بده... فقط اميدوارم يه چيزي يادمون نره؛ كه همة اين چيزا رو يه موش شروع كرد...آره! يه موش! nasim Wednesday 24 May 2006-1, 04:33 AM مهران جان خسته نباشي ، از والت ديزني ممنونم كه اين شخصيتهارو خلق كرده البته اگه زنده باشه ................ راستي اون موش رو هم فراموش نميكنم .... طنین آبی Wednesday 24 May 2006-1, 03:37 PM مرسی داداش مهران گل خسته نباشی عزیزhttp://www.siscenter.com/Smiley/41.gif Alex Wednesday 24 May 2006-1, 11:19 PM اين ده فيلم، اميدهاي اصلي فروش امسال هستند. اين رقابت را كدامشان مي برد؟ سال، سال داوينچي است! http://hamshahri.org/vijenam/javan/1385/850230/000312.jpg رقابت بلاك باسترها (فيلم هاي عظيم و پرخرج)، يك مسابقة جذاب ديگر در دنياي سرمايه داري است. اين كه كي بيشتر مي پرد و بيشتر پول درمي آورد. http://hamshahri.org/vijenam/javan/1385/850230/000285.jpg مأموريت غيرممكن 3 15 ارديبهشت ماه اكران شده است اطلاعات: از زمان ساخت اولين فيلم اين مجموعه ده سال مي گذرد. اين فيلم آخري، يك پروژة سراسر گرفتاري براي تام كروز بوده است. ستاره اي كه بعد از چند فيلم موفق كم و بيش هنري، محتاج يك موقعيت كم نظير تجاري است. ساخت فيلم با مشكلات فراواني روبه رو شد. اول قرار بود ديويد فينچر آن را بسازد. اما با هم توافق نكردند. با يكي دو كارگردان ديگر هم به جايي نرسيدند تا نوبت جي.جي.آبرامز شد. او كارگرداني است كه براي ساخت اولين فيلم، به او پيشنهاد ساخت يك بلاك باستر تابستاني را داده اند. هر چند كه در هاليوود آدم پرتجربه اي در سينما به حساب مي آيد. مي فروشد؟ تام كروز همچنان محبوب است. آن هايي كه قسمت سوم را ديده اند، اعتقاد دارند شايد بهترين قسمت اين مجموعه باشد. با اين وجود، هيچ چيز معلوم نيست. علاقه مندان جدي تر سينما، يك دلخوشي ديگر هم براي تماشاي آن دارند: فيليپ سيمور هافمن كه براي ايفاي نقش نويسندة مشهور آمريكايي در فيلم كاپوتي، اسكار بهترين بازيگر نقش اصلي مرد را گرفت، نقش آدم بد ماجرا را به عهده دارد. دلخوشي ها: به جز چند صحنة اكشن درست و حسابي تضمين شده، تام كروز را داريم كه در پروژه هاي اخيرش مثل آخرين سامورايي و شريك جرم، به نقش هايش حسابي شخصيت داده است. http://hamshahri.org/vijenam/javan/1385/850230/000297.jpg پوزيدون 22 ارديبهشت ماه اكران شده است اطلاعات: بازسازي يك فيلم مشهور دهه 1970. دوراني كه سينماي فاجعه رونقي داشت. اين بار عوض يك زمين لرزه يا هواپيما يا ترن يا آسمان خراش، آدم ها داخل يك كشتي لوكس گير مي افتند. مي فروشد؟ پوزيدون، بازيگران زيادي دارد. از قديمي هايي مثل ريچارد دريفوس بگير تا متأخرهايي مثل كرت راسل و بالاخره تازه ستاره هايي مثل جاش لوكاس. طبقه هاي سني مختلف، كالاي مورد نيازشان را روي پرده خواهند يافت. جاي ارنست بورگناين نسخة قبلي خالي است. دلخوشي ها: فيلم را ولفگانگ پترسون كارگرداني كرده. يك اكشن ساز درجه يك كه قبلا فيلم هاي خوب (مثل زيردريايي ) و پرفروش (مثل طوفان كامل ) از دل آب صيد كرده است. او حالا شصت و چهار سالش شده و هنوز توانايي هندل كردن چنين پروژة بزرگي را دارد. واقعا دارد؟ http://hamshahri.org/vijenam/javan/1385/850230/000315.jpg راز داوينچي 29 ارديبهشت ماه اكران شده است اطلاعات: از همان اولش يك پروژة جنجالي بود. حالا چه به خاطر داستان اصلي اش، چه حضور تام هنكس و آدري توتو، و چه فيلم برداري در موزه لوور. سازندگانش كم و بيش توانسته اند تا لحظة اكران فيلم، اسرار توليد را حفظ كنند. سر و صدايي كه مخالفت هاي كليساي كاتوليك در مخالفت با فيلم بلند كرد، از نظر بعضي ها يك جور تبليغات مفت و مجاني بود، هر چند كه بعضي از آدم هاي وارد، اين جنجال ها را عامل نگران كننده اي ارزيابي كرده اند، يك نوع بايكوت. مي فروشد؟ به هر حال همة سازندگانش براي فروش آن دندان تيز كرده اند. براي خيلي ها تضمين شده ترين پروژة سينمايي سال است، شانس اصلي پول پارو كردن در تابستان امسال به حساب مي آيد و از رقبايش يك سر و گردن بالاتر است. تهيه كننده هاي فيلم، خيلي روي خوانندگان پرشمار كتاب حساب باز كرده اند: حدود 40 ميليون نفر. دلخوشي ها: تيم جادويي يكي دو فيلم موفق اين سال ها، بار ديگر دور هم جمع شده اند. از آكيوا گلدزمن فيلم نامه نويس بگير تا ران هاوارد كارگردان و تام هنكس بازيگر، تقويت شده به وسيلة دن براون، نويسندة مشهور كتاب. اگر اين يكي هم تابستان امسال نفروشد، صنعت سينماي جهان بايد فكر تازه اي به حال خودش بكند. http://hamshahri.org/vijenam/javan/1385/850230/000288.jpg X-Men: last stand 5 خردادماه اكران مي شود اطلاعات: تهيه كننده هاي كمپاني، سر ساختن اين قسمت با يك مشكل بزرگ روبه رو بوده اند. كارگردان اين آخري ديگر برايان سينگر نيست. كارگردان محبوب سينماي مستقل با پذيرفتن ساخت اين سري فيلم ها، رسما وارد جريان اصلي فيلمسازي شده. حالا هم كه پروژه را ترك كرده، به خاطر برگشتن به روزهاي گذشته و ساختن يك فيلم ضد جريان ديگر نبوده. سينگر رفته تا بازگشت سوپرمن را كارگرداني كند. يك محصول پرخرج و پر اميد تابستان امسال را. مردان ايكس اما احتمالا مي توانند بدون سينگر راهشان را ادامه دهند. در سايت هاي سينمايي تأكيد شده كه با وجود اين كلمة Last در عنوان فيلم، قرار نيست اين آخرين فيلم مجموعه باشد. مگر اين كه نفروشد! مي فروشد؟ دو قسمت قبلي حسابي فروخته اند، پس چرا اين بار چنين اتفاقي نيفتد؟ به خصوص كه بازيگران اصلي تغييري نكرده اند. دلخوشي ها: برت راتنر كه جاي برايان سينگر، كارگرداني اين قسمت را به عهده گرفته، كارش را بلد است. او پيش از اين، كارگرداني فيلمي از يك مجموعة ديگر را هم به عهده گرفته بود و به نتيجه هم رسانده بود. منظورم وقتي است كه جاي جاناتان دمي و رايدلي اسكات نشست تا ادامه اي بر ماجراهاي دكتر هانيبال لكتر بسازد. اسم فيلمش هم بود، اژدهاي سرخ. http://hamshahri.org/vijenam/javan/1385/850230/000300.jpg Break up 12 خردادماه اكران مي شود اطلاعات: فروش اصلي تابستان هر سال، معمولا متعلق به دنباله هايي است كه تماشاگران از اوضاع و احوالشان باخبرند و نيز اكشن هاي پر سر و صدا. اما فيلم هاي كمدي هم گاهي وقت ها شانس دارند. مثل پارسال كه فيلم عروسي به هم زن ها، به اندازة موفق ترين فيلم هاي اكشن سال فروخت. حالا همة كمپاني ها دلشان مي خواهد يك عروسي به هم زن ها داشته باشند. مي فروشد؟ طبعا كسي انتظار ركوردشكني ندارد. با اين وجود، Break up در مقايسه با دو رقيب اصلي ديگرش، با اميدواري بيشتري به مسير پيش رو نگاه مي كند. اين دو رقيب اصلي، يكي كليك با بازي آدام سندلر است و ديگري Nacho Libre با شركت جك بلك. رل اصلي اين يكي فيلم را وينس ووگان و جنيفر آنيستون به عهده دارند. ظاهرا پايان فيلم را هم دوباره فيلم برداري كرده اند، چون در نمايش هاي خصوصي به اندازة كافي براي حاضران شيرين نبوده است. دلخوشي ها: مي گويند تيزرهاي تبليغاتي فيلم براي جماعت، جذاب و دوست داشتني بوده. ضمن اين كه خلاصه داستانش حسابي اميد بخش به نظر مي رسد: زوجي كه مي خواهند از هم جدا شوند، اما هيچ كدام نمي خواهند خانه اي را كه پيش از اين به طور مشترك در آن زندگي مي كرده اند، ترك كنند. http://hamshahri.org/vijenam/javan/1385/850230/000306.jpg سوپرمن برمي گردد 9 تيرماه اكران مي شود اطلاعات: اين سوپرمن واقعا برمي گردد. در اين داستان، چند سالي خبر از آقاي سوپرمن نبوده، تا اين كه دوباره سر و كله اش پيدا مي شود تا سراغ لوئيز لين زيبا را بگيرد. اما براي به دست آوردن دل او، با مشكلات زيادي روبه رو مي شود. پيش از اين حداقل چهار تا سوپرمن ديگر ساخته شده كه روي هم 318ميليون دلار پول در آورده اند كه براي زمان خودشان يك موفقيت حسابي بود. اما ساختن اين آخري، طلسم شده بود. چند كارگردان دست روي ساختش گذاشتند و نااميد برگشتند؛ از جمله تيم برتون. مي فروشد؟ ظاهرا در اين داستان حادثه اي، شخصيت پردازي و روابط بين آدم ها فراموش نشده است. اما بازيگر تازه وارد فيلم مشكوك مي زند. سينگر براي نقش سوپرمن، براندون راث را انتخاب كرده كه جماعت سينمارو چيز زيادي درباره اش نمي دانند. اما در عوض، آدم بد فيلم، درجه يك است. چون نقشش را كوين اسپيسي بازي مي كند. دلخوشي ها: دو تجربة قبلي تابستاني برايان سينگر حسابي موفق بوده. يعني دو قسمت اول مردان ايكس. مردم هم پس از سال ها انتظار، براي سر درآوردن از كار يكي از پر سر و صداترين پروژه هاي اين چند ساله، اشتياق زيادي دارند. http://hamshahri.org/vijenam/javan/1385/850230/000291.jpg دزدان دريايي كارائيب 16تيرماه اكران مي شود اطلاعات: بعد از موفقيت هاي كم نظير كمپاني نيولاين در توليد همزمان سه قسمت ارباب حلقه ها، جري بروكهايمر، پرفروش ساز هاليوودي، تصميم گرفته تا هر دو دنبالة فيلم موفق دو سال قبلش را با هم توليد كند. يك پروژة سيصد و خرده اي ميليون دلاري. مي فروشد؟ تماشاگران معمولا از دنباله هاي فيلم هاي عظيم موفق در روزهاي تعطيلات استقبال كرده اند. به خصوص كه اين يكي، دست به تركيب گروه سازندة اصلي اش نخورده است. جاني دپ و اورلاندو بلوم و كايرا نايتلي آماده اند تا بار ديگر، مردم را به سالن سينما بكشانند. دل خوشي ها: بروكهايمر، يكي از موفق ترين تهيه كننده هاي فيلم هاي پرفروش تابستاني هاليوود است. اگر او ساربان باشد، مي داند شتر را كجا بخواباند. http://hamshahri.org/vijenam/javan/1385/850230/000303.jpg Miami Vice اطلاعات: همين طور كه به پاييز نزديك تر مي شويم، فيلم ها انگار جدي تر و جدي تر مي شوند. آخرين فيلم مايكل مان، مثل هميشه جايي در ميانة يك فيلم پرخرج تابستاني و يك شاهكار شخصي قرار دارد. كاش اين هر دو آرزوي ما درباره اش برآورده شود. مي فروشد؟ تيم بازيگران فيلم، خيلي ستاره محسوب نمي شوند. هر چند كه مايكل جي فاكس دوسال قبل، اسكار بهترين بازيگري نقش اول را دريافت كرد. فيلم پرخرج قبلي كالين فارل يعني اسكندر هم در اكران، خيلي ناموفق از آب درآمد. با اين وجود، مايكل مان طرفدارهاي خاص خودش را دارد و در كنار دغدغه هاي شخصي اش، يك اكشن ساز درجه يك است. سكانس تيراندازي بين تام كروز و مأمورهاي امنيتي را در فيلم شريك جرم يادتان هست؟ دلخوشي ها : Miami Vice يك فيلم سينمايي بر اساس سريال پرطرفداري است كه از 1984 تا 1989 از تلويزيون پخش مي شده و تهيه كنندة اجرايي و در واقع صاحب اصلي اش، مايكل مان خودمان بوده است. هواداران آن سريال، مشتريان بالقوة اين فيلم به حساب مي آيند. به خصوص كه فيلمساز قول داده بينندگان سريال اش را موقع تماشاي فيلم سورپريز كند. http://hamshahri.org/vijenam/javan/1385/850230/000294.jpg برج هاي تجارت جهاني اطلاعات: بالاخره نوبت اليور استون شد تا دربارة اين واقعة مهم تاريخ معاصر آمريكا، يعني حمله به برج هاي تجارت جهاني در 11 سپتامبر فيلم بسازد. خانواده هاي قربانيان، خيلي روي اين موضوع حساس اند. آيا استون خواهد توانست هم نگاه تند و تيزش را حفظ كند، هم دل بازماندگان را به دست آورد؟ مي فروشد؟ واقعا نمي شود فروش بالايي براي فيلم پيش بيني كرد. احتمالا استقبال متوسط از آن هم تهيه كنندگانش را خوشحال خواهد كرد. به خصوص كه فيلم قبلي كارگردانش يعني اسكندر، يك شكست تجاري اساسي بود. در ضمن، سؤال اصلي اين است: آيا مردم آمريكا آن قدر از اين واقعة دردناك دور شده اند كه حالا بخواهند به عنوان يك واقعة دراماتيك، مستقيما چشم در چشمش بدوزند؟ دلخوشي ها: نيكلاس كيج و مايكل پنا دو مأمور پليس اند كه بايد به مردمي كه در محل حادثه حضور دارند، كمك كنند. اين اولين فيلم مهمي است كه بعد چند تا محصول نصفه و نيمه، تهيه كننده هاي هاليوودي دربارة اين حادثه مي سازند. آن هم توسط كارگرداني كه تا به حال به اغلب حوادث حساس تاريخ آمريكا در يك قرن اخير پرداخته است؛ از ويتنام گرفته تا واترگيت و ترور جان اف كندي. http://hamshahri.org/vijenam/javan/1385/850230/000309.jpg ماشين ها اطلاعات: اين آخرين فيلمي است كه كمپاني خيلي خيلي موفق پيكسار، در توليدش نقش دارد. مي خواهيد نام چند تاي ديگر از محصولات پيكسار را بدانيد؟ خيلي خب: شگفت انگيزها، در جست وجوي نمو و شركت هيولاها و داستان اسباب بازي. مي فروشد؟ پخش آگهي هاي تبليغاتي فيلم، مدت هاست كه شروع شده. ماشين پولسازي پيكسار تا به حال نقص نداشته است. چرا حالا عيب و ايراد پيدا كند؟ از همين حالا خيلي ها روي موفقيت تجاري فيلم شرط بسته اند يا براي ديدنش لحظه شماري مي كنند. به خصوص كه برعكس بقية فيلم ها، بيشتر از يك هفته تا سررسيدن رقيب غول آساي بعدي براي فروش فرصت دارند. دلخوشي ها: مسؤولان پيكسار و ديزني مثل هميشه روي يك داستان كاملا آمريكايي سرمايه گذاري كرده اند. يك ماشين مسابقة سوسول، از بقيه جدا مي افتد و به يك دهكدة غربي مي رود. جايي كه ماشين هاي قديمي، راه زندگي و مرد شدن را به او مي آموزند. چند تا طرح داستاني اين شكلي در فيلم هاي آمريكايي ديده ايد؟ راستي پل نيومن هم كه يكي از علاقه مندان جدي ماشين و مسابقات اتومبيل راني است، در اين فيلم جاي يكي از ماشين ها حرف زده است. Alex Wednesday 24 May 2006-1, 11:33 PM خواهش میشه ... مرسی از نظرتون دکتر محمد Sunday 28 May 2006-1, 12:50 AM سجاد جان منم فیلمهای این یارو هری پیاتررو دوست دارم خودشم بچه ی باحالیه چرا آخه ازش بدت میادش؟ میخوای به کارگردانش بگم که بجای اون تو رو بذاره ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ vincent Friday 2 June 2006-1, 01:05 AM خسته نباشی اطلاعات کامل و مفید و جالب. Alex Sunday 4 June 2006-1, 09:24 AM مرسی vincent جان ... قابل تو رو نداشت عزیز بچه های تالار زیاد اه لفیلم و سینما نیستن ... آدم ذوق کور میشه :sadwalk: ahura Sunday 4 June 2006-1, 03:52 PM مرسی vincent جان ... اصلا به نظر من سال 2006یه سال خوب میتونه باشه. تابستون چه شود...!!! Alex Sunday 4 June 2006-1, 06:03 PM مردان ایکس که تا الان حسابی ترکونده ... فیلم خوبی باید باشه ... جلوه های ویژه که محشره :smoke: Mafia Sunday 4 June 2006-1, 09:51 PM الکس جان خیلی خیلی ممنون. یه سوال از اهورا و الکس داشتم : از فیلم Silent Hill یا تپه خاموش خبری ندارید؟؟ Alex Monday 5 June 2006-1, 08:22 AM فیلم تپه ساکت "Silent Hill" برگرفته از بازی کامپیوتری یا بازی رادا مینچل ,شین بین,لوری هولون, دبورا کارا اونگر,کیم کوشن و تانیا آلن به نمایش در آمد.فیلم بر اساس بازی کونامی بوده که وی در جستجوی دختر گمشده اش در منطقه ای به نام تپه ساکت می باشد. فیلم سایلنت هیل در نخستین هفته اکران در آمریکا مقام نخست جدول فروش را از آن خود کرد. به گزارش خبرنگارسینمایی مهر این اثر که در زمره فیلمهای هراسناک جای دارد درنخستین هفته نمایش بالغ بر 20 میلیون و200 هزاردلار بلیت فروخت. (85.2.5) استودیوی تری استار پیکچرز که توزیع این فیلم را برعهده داشت ضمن ابراز مسرت ازموفقیت این اثردرگیشه، تعداد سالنهای سینمایی را که میزبان این فیلم هستند 2 هزارو926 سالن معرفی کرد. "سایلنت هیل" که توسط کریستوفر گانز ساخته شده شرح حال مادری را روایت می کند که برای یافتن دخترش قدم درشهر ارواح می گذارد. http://clan.is.free.fr/silentHill/affiche.jpg . http://www.sonypictures.com/movies/silenthill/postercontest/vote/images/1045.jpg ahura Monday 5 June 2006-1, 07:32 PM مرسی الکس جان . بله این فیلم برگرفته از بازیشه . این هم چند تا از عکساشه که خالی از لطف نیست اگه باز هم سوال داشتین من در خدمتم . http://silenthillforum.com این هم سایتشه . http://us.movies1.yimg.com/movies.yahoo.com/images/hv/photo/movie_pix/tristar_pictures/silent_hill/_group_photos/tanya_allen8.jpg http://us.movies1.yimg.com/movies.yahoo.com/images/hv/photo/movie_pix/tristar_pictures/silent_hill/alice_krige/silent.jpg http://us.movies1.yimg.com/movies.yahoo.com/images/hv/photo/movie_pix/tristar_pictures/silent_hill/_group_photos/tanya_allen8.jpg http://i.imdb.com/mptv1.gif http://i.imdb.com/mptv1.gif vincent Tuesday 6 June 2006-1, 03:06 AM مرسی vincent جان ... قابل تو رو نداشت عزیز بچه های تالار زیاد اه لفیلم و سینما نیستن ... آدم ذوق کور میشه :sadwalk: من یکی که عاشق فیلمم.البته فیلمای خوب و مایه دار. البته نمیدونم چرا بیشتر فیلمایی که من دوست دارم به مذاق بقیه خوش نمیاد. اگرچه اصلا برام مهم نیست. Alex Wednesday 7 June 2006-1, 12:26 AM من یکی که عاشق فیلمم.البته فیلمای خوب و مایه دار. البته نمیدونم چرا بیشتر فیلمایی که من دوست دارم به مذاق بقیه خوش نمیاد. اگرچه اصلا برام مهم نیست. وینسنت جان از چه فیلمهایی خوشت میاد ؟ هر کس سلیقه ای داره خب http://www.siscenter.com/Smiley/1.gif Mafia Wednesday 7 June 2006-1, 12:32 AM الکس و اهورای عزیز خیلی ممنون. vincent Wednesday 7 June 2006-1, 02:40 AM من از فیلمای مایکل مان مثل Heat یا Collateral خوشم میاد. فیلمای قدیمیم دوست دارم .نظر شما راجع به فیلمای قدیمی چیه؟ کلا فیلمایی که مایه های فلسفی داشته باشه دوست دارم. ahura Friday 14 July 2006-1, 01:13 PM نورمن ويزدم ۹۱ساله، راهي اتاق عمل شد نورمن ويزدم هم راهي اتاق عمل شد. اين كمدين برجسته انگليسي كه فوريه گذشته 91ساله شد، به دليل مشكل قلبي تحت عمل جراحي قرار گرفت. به نوشته Bbc، پزشكان يك ساعت مشغول جراحي ويزدم بودند و بستگان وي مي گويند اين عمل هم مهم و هم خطرناك بود. در پي اين عمل جراحي يك پيس ميكر به قلب ويزدم وصل شد تا وي بتواند هم بهتر تنفس كند و هم ضربان قلب او بهتر شود. اطرافيان ويزدم مي گويند او از چند روز قبل با مشكل قلبي روبه رو شد و وضعيت قلبي اش به قدري حاد شد كه او را با هلي كوپتر به بيمارستان رساندند. ويزدم بعد از عمل جراحي يك روز در بيمارستان بستري و صبح روز بعد مرخص شد. ويزدم كه حدود هفت دهه در سينما، تلويزيون و تئاتر فعال بوده، مطرح ترين كمدين انگلستان و يكي از بزرگترين هنرمندان سينماي كمدي در سطح بين المللي است. وي در سالهاي اخير فعاليت سينمايي و تلويزيوني خود را كاهش داده و بيشتر به اجراي برنامه زنده در باشگاه ها و تئاترها پرداخته است. جاني مانز مدير برنامه هاي ويزدم در ارتباط با اتفاق فوق به خبرنگاران گفت: نورمن روحيه خيلي خوبي دارد و خطر را از سر گذرانده است. نورمن ويزدم سال قبل لقب سر را كه بالاترين لقب معنوي در كشور انگليس است، دريافت كرد. ahura Friday 14 July 2006-1, 01:13 PM اپل و مايكروسافت در پي پخش فيلم هاي هاليوود مقامات شركت اپل از مذاكرات خود با استوديوهاي هاليوود به منظور ارايه خدمات دانلود فيلم از طريق وب سايت پرطرفدار itunes خبر دادند. به گزارش ايلنا، ارايه سرويسهاي دانلود فيلم از اواخر سال 2006 در اين وب سايت معروف آغاز خواهد شد. برخي از استوديوهاي هاليوودي نيز در زمينه ارايه اين خدمات با شركت مايكروسافت مذاكراتي داشتهاند. مقامات اين شركت در نظر دارند ؛ ارايه اين سرويس جديد را از ربع چهارم سال جاري آغاز كنند. در حال حاضر اكثر فيلمهاي هاليوودي از طريق وب سايتهاي cinema New ، Morielink و warner Bros در معرض فروش قراردارند، اما بسياري از مقامات استوديوهاي هاليوودي معتقدند ، ارائه اين سرويس از طريق وب سايتهاي معروفي همچون itunes اقدامي موثر در آينده كاري استوديوهاي هاليوودي است. Alex Friday 14 July 2006-1, 01:25 PM من از نورمن خیلی خوشم میاد ... بازیگز جالبیه ... The Howler Friday 14 July 2006-1, 01:41 PM ممنون خيلي خوب بود ahura Friday 14 July 2006-1, 08:57 PM خواهش ميكنم عزيزم. vincent Sunday 23 July 2006-1, 02:19 AM اگه اطلاعاتی تو این زمینه دارید لطفا بنویسید. شنیدم وین دیزل توش بازی می کنه.(افتضاح) اخه یکی نیست بگه وین دیزل کجاش شبیه هیتمنه؟(بجز کله طاسش) Alex Wednesday 26 July 2006-1, 08:08 AM مردان ايكس۳: ايستگاه آخر آن قدر پرفروش است كه نتوان حضور كارگردان تازه اش را زير سؤال برد ولي دل ما براي برايان سينگر و رؤياپردازي هايش تنگ شده است http://i6.tinypic.com/1535jia.jpg اين از همان فيلم هايي است كه مخالفان سينماي امروز را ديوانه كرده. آن ها مدعي اند اين فيلم ها جز جلوه هاي ويژه اي كه به مدد كامپيوتر شكل مي گيرد و جز اكشن صرف، هيچ حرفي براي گفتن ندارند. برخي از اين طفلكي ها هم حق دارند. خب فكر مي كنند اگر اعتراف كنند كه اين فيلم ها را هم مي شود ديد و درباره شان حرف زد، آن وقت جواب جان فورد بزرگ يا هاوارد هاكس را با آن فضاهاي انساني چه بايد داد. آن ها فكر مي كنند يا بايد به آن كلاسيك هاي گاه سياه و سفيد و گاه رنگي وفادار بود و يا سينماي امروز را دوست داشت. اين دقيقا همان جايي است كه نسل تازة عشق سينما را با آن ها متمايز مي كند. نسلي كه هم مي تواند جويندگان جان فورد را تحسين كند و هم رويكرد هاليوود امروز را، به تصويركردن كميك بوك هايي كه پر از نبوغ هستند. داستان دقيقا از همين جا شروع مي شود. در اين كه آدم هايي مثل برايان سينگر يا پيتر جكسن مثل ما ديده اند و خوانده اند و بعد سعي كرده اند وقتي بزرگ شدند، رؤياهاشان را تصوير كنند، اصلا شك نكنيد. جكسن كه اين را به صراحت گفته و حرف هاي مشابهي را هم از سينگر در جاهاي ديگر خوانده ام. آن ها البته يك زرنگي عجيب كردند. اول با دو سه فيلمي كه مي توانست همه را متقاعد كند آن ها اين كاره اند وارد بازي شدند و بعد به راحتي براي بلندپروازي هايشان بودجه گرفتند. جكسن، ارباب حلقه ها و كينگ كونگ را بعد از فيلمي مثل مخلوقات بهشتي ساخت و سينگر، مردان ايكس و سوپرمن را بعد از مظنونين هميشگي و شاگرد زرنگ. بگذاريد از اين جا به بعد، قصه را با سينگر ادامه بدهيم. در اواخر دهه نود مظنونين هميشگي به يكباره اميد گروهي شد كه فكر مي كردند جسارت در سينما مرده. سينگر جوان در آن فيلم با مخاطب اش همان جوري بازي كرد كه سال ها قبل هيچكاك كرده بود. و برخي حتي او را دنباله رو خلف استاد لقب دادند. شاگرد زرنگ راضي كننده نبود، اما باز هم نبوغ سينگر را به رخ مي كشيد. ولي سينگر براي اين چيزها به سينما نيامده بود. او مي خواست رؤياهايش را روي پرده ببيند. او به اين فكر كرده بود كه وقتي كسي نمي تواند، بايد خودش اين رؤياها را با كساني كه مثل او هستند تقسيم كند. سوپرمن و ايكس من، تنها بخشي از كاراكترهاي كتاب هاي دو كمپاني مارول و دي سي بودند كه كودكي او را در اختيار گرفته بودند؛ مثل خيلي از بچه هاي نقاط مختلف جهان كه كودكي شان با كميك بوك ها گذشته است. سينگر به سراغ چند كمپاني معظَم رفت و سرانجام موفق شد از فاكس 85 ميليون دلار براي نخستين بلندپروازي اش بودجه بگيرد. او بايد مردان ايكس را از دهه شصت بيرون مي كشيد و يك بار ديگر وارد زندگي كودكان و جوانان مي كرد. ضمنا بايد فيلمي مي ساخت در حد و اندازه هاي رؤيايش و از ديگرسو نبايد اعتباري را هم كه به دست آورده بود خدشه دار مي كرد. نخستين قسمت مردان ايكس در نخستين سال از هزارة جديد روي پرده رفت و 157 ميليون دلار فروخت. قسمت دوم با بودجه اي 110 ميليون دلاري، تا مرز 199 ميليون دلار پيش رفت و قسمت سوم... اين جا بايد كمي مكث كرد. سينگر قرار نبود صرفا يك دستگاه چاپ اسكناس براي هاليوود باشد. وقتي رؤياي اول در مسير خودش قرار گرفت و كمپاني مصمم شد قراردادهاي قسمت سه و چهار را با هم ببندند، سينگر كنار كشيد. او به سراغ سوپرمن رفت تا پس از ناكامي تيم برتون در احياي ابرقهرمان، خودش كار را دست بگيرد. سال 2003 مردان ايكس دوم با عنوان فرعي اتحاد، نمايش داده شد و سينگر مدتي را در كش و قوس با سران كمپاني بود تا نهايتا كنار بكشد. حالا وضع چندان براي ادامة كار روبه راه نبود. از يك سو خود كمپاني اعلام كرده بود مي خواهد با محوريت كاراكتر وولورين فيلمي به همين نام بسازد. براي همين هيو جكمن كه شهرتش در هاليوود را مديون همين مجموعه است گفته بود در قسمت سوم بازي نمي كند و خب، اصلا مردان ايكس بدون وولورين كه بي شك محوري ترين قهرمانش است اصلا معني نمي يافت. از سوي ديگر، هالي بري پس از اسكاري كه به دست آورد و تبديل به يك ستارة تمام عيار شد، سهم بيشتري را براي كاراكتر استورم در فيلم نامه طلب مي كرد و قصة سوم اين امكان را نمي داد. از گوشه و كنار، ديگراني هم بودند كه نمي خواستند دوباره بازگردند، اما پروسة پيش توليد كه تمام سال 2004 و نيمي از سال 2005 طول كشيد، همه را بازگرداند. پس از انتخاب يكي دو كارگردان از جمله متيو وون انگليسي، سرانجام برت راتنر كه در اين سال ها توانايي اش در جمع كردن پروژه هايي از اين دست را به هاليوود نشان داده، براي ادامة كار انتخاب شد. او قبل از اين، اژدهاي سرخ را كه به نوعي، سومين بخش از سكوت بره ها تلقي مي شود، ساخته بود. البته به جاي جيمز كامرون روي صندلي كارگرداني سومين فيلم از مجموعة ترميناتورها هم تكيه كرده بود. اين پيشينه نشان مي داد راتنر از پس كار برمي آيد و البته كمپاني هم ديگر تمايلي به حفظ وجوه هنري كار نداشت. آن ها يك اكشن سرگرم كننده مي خواستند و يك هدايت كننده براي اجتماع بازيگران سرشناس شان و راتنر دقيقا همين آدم بود. فيلم از نيمه هاي سال 2005 در ونكوور كانادا جلوي دوربين رفت و خيلي سريع مراحل كار روي جلوه هاي ويژه اش سر و سامان گرفت تا به زمان مقرر براي اكران، يعني تعطيلات يادبود سال 2006 برسد. بد نيست كمي هم دربارة خود داستان حرف بزنيم. مردان ايكس همانند هر كميك بوك ديگري يك فلسفه دارد، يك جور پيش داستان. در اين جا ماجرا اين گونه است كه گروهي به نام ميوتانت قدرت هايي فراتر از انسان معمولي دارند. آن ها البته در خانواده هايي عادي به دنيا مي آيند، اما ژني با خود دارند كه سبب مي شود هر يك قدرتي فرازميني داشته باشند. پروفسور خاوير يكي از ميوتانت هاي قديمي، براي كنترل اين وضع، مدرسه اي داير مي كند و سعي مي كند بچه ها و نوجوانان داراي اين قدرت را نزد خود پرورش دهد. وقتي در جبهة مخالف، مگنتو (كه با پيش داستان سينگر، از تبعيض هاي نژادي جنگ جهاني دوم، كينة انسان هاي معمولي را به دل گرفته) سعي مي كند به مقابله با روال عادي زندگي جهان برخيزد، مدرسه تبديل مي شود به مقر ميوتانت هاي نيمه خير كه مي خواهند جلوي نيمة تاريك را بگيرند. يعني اساس، همان مبارزة خير و شر است و تنها بهانه ها مدرن تر شده. با اين همه، مردان ايكس يكي از پرجزئيات ترين كميك ها در آن وجه از فلسفه به زبان ساده است كه بسياري از كارهاي تازه، داعيه اش را دارند؛ خصوصا در اين قسمت تازه كه راتنر و فيلم نامه نويسانش مسألة فرشتگان و ديوها را هم كه از تم هاي اصلي كتاب است به فيلم آورده اند. اين همان چيزي است كه سينگر براي پيشگيري از شلوغي داستان در دو قسمت پيشين از آن پرهيز كرده بود. مردان ايكس 3: ايستگاه آخر جايگاه روشني دارد. منتقدان آن را اثري سرگرم كننده توصيف كرده اند كه ظرافت هاي اقتباس هاي سينگر را در خود ندارد. بزرگ ترين مشكلي هم كه با فيلم دارند، اضافه شدن تعداد زيادي كاراكتر است كه وقت كافي براي پرداخت هيچ كدام باقي نگذاشته. فيلم اما در نخستين هفتة اكران، چند ركورد فروش را جابه جا كرد كه از آن جمله، بهترين فروش تاريخ سينما در تعطيلات مموريال دي (عيد يادبود) و بهترين فروش در هفتة اول نمايش بود. اين رقم ها در كنار فروش 107 ميليون دلاري فيلم در سه روز نخست نمايش ـ چهارمين افتتاحيه بزرگ تاريخ ـ سبب شد از همين حالا رايزني با راتنر براي كارگرداني فيلم چهارم هم آغاز شود. با اين همه حالا دل ما جاي ديگري است. بعد از ستايش قسمت اول و چشم بستن روي برخي ضعف هاي قسمت دوم، حالا بايد چشم انتظار سوپرمن برايان سينگر بود. مردان ايكس با نام سينگر اهميت پيدا مي كرد و حالا كه او نيست، مردان ايكس صرفا يك كالاي تجاري تابستاني است. سينگر كاري كرد كه از رؤيايش هم بالاتر ايستاد. مردان ايكس: آخرين ايستگاه كارگردان: برت راتنر بازيگران: هيوجكمن (وولورين)، پاتريك استوارت (پروفسور خاوير)، هالي بري (استورم)، سر يان مك كلن (مگنتو)، آنا پاكوئين (روگ)، فمكه جانسن (جين گري) ژانر: اكشن/ فانتزي/ علمي ـ تخيلي/ تريلر خلاصة داستان: بالاخره موجودات عجيب و غريب اين تريلوژي به اين نتيجه مي رسند كه يا بايد همة اختلافات را كنار بگذارند و با هم متحد شوند و يا اين كه بي خيال قدرتشان شوند و به انسان تبديل شوند. هزينة ساخت: 210 ميليون دلار فروش در آمريكا: 4/175 ميليون دلار (تا 15 خرداد) امتياز منتقدان: 58 از 100 (سايت www.metacritic.com) ميوتانت ها را بشناسيد مردان ايكس ـ كه البته لزوما همه شان مرد نيستند و امكانات زباني باعث چنين ترجمه اي شده ـ هريك قدرتي ويژه دارند. اگر كتاب ها و فيلم ها را نديده ايد، اين يك راهنماي خيلي كوچك است براي ورود به دنياي مردان ايكس... http://www.hamshahri.net/vijenam/javan/1385/850327/002385.jpg پروفسور خاوير (پاتريك استوارت) خودش روي صندلي چرخ دار مي نشيند، ولي قدرتش در سفر ذهني به هرجايي است كه بخواهد. رئيس مدرسة پرورش استعدادها و رهبر نيمه خير. كسي كه از يك سو بايد اتحاد افراد خودش را حفظ كند تا وسوسة قدرت، آن ها را به سمت مگنتو هدايت نكند و از سوي ديگر به راه هاي برقراري صلح جهاني فكر كند. http://www.hamshahri.net/vijenam/javan/1385/850327/002388.jpg مگنتو (سر يان مك كلن) در كتاب ها دليل خاصي براي اين ميزان دشمني اش با نسل بشر ذكر نشده، اما برايان سينگر با هوشمندي تمام، بخشي از رؤيا را هم خودش نوشته. در شروع فيلم اول، او يكي از بچه هايي است كه در اردوگاه هاي كار اجباري از پدر و مادرش جدا مي شود و خب آن زمان اين قدرت را ندارد كه انتقام بگيرد. حالا روز انتقام و نشان دادن قدرت نژادي فرارسيده است. http://www.hamshahri.net/vijenam/javan/1385/850327/002391.jpg استورم (هالي بري) از نامش(طوفان=storm) مشخص است كه چه قدرتي دارد. با موهايي سفيد و بلند (كه البته در نسخه راتنر به مد روز كوتاه شده) و چشماني كه در هنگام عمل كاملا سفيد مي شود. او يكي از قوي ترين كاراكترهاي كتاب است و به نوعي، دست راست پروفسور خاوير به حساب مي آيد. http://www.hamshahri.net/vijenam/javan/1385/850327/002394.jpg روگ (آنا پاكوئين) يكي از جوان ترين اعضاي گروه كه گاهي دست و پا گير است و گاهي هم مي تواند خيلي چيزها را عوض كند. جدا از قدرتي كه دارد، از هوشي چشمگير بهره مي برد كه او را در رديف خود پروفسور مي گذارد. از سوي ديگر، نقشش رفته رفته در هر قسمت پررنگ تر مي شود. http://www.hamshahri.net/vijenam/javan/1385/850327/002403.jpg دكتر جين گري (فمكه جانسن) قرباني پايان قسمت دوم. اما نگران نباشيد. او در قسمت تازه با توانايي و قدرت بيشتر بازگشته است. او محبوب هر دو مرد اصلي نيمه خير است و قدرت اش هم نگه داشتن اجسام با چشم است. اوج اين قدرت، كنترل آب سدي شكسته شده در پايان قسمت دوم بود كه گمان مرگ اش را به وجود آورده بود. http://www.hamshahri.net/vijenam/javan/1385/850327/002406.jpg وولورين (هيو جكمن) در دستانش چنگك هايي كارگذاشتة شده كه حاصل يك گذشتة شوم و مثل هميشه يك سري فعل و انفعالات شيميايي است. داستان، اصلا با او شروع مي شود و ورودش به مدرسه است كه ما را هم وارد دنياي تازة ميوتانت ها مي كند. وسوسه اش براي پيوستن به نيمة شر، بيش از ديگران است. ahura Wednesday 26 July 2006-1, 11:27 AM واییییییییییییییییییییییییییی االکس تورو خدا این کاره نکن نزار پاکش کنم . آخه این پست رو من گذاشته بودم اومدین دوباره گذاشتین؟ Alex Wednesday 26 July 2006-1, 12:28 PM بابااااااااا بی خیاااااااال کی اینو گذاشته بووووووودی ؟ چطور من ندیدم پس ؟؟؟؟؟ wooooooooow حالا پاکش نکن دادا ... گناه دااااااااااارماااااااااا ahura Thursday 27 July 2006-1, 11:42 PM باشه عزيزم ولي دفعه ي ديگه اول نيگا كن بعد... ahura Sunday 30 July 2006-1, 02:48 AM -------------------------------------------------------------------------------- شخصیت اسکارلت در بربادرفته وقتی به فیلم های بزرگ و معروف تاریخ سینما و آثاری که به نحوی جایگاهی مهم در تاریخ سینما پیدا کرده اند می نگرید ، مسلما یکی از نکاتی که توجهتان را به خود جلب می کند وجود شخصیت ( یا شخصیت های ) پیچیده و در عین حال قابل باور است . بربادرفته را نیز چه دوست داشته باشید و چه نه ، نمی توانید منکر جایگاه آن در تاریخ سینما شوید . بربادرفته نیز مانند هر فیلم بزرگ دیگری ، شخصیتی پیچیده ، جذاب و در عین حال قابل باور را خلق می کند که به عنوان شخصیت محوری فیلم ، داستان حول تحول شخصیت او می گذرد . برای درک بهتر این تحول بیایید اسکارلت را در آغاز فیلم با اسکارلت پایان فیلم با هم مقایسه کنیم . اسکارلت آغاز ، دختری لوس و ننر و احساساتی است که احتمالا مهم ترین مساله برایش شرکت کردن در میهمانی هاست و چنانکه می گوید از جنگ بدش می آید چرا که باعث می شود مردها در تمام میهمانی درباره آن بحث کنند و میهمانی کسل کننده شود . اما در انتهای فیلم اسکارلت زنی است بالغ و با شهامت که تجربه های سختی را پشت سر نهاده . او جنگ و آوارگی را تجربه کرده . سه بار ازدواج کرده ، فرزندش را از دست داده و تمام این حوادث باعث تغییر اسکارلت از آن دختر لوس آغاز فیلم به زن شجاع پایان فیلم می شوند. فیلمنامه را می شود به همین ترتیب خلاصه کرد : داستان یک دختر لوس و احساساتی که برای زنده ماندن هم که شده مجبور می شود بزرگ شود و شهامت عقلی پیدا کند . برای درک بهتر شخصیت اسکارلت می توانیم او را درتقابل با سه شوهرش بررسی کنیم و از تقابل اسکارلت با آن ها به نتایج جالبی دست پیدا کنیم . تقابل اسکارلت با دو همسر اولش ، چارلز و فرانک بیشتر نمایانگر وجه مردانه ( مذکر ) وجود اسکارلت هستند . همسر اول اسکارلت ، چارلز ، به جای مرگ با افتخار در جنگ با ذات الریه می میرد و فرانک نیز به قول خود اسکارلت ، دختری ترشیده و بی مصرف است . اسکارلت در مقابل هر کدام از این دو مرد نقش فرد مسلط تر و در واقع مذکر را ایفا می کند که بر پیچیدگی اش برای بیننده می افزاید . اما تقابل اسکارلت با رت باتلر است که نمایانگر وجه زنانه و مونث شخصیت اسکارلت است . او در برابر رت دیگر آن تسلط و برتری را که در برابر دو شوهر اولش داشت ، ندارد . رت به آسانی اسکارلت را به بازی می گیرد ، گاهی او را ترک می کند و گاهی به او ابراز عشق می کند . شخصیت رت نیز به مانند اسکارلت شخصیتی عمیق و چند بعدی است . وی هم یک لات ولنگار است و هم پدری که عاشقانه فرزندش را دوست دارد و حتی گاهی تبدیل به وطن پرستی دو آتشه می شود . اینگونه است که تقابل اسکارلت و رت ، جذاب ترین و در عین حال بهترین بخش های فیلم را شکل می دهد. منبع:گروه فرهنگي هنري فام ahura Sunday 30 July 2006-1, 03:09 AM یادداشتی بر فیلم سینما پارادیزو ساخته جوزپه تورناتوره جوزپه تورناتوره فيلم ساز خوش ذوق ايتالياييست كه شاگرد بزرگي چون لوكينو ويسكونتي بوده . در فيلم هاي او به وضوح ميتوان رد پاي همان سينماي نئورئاليسم ايتاليا را يافت. كه بزرگاني چون دسيكا آنتونيوني ويسكونتي و ديگران آغاز گر آن بودند. و اكنون پس از سالها سينماي ايتاليا با داشتن فيلم سازي چون جوزپه تورناتوره به نوعي مي تواند ادامه همان سينماي نئورئاليسم را در سينماي مدرن ايتاليا شاهد باشد. فيلم سينما پاراديزو از زيباترين فيلم هاي تورناتوره است كه به روايت زندگي يك فيلمساز مشهور ايتاليايي(سالواتوره) از دوران كودكي و بلوغ تاجواني و بزرگ سالي مي پردازد ودر اين ميان چگونگي شكل گيري عشق به سينما در او را به نمايش مي گذارد.سه تم اصلي فيلم كه باعث زيبايي هرچه بيشتر آن مي شود عشق نوستالژي و سينما است. فيلم با زندگي روزمره فيلمساز بزرگي شروع مي شود كه اكنون به تمام آرزو هاي سينمايي اش رسيده و امروز ديگر تبديل به يك فيلم ساز مشهور شده. مادرش او با او تماس مي گيرد وبه او ميگويد كه او بايد خودش را براي خاك سپاري يكي از اقوامشان به روستاي محل زندگيش درگذشته برساند. از اينجاست كه سالواتوره تمامي خاطرات دوران كودكي و جوانيش را به ياد مي آورد وما را هم در لذت بردن از اين خاطرات زيبا سهيم مي كند. اكنون سالواتوره كودكي كنجكاو وبازي گوش است ودوست دارد از همه چيز سردر بياورد. دوران كودكي سالواتوره مواجه مي شود با ورود سينما به روستا. تنها سينماي روستا سينمايي است به نام ( سينما پاراديزو). كه هر شب در آن فيلم پخش مي شود آپارات چي اين سينما پيرمردي مهربان است كه سالواتوره به زودي و با پا فشاري با اودوست مي شود. تنها كشيش روستا روزها فيلم هارا مي بيند وبه آپارات چي دستور سانسور قسمت هاي غير اخلاقي فيلم هارا مي دهد. سالواتوره كه اكنون با كشف كردن سينما احساس مي كند پنجره جديدي در زندگي روبه او باز شده هر شب به سينما مي رود ودر آپارات خانه به فيلم ها و دستگاه آپارات با تعجب نگاه مي كند. او دوست دارد خودش كار با اين دستگاه را ياد بگيرد كه بااسرار موفق به راضي كردن مرد آپارات چي ميشود. دوستي آپاراتچي مهربان با سالواتوره در فيلم تبديل به يكي از زيبا ترين وماندگارترين دوستي هاي تاريخ سينما مي شود. اين دوستي كه به علت يتيم بودن سالواتوره ( پدرش را در جنگ از دست داده) تشديد مي شود آرام آرام تبديل به عشق پسر نسبت به او ونسبت به سينما مي شود. سالواتوره نگاتيو هاي بريده شده ( سانسور شده) را از سينما مي دزدد و در خانه با نور شمع به تماشاي آنها مي نشيند. اعمال سالواتوره مورد مخالفت شديد مادر او قرار مي گيرد كه با وساطت پير مرد حل مي شود. به هر حال دوران كودكي وبلوغ سالواتوره با تماشاي فيلم هاي آن دوره(فيلم هاي نئو رئاليسم ) سپري مي شود واو وارد دوران نوجوانيش مي شود. اكنون او ديگر كاملا به كارهاي آپارات خانه وارد شده وكارهاي آن را به تنهايي انجام مي دهد. در اين دوران او عاشق دختري مي شود كه اين عشق باعث مي شود مسير زندگيش تغيير كند. هنگامي كه او از سربازي باز مي گردد ديگر سينما تعطيل شده . اما او با همكاري پير مرد كه اكنون ديگر نابيناست( چشمانش را در آتش سوزي سينما از دست داده) سينما را راه اندازي مي كند. اين تمام خاطرات سالواتوره است اكنون او به فيلم ساز بزرگي مبدل شده كه به روستاي خود باز مي گردد و تمامي خاطراتش را مرور مي كند. حتي با آن دختري كه در نوجواني عاشقش بوده ملاقات مي كند.و تمامي آن صحنه هاي سانسور شده را در ويرانه هاي سينما ميابد وبا خود به روم مي برد. سينما براي هميشه در پيش چشمان مردم روستا كه از آن خاطرات بسياري دارند منهد م مي شود. اين خلاصه اي هر چند ناقص از فيلم سينما پاراديزو بود. اما فيلم سرشار است از لحظه هاي ديدني جذاب نوستالژيك وعاشقانه صحنه هايي كه فقط بايد ديد واز ديدن آن ها لذت برد. صحنه هايي مانند دعواهاي مردم در سينما شير دادن مادر به فرزندش در هنگام ديدن فيلم هجوم مردم به سالن براي ديدن فيلم ويا صحنه هاي سانسور فيلم توسط كشيش ويا آن مردي كه آنقدر فيلم راد يده كه ديالوگ هايش را حفظ است وپيشاپيش مي گويد و حتي آن سكانس بسيار زيبا و ماندگار كه پيرمرد وسالواتوره فيلم را بر روي ديوارخانه مردم نمايش مي دهند.سينما پاراديزو به وضوح فيلميست در ستايش سينما.فيلمي عاشقانه كه از زندگي در سينما وبراي سينما مي گويد.در اواخر فيلم مادر سالواتوره به او مي گويد:( وفاداري باعث ميشود كه انسان هميشه در زندگي تنها بماند)اين يكي از مهم ترين ديالوگ هاي فيلم است كه وفاداري سالواتوره به سينما را بار ديگر براي ما ياد آوري مي كند. به هر حال همان طور كه گفتم سينما پاراديزو فيلميست كه بايد ديد و در سخن نميتوان از زيبايي هايش گفت. اما به تمام كساني كه از ديدن اين فيلم لذت برده اند پيشنهاد مي كنم فيلم مالنا ساخته همين كارگردان ( جوزپه تورناتوره) را هم ببينند تا لذت شان تكميل و حتي چندين برابر شود. ||::این مطلب از وبلاگ در ستایش سینما با آدرس زیر اخذ شده است . [http://cinema-film.blogfa.com] ahura Friday 25 August 2006-1, 02:55 PM زیباترین شخص جهان انتخاب شد در نظرسنجی که توسط یک سایت اینترنتی به عمل آمده سوفیا لورن، هنرپیشه پرسابقه ایتالیایی، بسیاری از رقبای جوانتر خود را کنار زده و در سن ۷۱ سالگی از لحاظ زیبایی طبیعی به عنوان زیباترین شخص جهان انتخاب شده است. سوفیا لورن که برنده جایزه اسکار است می گوید رمز زیبایی او عشق به زندگی و خوردن اسپاگتی است.اما راز دیگر جوان ماندن وی حمام گرفتن با روغن زیتون است. رازی که از دوره رومی های باستانی به جای مانده است.سوفیا لورن مسن ترین زنی است که" پیرلی" تقویم معروف ایتالیایی به عنوان مدل از او استفاده کرده است. حتی سراسقف جنوا، زمانی گفته بود که اگرچه واتیکان با همتا سازی مخالف است ولی ممکن است در مورد سوفیا لورن استثنا قائل شود.در نظر سنجی مورد بحث اینترنتی، مقام دوم را جورج کلونی، هنرپیشه سینما به دست آورده است و شارلوت چرچ خواننده بریتانیایی مقام سوم را حائز شده است.کاترین زیتا جونز، جانی دپ و کیت وینسلت از دیگر کسانی هستند که نامشان در فهرست ۱۰ نفر اول دیده می شود. منبع خبر: B.b.c نيلوفر* Friday 25 August 2006-1, 05:21 PM خیلی خوشگله!!! از روام نمیره!!! بابا بیاد کنار بریتنی من تو صفه! Eris Friday 25 August 2006-1, 05:25 PM جاني دپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپ عشق من دمش گرم هميشه خوشگله قربونش برم cenator_alex Monday 28 August 2006-1, 02:07 AM خيلي زيبا بود .......... ممنون ahura Monday 25 September 2006-1, 03:17 PM تام کروز سایت یاهو را می خرد - تام کروز قصد دارد با جدا شدن از کمپانی پارامونت ثروت خود را چند برابر کند. او در حال حاضر مشغول گفتگو برای خرید سایت یاهو است.این هنرپیشه سینما روز گذشته به طور مخفیانه با رییس این سایت در سنت مونیکا کالیفرنیا ملاقات کرد و کتی هلمز را همراه خود برد.او که در این ملاقات یک شلوار جین معمولی به پا داشت با کتی هلمز که لباس زمستانی به تن کرده بود وارد ساختمان مرکزی این سایت شد. ظاهر هلمز با کت زمستانی و چکمه های کلفت در هوای بسیار گرم کالیفرنیا توجه همگان را جلب کرد . آن ها سپس به اتاق رییس این سایت وارد شدند و 3 ساعت در پشت درهای بسته با هم گفتگو کردند. این هنرپیشه در مورد موضوع صحبت خود حرفی به خبرنگاران نزد و تنها آن را یک گفتگوی کاری خواند. کروز که در اوایل هفته گذشته از کار با کمپانی پارامونت برکنار شده است قصد دارد شکست خود را با یک سرمایه گذاری موفق جبران کند. ستاره كوچولو Monday 6 November 2006-1, 03:27 PM Zibaee Kheyli Khoobe Amma Faramoosh Nakonid Ke Hame Chiz Zibaee Nist Mamnoon Ahura Jan ahura Monday 6 November 2006-1, 05:39 PM خواهش ميكنم عزيزم.... ولي از نظر فلسفي هيچ چيز زشتي توي دنيا وجود نداره ... و ماييم كه بعضي چيزارو زشت ميبينيم... spring Monday 25 June 2007-1, 11:11 PM تاريخچه اسكار آكادمياسكار در سال 1927 پايه گذاشته شدو اعضايش بلافاصله به فكر افتادند كه جايزهايتعيين كنند تا بتوانند از دستاندكاران سينما تقديركنند... از اين رو مدير هنري و ناظر بر طراحان دكوركمپاني فيلم سازي (متروگلدين) (مه ير) و(جرجاستنلي) مجسمه ساز لس آنجلس ماموريتيافت تا مجسمهاي طراحي كند به شكل يكشواليه كه بر دست شيشه دارد و بالاي سه يكحلقه فيلم ايستاده است... اما نام اين اسكار از كجا آمد...(مارگريتهريك) آرشيويست آكادمي و مديراجرايي بعدي پروژه با ديدن مجسمه فرياد زد:خداي من چقدر به عموي من (اسكار) شباهتدارد. و نام اين مجسمه از آن پس (اسكار) شدمجسمهاي كه نزديك به 30 سانتي متر ارتفاع وبيش از چهاركيلو وزن دارد... و روكشي از آب طلادارد و داخل آن از فلز بريتانيوم و برنز ميباشد... اولين مراسم جوايز اسكار در شانزدهم ماهمي سال 1929 در هتل (روزولت) هاليوودبرگزار شد... در اين سال فيلم بالها جايزه اسكاررا دريافت كرد، در مورد مراسم اسكار بايد گفت:برندگان به اين شكل انتخاب ميشوند كهفيلمهايي كه در سال گذشته از سينماهاي دنيا وآمريكا اكران ميشود. در رده بندي انتخاب قرارميگيرند و از بين آنان جوايز اسكار مشخصميشود، براي مثال برنده اسكار سال 2006،فيلمهايي است كه در طول سال 2005 درسينماها اكران ميشود... فيلم هايي كه اسكار دريافت كردند بالها 1929، در جبهه غرب خبري نيست1930، سيما رون 1931، گراند هتل 1932،رژه 1933، در يك شب اتفاق افتاد 1934،شورش در كشتي بونتي 1935، زيگفلد بزرگ1936، زندگي اميل زولا 1937، ماجراهايرابين هود 1938، برباد رفته 1939،ربهكا1940، چه قدر دره من سبز بود 1941،خانم ميني ور 1942، كازابلانكا 1943، به راهخود ميروم 1944، تعطيلي از دست رفته1945، بهترين سالهاي زندگي ما 1946، قولمردانه 1947، هملت 1948، مرد برتر از سه1949، همه چيز درباره ايو 1950، يكآمريكايي در پاريس 1951، بزرگترين نمايشروي زمين 1952، از اين جاتا ابديت 1953،در بارانداز 1

