تبليغاتX
با هر خريد مجموعه كره اي نامه عشق به همراه روانشناسي چهره را جايزه بگيريد با هر خريد مجموعه كره اي نامه عشق به همراه روانشناسي چهره را جايزه بگيريد يك محصول بخر و یک محصول جایزه ببر با هر خريد مجموعه كره اي نامه عشق به همراه روانشناسي چهره را جايزه بگيريد

يك محصول بخر و یک محصول جایزه ببر

فروشگاه نرم افزار و فیلم ...خرید اینترنتی و پستی يك محصول بخر و يك محصول جایزه انتخاب کن

آموزش تکنیکهای تست زنی در کنکور

آموزش تکنیکهای تست زنی در کنکور


قیمت اصلی: 15400 تومان
قیمت با تخفیف: 9900 تومان 
۵سیدی

یا یک دی وی دی



آموزش ویدیوئی کشف گزینه صحیح
مهندسی معکوس یا Test Reverse Engineering

شما تا 45% بيشتر از كساني كه به اين روش آگاهي ندارند تست خواهيد زد.

حتي اگر يك روز به كنكور مانده فرصت را از دست ندهيد

 

ابتدا این مسئه را به خاطر داشته باشید که اين تصور كه چون مدرسه خوبي نداشته‏ ايد و يا در زمان دبيرستان خوب درس نخوانده ايد پس نمي توانيد هم پاي شاگردان ممتاز وارد ميدان رقابت شويد و به ناچار بايد ميدان را واگذار كنيد ، تصوري موهومي و باطل است. ما روشهای طلایی تست زنی نفرات نخست کنکور را در یک بسته جادویی برای شما فراهم کرده ایم تا شما بتوانید با یادگیری روشهای مکمل بی شک از رقیبان همرتبه خویش چند گام جلوتر حرکت کرده و تلاش خود را به ثمر برسانید.

مهندسی معکوس چیست؟

 كشورهاي ضعيف وقتي‏ مي ‏خواهند تكنولوژي ساخت يك محصول پيشرفته را به دست آورند ، از مجموعه روش هايي استفاده‏ مي ‏كنند كه تحت نام دانش مهندسي معكوس دسته بندي‏ مي ‏شوند. مثلا اگر بخواهند دانش ساخت و توليد يك مدل تلويزيون ديجيتالي جديد را پيدا كنند ، ابتدا با حسابگري و دقت بي نظير از تك تك اجزاي تلويزيون اطلاعات برداري ‏مي ‏كنند و به تدريج شروع به دمونتاژ يا باز كردن تك تك واحدها و نهايتا تك تك عناصر سازنده واحدها‏ مي ‏كنند و از اين مسير و با كمك آزمايشات متعدد سعي ‏مي ‏كنند مسير طي شده توسط سازنده اصلي براي رسيدن به اين محصول پيشرفته ( در مثال ما تلويزيون ديجيتالي) را كشف كنند.
در اين مجموعه ما قصد داريم با استفاده از اصول مهندسي معكوس و استفاده از ابزارهاي قدرتمند آمار و احتمالات و بحث هاي روانشناسي نحوه كاهش ترديد بين جوابهاي چهار گزينه اي به سه گزينه اي و نهايتا تك گزينه اي و كشف گزينه صحيح با درصد احتمال صحت بالا را براي شما تشريح كنيم. كارآيي خارق العاده اين روشها هنگامي آشكار ‏مي ‏شود كه شما نتايج آن را روي كنكورهاي برگزار شده دوره هاي قبل تست و ارزيابي كنيد. با كمي حوصله و پشتكار و دقت متوجه خواهيد شد كه ديگر نيم ساعت آخر جلسات آزمون كنكور سراسري براي شما نيم ساعت نااميدي نيست ، بلكه نيم ساعتي است كه ‏مي ‏تواند سرنوشت قبولي شما را به شدت تحت تاثير قرار دهد و جايگاه و رتبه علمي شما را تا حد خارق العاده اي جابجا كند. در زماني كه فقط با زدن دوعدد تست بيشتر دانشگاه محل تحصيل و رشته و مقطع تحصيلي شما تعيين ‏مي ‏شود ، بديهي است كه اگر روشي بتواند رسيدن به بيش از دهها تست صحيح را تضمين كند، ارزشي هم سنگ طلا خواهد داشت.

به احتمال قوي شما از جمله افرادي هستيد كه جهت آمادگي براي كنكور زحمات فراواني را كشيده ايد و در اين راه سرمايه گذاري كرده ايد. ازجمله سرمايه وجودي خويش ، زماني و ريالي. لذا شما ميتوانيد با يادگيري روشهاي مكمل بي شك از رقيبان همرتبه خويش چند گام جلوتر حركت كرده و تلاش خود را به ثمر برسانيد.  

مطمئن باشید با تکنیک هایی که در این بسته معرفی می شوند در هر سطح علمی و تحصیلی که باشید در روز آزمون بیش از معلومات علمی خود نتیجه خواهید گرفت .

براي اثبات كارآيي اين روشها به اختصار اشاره ‏مي‏كنيم كه اگر شما در كنكور امسال 80% را بر مبناي دانش خويش درست علامت بزنيد و 20% بقيه را با روشهای ارایه شده در این CD ها و جزوه ها علامت بزنيد،  امتياز شما به جاي 80% به رقم باور نكردني 6/99% خواهد رسيد.

همينطور اگر به 50% سوالات درست جواب داده باشيد و نصف ديگر را با كمك تكنيك هاي ارایه شده علامت بزنيد رتبه شما از 50% به 7/84% افزايش ‏مي ‏يابد.

دكتر عباسپور (رئيس كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس) : گذشت زمان و متحول نشدن روش آزمون باعث شد كه نتيجه آن تغيير يابد و كساني در كنكور پذيرفته شوند كه مهارت هاي بيشتري صرفاً در تست زني داشته باشند. اخيراً برخي مؤسسات صرفاً با همين روش، يعني افزايش مهارت هاي تست زني ضريب پذيرفته شدن داوطلبان را افزايش داده اند.

روزنامه کیهان   دوشنبه 2 مرداد 1385   سال شصت و چهارم-شماره 18574

این روش معجزه نمی کند بلکه از روی اصول عمل می کند.

این مجموعه شامل 5 CD و دو جزوه(بصورت PDF) می باشد. که محتوای آنها در زیر توضیح داده شده است. توجه کنید که مطالب این جزوات و CD ها را نمی توانید در کتابهای دیگر پیدا کنید.

محتوای ۱ دی وی دی یا ۵ سیدی :

  استراتژي ها و تاكتيك هاي تست زني با كمترين معلومات
  به كمك روشهاي هفت گانه كشف گزينه صحيح
  با استفاده از اصول مهندسي معكوس و منطق فازي
  آشنايي كامل با روانشناسي طراحان سوالات كنكور
  آشنايي كامل با روشهاي صحيح تست زني
  تشخيص تفاوت بين تست هاي استاندارد و غير استاندارد
  روشهاي كاهش اظطراب و استرس
  افزايش سرعت عمل و سرعت انتقال تا 50%
  آموزش مديريت زمان و تقسيم بندي زماني صحيح
  همراه با بيان اسرار موفقيت N.L.P
   آموزش بصورت كاملا ويديوئي و قابل فهم
  داراي كيفيت صوتي و تصويري بسيار بالا.
  بهمراه حل نمونه سوالات كنكورهاي سالهاي قبل با اين روش
و ...........................................

ياد آور مي شويم روشهاي ارائه شده در اين مجموعه، هيچ مغايرتي با معلومات شما نداشته بلكه بهترين مكمل مي باشد. شما ميتوانيد اين روش را در آزمونهاي تستي به اجرا گذارده و از نتايج فوق العاده آن لذت ببريد تا صحتكاربرد آن بر شما روشن گردد.


  
  

 قیمت با تخفیف: 9900 تومان


 


ن بپرسید چقدر عمرتان در موفقیت‌تان تأثیر دارد نمی‌توانم این دو را تفكیك كنم. در یك خانواده‌ای تربیت شده‌ام كه نمایش، تئاتر و... محاوره روزمره آنها بود. در نتیجه من از دوران كودكمی همیشه گوشم با دیالوگ نمایشنامه‌های مختلف پر بود. من در طول زندگی‌ام، هنوز كه هنوز است خیلی فیلم می‌بینم در واقع بالاترین سرگرمی و تفریح‌ام فیلم دیدن است و شیفته این هستم كه فیلم خوب ببینم. بابت اینكه فیلم خوب ببینم گاهی وقت‌ها از این سر تهران به آن سرش رفتم. درواقع یك جور جنون تصویر دارم و حتماً باید با تصویر خوابم ببرد و هر شبی كه می‌خوابم با تهاجم تصویر است. پلان‌هایی كه فیلمبرداری كردم یكی یكی به ذهنم هجوم می‌آورند و بعد خوابم می‌برد. بعضی وقت‌ها، اگر در دورانی باشم كه فیلمبرداری ندارم و دوران استراحت است فیلمی را كه فیلمبرداری كردم و اگر دوستش داشته باشم از پلان اول در ذهن خودم مجسم می‌كنم تا پلان‌هایی كه نمی‌دانم كدام پلان است و خوابم می‌برد یعنی به جای شمردن گوسفندهایی كه از روی رودخانه می‌پرند، پلان‌هایی كه فیلمبرداری كردم را تجسم می‌كنم و بسیار از این كار لذت می‌برم و در واقع یكی از انگیزه‌هایی كه بخوابم این است كه پلانها را در ذهنم تجسم كنم، دیدن كپی كار در رختخواب برایم در سال‌های اول كارم و اینكه نتیجه كارم را ببینم پرده كپی‌‌كارها را می‌بردم خانه‌ام و شب می‌نشستم وسط رختخواب و دونه دونه نگاه می‌كردم و می‌ریختم بر روی رختخواب‌ها تا كثیف نشوند و گرد و خاك نگیرند. بعد هم با دقت جمع‌شان می‌كردم كه نفهمند من این كار را كرده‌ام. مثلاً در آن دوره فیلم تجربه را كار می‌كردیم. یك روز نمی‌دانم چی شد كه كیارستمی به من گفت كپی كارها را قبلاً دیده‌ای گفتم نه. كیارستمی گفت به نظرم یكی از پرده‌ها دیده شده و من ماجرا را برای او تعریف كردم كه شب از لابراتوار گرفتم و شبانه در رختخواب نگاهش كردم. تنها كسی كه می‌دانست فكر كنم امیر نادری بود. ● هر كدام از این چهار فیلمی كه امسال از شما اكران شد را با یك ویژگی بصری و تصویری توصیف كنید؟ - «سنگ، كاغذ، قیچی» كه یك فیلمنامه‌ اكشن داشت و یك سكانس داشت كه من شخصاً فیلمنامه را كه خواندم، برایم جذابیت داشت آن سكانسی كه شخصیت فیلم را می‌انداختند در گاوصندوق و به هر حال این سكانس را كه خیلی دوست داشتم و بعد هم سعی كردم برایم تجربه‌ای تازه باشد. در زمینه فیلم‌های اكشن مخصوصاً آن قسمت‌های تعقیب اتومبیل بعد هم كه همكاری می‌كردم با آقای سهیلی و امین حیایی و سایر بچه‌ها، برایم جذاب بود و تازگی داشت بعد هم فیلم «صحنه جرم، ورود ممنوع»‌ یك فیلم خاصی بود چون در شرایط خیلی خاصی هم آن كار به‌وجود آمد و قرار نبود ۳۵ باشد، به هر حال خود ابراهیم شیبانی كاراكتر خیلی خوبی داشت پر از امواج مثبت بود. پر از ذوق بود و خیلی دوست داشتم با حمید فرخ نژاد كار كنم، از هنرپیشه‌های مورد علاقه‌ام بود و از قصه آن هم بدم نمی‌آمد تنها مشكل من با قصه آن قسمت آخر آن بود كه فكر می‌كردم می‌شود در طول ساخت یك جوری نجاتش داد به هر حال تمام سعی‌ام را به كار برده‌ام تا فیلمبرداری مناسب آن كار باشد و بعد هم «نقاب» كه بار اولی كه فیلمنامه را خواندم، فیلمنامه خیلی خوبی بود خیلی خوب نوشته شده بود، من فكر می‌كنم كه فیلم نقاب می‌توانست خیلی بهتر از این هم بشود، به هر حال آن هم تجربه‌ای بود كه خارج از ایران فیلمبرداری شد- دوبی- مدتی كه ما در دوبی بودیم این كشور به جز گرد و غبار و ماسه و آسمان طوسی و كرم رنگ چیز دیگری نداشت اگر می‌بینید در آن فیلم آسمان آبی شده است، به مدد فیلتر و فیلمبرداری شده است. به هر حال تجربه بدی نبود. بعد هم می‌رسیم به رئیس كه خب در واقع در كنار آقای كیمیایی بودیم و من یكی از علاقه‌مندان پر و پا قرص ایشان هستم و لذت می‌برم از اینكه، كنار ایشان باشم و بعد هم فكر می‌كنم باید بهتر از بقیه این ۴ فیلم، فیلمبرداری شده باشد آن هم به سبب وجود آقای كیمیایی. ● یكی از ویژگی‌های رئیس این است كه خیلی كاراكتر داشت، این پر شخصیت‌ بودن فیلم برای شما چطور بود؟ - این سؤال را باید آقای كیمیایی جواب بدهد. ● خوب شما به عنوان تماشاگر پاسخ بدهید. - در رئیس فیلمنامه یك جاهایی خیلی خوب و یك جاهایی یك مقدار مشكل دارد. فكر می‌كنم این را خود آقای كیمیایی هم می‌داند و در طول ساخت هم سعی شد فیلم بهتر از فیلمنامه بشود كه به اعتقاد من نسبتاً فیلم، بهتر از فیلمنامه است ولی به هر حال شما نمی‌توانید معجزه كنید باید حتماً یك فیلمنامه خوب و قدرتمند در اختیارتان باشد تا بتوانید یك فیلم خیلی خوب را به ‌وجود بیاورید. این توانایی كارگردان را نشان می‌دهد كه فیلم بهتر از فیلمنامه شده است. ● اگر شما بخواهید جواب بدهید چه پاسخی می‌دهید؟ - بعضی وقت‌ها شما در برابر شخصی قرار می‌گیرید كه فكر می‌كنید كمتر اشتباه می‌كند. در نتیجه نمی‌توانید یك جور دیگری برخورد كنید چون در كنار استادی هستید كه كاملاً اشراف دارد بر همه چیز. در نتیجه من هم همین حالت را در طول ساخت فیلم رئیس داشتم و نمی‌توانستم بیشتر از سهمم در ساختار تصویری آن یا در زمینه‌های دیگر آن دخالت داشته باشم. من فكر می‌كنم بخش‌هایی از این چیزهایی كه می‌گویم را خود آقای كیمیایی می‌دانند. ● برخلاف رئیس كه خیلی شلوغ است، شما فیلم‌های آرام و با شخصیت‌های اندك هم فیلمبرداری كرده‌اید. مثل كار با كیارستمی در كلوزآپ. - وقتی من كلوزآپ را فیلمبرداری كردم، چیزی كه آقای كیارستمی می‌خواست این بود كه مشخص نباشد فیلمبرداری كار من است، در واقع یك فیلمی كه اصلاً مشخص نباشد دارد فیلمبرداری می‌شود، فیلمنامه هم ‌چنین چیزی را می‌طلبید. در آن فیلم نوع حركات دوربین به طوری است كه به نظر می‌رسد ناشیانه است و فیلمبردار حرفه‌ای آن را كار نكرده است و همه اینها برمی‌گردد به آدم حرفه‌ای كه كارش را بلد و قادر است كار را با آنچهر تصویر ‌شود تطبیق بدهد. یك جایی باید به كمك صحنه بیایم و یك جاهایی هم حضورم باید احساس نشود خوب این برمی‌گردد به آدم حرفه‌ای كه كارش را انجام بدهد. پیكاسو آمده و سبك كوبیسم را به وجود آورده است و اگر كسی اطلاعات كافی نداشته باشد برای كوبیسم، فكر می‌كند پیكاسو نقاشی بلد نبوده است. چون بلد نبوده، كوبیسم را به وجود آورده است. در صورتی كه پیكاسو كلی آثار نقاشی‌های كلاسیك دارد و در آنها بسیار بسیار در اوج قرار دارد آدمی مثل پیكاسو به یك تبحری رسیده كه انتهای تبحر سبك كوبیسم است. البته من خودم را با پیكاسو مقایسه نمی‌كنم ولی آدم حرفه‌ای، آدمی است كه بتواند توانایی خودش را با آنچه قالب فیلمنامه اقتضا می‌كند تطبیق بدهد. ● در مورد فیلمبرداری دیجیتال چه نظری دارید، مثلاً چیزی كه در خون بازی اتفاق افتاده است؟ - كار عجیبی نیست. چرا كه دستگاه و سیستم آن را انجام داده است. مخالفتی با آن چیزی كه در خون بازی اتفاق افتاد، ندارم و خیلی هم قابل تحسین است. بحث من با سینمای دیجیتال و سینمای ۳۵ حرفه‌ای، در زمینه حرفه‌ای نیست چون به جایی رسیده است كه شما می‌توانید مثل نخود و لوبیا از فروشگاه آن را بخرید و در اتاقتان استودیو درست كنید و حالا آهنگ درست كنید، خوانندگی كنید و... یعنی همان‌قدر كه ساخت و اجرای موسیقی را آسان كرده‌اند همان‌قدر هم ساخت فیلم، كارگردانی، بازیگری، فیلمبرداری و... را آسان كرده‌اند. شما بتوانید یك دیسك را بگذارید در كامپیوتر و به شما ریتمهای مختلف را می‌دهد شما اگر این صداهای مختلف را در كنار هم قرار بدهید یك هارمونی به وجود می‌آید و بعد این می‌شود موسیقی متن. ولی در واقع شما هیچ سازی را بلد نیستید بزنید حتی نت را هم نمی‌دانید. اگر این‌جوری موزیسین هستید، پس فیلمساز هم هستید. شما می‌توانید بروید و یك دوربین بخرید ۴ میلیون. هم برای شما HD می‌گیرد هم برای شما تصاویر متداول كه ۱۳۵ گفته می‌شود می‌گیرد. و با این می‌توانید فیلم بسازید و این سیستم دارد همه كار را انجام می‌دهد. شما یكسری تصاویر می‌گیرید و اینها را به هم وصل می‌كنید آیا به شما می‌توان گفت فیلمساز. سینما را بهانه قرار داده‌اند برای این كه ابزار بفروشند، برای این كه بگویند كی می‌گوید فیلمبرداری كار سختی است یا بازیگری یا كارگردانی؟ ۴ میلیون بده و این را بخر تا بفهمی چه‌قدر آسان است. شخص می‌رود یكسری تصویر از مادر و پسرخاله و پدربزرگ به هوای تفریح می‌گیرد و بعد یكسری تصاویر از مزار و قبرستان می‌گیرد سپس آنها را به هم متصل می‌كند و بعد می‌گوید من كارگردان هستم فیلمبردار هم هستم آنهایی هم كه جلوی دوربین هستند، بازیگر هستند. بعد هم می‌گوید من سناریویی نداشتم. این شده یك‌جور چرخش اقتصادی كارخانه‌ها. سونی می‌خواهد با هیتاچی رقابت كند هیتاچی می‌خواهد با پاناسونیك رقابت كند... بعد می‌آیند این جا و برای ما یك سمینار می‌گذارند كه اصلاً در چیز اولیه آن ما هنوز گرفتاریم و هنوز در كشور ما راه نیافتاده است بعد سمینار می‌گذارند و به ما می‌گویند این دوربین این توانایی را دارد نسبت به این یكی دوربین و كمپانی این ویژگی‌ها را دارد. در سال ۲۰۰۰ در آمریكا قرار بود فیلمی را فیلمبرداری كنم و قرارداد بسته بودم. برای دیدن لوكشین‌ها به اتفاق كارگردان این فیلم، سفری به پایتخت چك داشتیم و این فیلم به دلیل ماجرای یازده سپتامبر ساخته نشد، وقتی كه در مقدمات اولیه بودیم اسم این پروژه دراكولای سبزی‌خوار بود. ما در دفتری كه بودیم در هفته چندین بار از طرف كمپانی آقای لوكاس مراجعه می‌كردند و به خود بنده انواع پورسانت‌ها را پیشنهاد می‌كردند تا من این فیلم را دیجیتال بگیرم. خیلی‌ها می‌آیند بررسی می‌كنند اگر صحنه‌ای را زنده بخواهند بگیرند ۲ میلیون دلار خرج ‌دارد و اگر بیایند این را تلفیق فیلمبرداری ۳۵ و تركیب دیجیتال و تركیب CGI را حساب كنند و مثلاً بشود ۵۰۰ هزار دلار؛ ۵۰۰ هزار دلار را انتخاب می‌كنند. در آنجا آنها صحنه اكشن را زنده می‌گیرند یعنی یك اتومبیل با جرثقیل آویزان است و یك هلیكوپتر از یك جرثقیل دیگر آویزان است (ماكت هلیكوپتر در ابعاد واقعی) این ۲ جرثقیل این ۲ تا را در یك جایی به هم می‌كوبند و انفجار صورت می‌گیرد و انفجار صورت می‌گیرد؛ زنده فیلمبرداری می‌كنند و در ابعاد واقعی تنها كاری كه قرار است بعداً با كامپیوتر انجام بدهند سیم‌های وصل به این اتومبیل و هلیكوپتر را پاك كنند. ما اگر این را ببینیم شاید بگوییم ببین كامپیوتر چه كرده است. ● چرا در اكثر فیلم‌های ما رنگ دیده نشده و هاله‌ای خاكستری فیلم را در بر گرفته است؟ - رنگ دیده می‌شود ولی این داستان از این جا شروع می‌شود كه اولاً ما مشكلات لابراتور داریم. لابراتوارها در ظهور رنگ‌ها مشكل دارند، مشكلات دارویی دارند و قناعت كردن در مصرف این داروهای شیمیایی.این قناعت كردن ادامه دارد در مورد نگاتیو هست... و دیگری مسئله سینماهاست. بعضی از سینماها به دلیل این كه نور آپارات خیلی كم است رنگ‌ها را شما نمی‌بینید در نتیجه این به حساب این می‌آید كه این فیلم رنگ ندارد، اگر این فیلم را در سالن خوب ببینید متوجه می‌شوید چقدر رنگش خوب است مثلاً من فیلم رئیس را سینما اریكه ایرانیان دیدم و بسیار از رنگ لذت بردم به دلیل این كه سالن استاندارد لازم را داشت من نمی‌توانم پاسخ شما را درست بدهم، چون سیستم نمایش مشكل دارد. ● خودتان كدام كارتان را بیشتر از همه دوست دارید؟ - من خیلی از كارهایم را دوست دارم نمی‌توانم از یكی اسم ببرم. ۱۰-۱۵ تایی هستند مثلاً بای‌سیكل‌ران، خط قرمز، حكم، رئیس، خانه خلوت، اپیزود سوم دستفروش، آبادانی‌ها، تجربه،گزارش، ساز دهنی و... آیدا اورنگ http://www.aftab.ir/images/news/break.gifمصاحبه: همشهری آنلاین مهربان Tuesday 14 August 2007-1, 12:59 PM مرسي پدر خوانده عزيز خسته نباشي مهربان Thursday 16 August 2007-1, 01:16 AM مرسي پدر خوانده عزيز پدرخوانده Thursday 16 August 2007-1, 01:21 AM http://irapic.com/uploads/1187259319.gif محمدعلی فردین توسط ناصر ملک مطیعی و با بازی در فیلم چشمه آب حیات وارد سینما شد زنده یاد محمدعلی فردین فرزند علی گل فردین در شانزدهم فروردین 1309شمسی در یک خانواده متوسط و اهل هنر در حوالی خیابان شهباز به دنیا آمد و در شب هیجدهم فروردین 1379 پس از هفتاد سال زندگی در تهران فوت کرد. فردین دارای دو برادر به نامهای عباس فردین تنی و ایرج فردین ناتنی و یک خواهر ناتنی است. فردین اهل روستای خراوات است محمد علی فردین دارای چهار فرزند دو پسر و دو دختر به نامهای سعید 44ساله سیاوش 42ساله عاطفه 40ساله آمنه 27ساله است و از آنها 4 نوه دختری و نیز 2 نوه ی پسری بجا مانده است. در ادامه باید بگویم که فردین یک ورزشکار بود او نائب قهرمان کشتی جهان در سال 1333 بود. او ابتدا از فوتبال شروع کرد نه به طور حرفه ای و پس از فوتبال شنا، ژیمناستیک و هالترروی آورد و در پی یک اتفاق به کشتی روی آورد. او با اخذ مدرک دیپلم به سربازی رفت و درجه دار نیروی هوایی شد و در سن 18 سالگی ازدواج نمود که تا پایان عمر ادامه داشت. بازیگر مورد علاقه و الگوی هنری او ناصر ملک مطیعی بود. او توسط ناصر ملک مطیعی و با بازی در فیلم چشمه آب حیات وارد سینما ایران شد. فردین با بازی در فیلم های فرداروشن است و فریاد نیمه شب به کارگردانی ساموئل خاکچیان که توانست عنوان بهترین و پر فروشترین فیلم سال را ازان خود کند. فردین در سال 1341 اولین فیلمش را تهیه و خود آن را کارگردانی کرده است. از فیلم های مطرح او می توان به فیلم ساحل انتظار به کارگرانی سیامک یاسمی اشاره کرد. فردین در سال 1343 با بازی در فیلم آقای قرن بیستم تیپ جدیدی را وارد سینما ایران کرد. فردین در سال 1343 با بازی در فیلم های چون:گنج قارون و انسان ها و مسیر رودخانه لقب مرد اول سینمای ایران را بدست آورد. او در فیلم چرخ و فلک که بازسازی شده ی یک فیلم هندی - هندی آوراره به کارگردانی و بازیگری راج کاپور بود - به کارگردانی صابر رهبر بازی کرد. در سال 1347 فردین با استفاده از یک داستان هندی فیلم معروف و مشهور سلطان قلبها را کارگردانی و بازی کرد. از آن زمان به بعد به فردین لقب سلطان قلبها را دادند این فیلم در جشنواره سپاس برنده جایزه بهترین فیلم و بهترین بازیگر مرد را به خود اختصاص داد. در همان سال فردین برای بازی در یک فیلم وسترن به نام و حالا روحت را به خدا بسپار که در ایران با نام مردانه بکش به نمایش درآمد به ایتالیا رفت. نکته قابل توجه آن است که فردین در این فیلم در کنار ستارگانی مشهوری چون: فابیوتستی واتوره مانی بازی کرد و در تیتراژ نام او بالا تر از این ستارگان قراردارد. فردین پس از بازگشت از ایتالیا استودیویی به نام فرودین فیلم را تاسیس کرد. لازم به ذکر است که فردین صاحب استودیو دالیا فیلم نیز بود. ولی همیشه فیلم ها را در فرودین فیلم تهیه می کرد. فردین قبل از فیلم مردانه بکش در فیلم های چون مردی از تهران و طوفان بر فراز پترا که هر دو در لبنان ساخته شد نقش آفرینی کرد. فردین از سال 48 به تهیه کنندگی نیز پرداخت و در سال 1349به کارگدانی و بازی در سه فیلم پرفوش سال به نام های: قصر زرین، سکه شانس، یاقوت سه چشم و کوچه مردها اشاره کرد. در سال 1350 فردین در فیلم همای سعادت محصول مشترک ایران و هند بازی کرد که در این فیلم با بازی در کنار ستارگان هند بر محبوبیت خود افزود. این فیلم در هندوستان با نام صبح و شام به نمایش درآمد. فردین در فیلم های چون میعاد گاه خشم و راز درخت سنجد از جلال مقدم و بابا شمل از حاتمی نیز نقش آفرینی کرده است. فیلم بابا شمل برنده جایزه دومین فیلم سال از جشنواره سپاس شد. بعد از این فردین فقط در فیلم هایی که خود تهیه کننده و کارگردان آن بود بازی می کرد. از این فیلم ها می توان به فیلم های چون: جهنم+من در سال جبار سر جوخه فراری که در نوروز 1352 به فروش سرسام آوری رسید. فردین درسال 1353 دوباره پرکار شد و در فیلم هایی چون جوانمرد و ناجورها بازی کرد او در سال 1355 در فیلم غزل با شخصیت متفاوتی ایفا نقش نمود. آخرین فیلم او قبل از انقلاب بر فراز آسمان ها بود که خود او کارگردانی و تهیه کنندگی آنرا بر عهده داشت. فردین پس از انقلاب در آخرین فیلم خود ساخته ایرج قادری به نام برزخی ها ایفا نقش نمود و در همان فیلم وداع تلخ فردین از سینما ایران به چشم می خورد. فردین بعد از انقلاب به کار فرش فروشی و سپس به کار قنادی روی آورد. فردین دوست صمیمی جهان پهلوان تختی بود و پدری مهربان برای چهار فرزند خود و حامی مستضعفان بود. ما خبر فوت فردین را از یک رادیو بیگانه شنیدیم. تیتر روزنامه ها پس مرگ فردین از زبان بازیگران سینما ایران: جمشید مشایخی: دیگر کسی به محبوبیت او نمی رسد مجید مظفری: نمی توانیم نام فردین را از سینما ایران جدا کنیم عزت الله انتظامی: فردین محبوب تر از همیشه ایرج راد: فردین یک پدیده بود فیلم شناسی بر اساس سال تولید: 1 - چشمه آب حیات: فردین - ایرج قادری - هوشنگ سارنگ در سال 1338 2 - فردا روشن است: فردین - دلکش - ملکه رنجبر - ویدا قهرمانی در سال 1339 3 - فریاد نیمه شب: فردین - ویدا قهرمانی - رئوفی – منصور سپهرنیا - آرمان در سال 1340 4 - بیوه های خندان: فردین - تقی ظهوری - هوشنگ سارنگ - تهمینه در سال 1340 5 - دختری فریاد می کشد: فردین - همایون - سپهرنیا در سال 1340 6 - طلای سفید: فردین - پوران - همایون - رقیه چهره آزاد در سال 1341 7 - گرگ های گرسنه: فردین - پوران - همایون - جلال در سال 1341 8 - زمین تلخ: فردین - بیک ایمانوردی - رئوفی در سال 1342 9 - ساحل انتظار: فردین - فروزان - تهمینه - تقی ظهوری در سال 1342 10 – زن ها فرشته اند: فردین - دلیله نمازی - میری در سال 1342 11 - آقای قرن بیستم: فردین - پوران - داریوش اسد زاده در سال 1342 12 - مسیر رودخانه: فردین - فریده ناصری در سال 1343 13 – انسان ها: فردین - فروزان - آرمان در سال 1343 14 - ترانه های روستایی: فردین - شهین- ظهوری - جلال - سپهرنیا - نادره - در سال 1343 15 - جهنم زیر پای من: فردین - سهیلا - سپهرنیا در سال 1343 16 - دهکده طلایی: فردین - ظهوری در سال 1343 17 - قهرمان قهرمانان: فردین - آذر شیوا - ظهوری - آرمان در سال 1344 18 - ببرکوهستان: فردین - ویکتوریا در سال 1344 19 - عشقر و انتقام: ویدا قهرمانی - فردین در سال 1344 20 - خوشگل خوشگلا: فردین - تقی ظهوری - همایون - نادره در سال 1344 21 - گنج قارون: فردین - فروزان - آرمان - ظهوری - ایران قادری در سال 1344 22 - حاتم طایی: فردین - پوری بنایی - همایون - هوشنگ سارنگ - سپهرنیا در سال 1345 23 – جهان پهلوان: فردین - ظهوری - علی آزاد در سال 1345 24 - گدایان تهران: فردین - ظهوری - بیک ایمانوردی - شهلا - تقی ظهوری - گوگوش - همایون - پوران - سپهرنیا در سال 1345 25 - طوفان نوح: فردین - ناصر ملک مطیعی - ظهوری در سال 1346 26 - چرخ و فلک: فردین - آذر شیوا - لیلا فروهر در سال 1346 27 - شکوه جوانمردی: فردین - آرمان - فروزان- ظهوری در سال 1346 28 - طوفان برفرازپترا: فردین - پوران در سال 1347 29 - سلطان قلبها: فردین- آذر شیوا - همایون - لیلا فروهر در سال 1347 30 - مردانه بکش: فردین - همایون در سال 1347 31 - خشم کولی: فردین - پوری بنایی - همایون - شهلا در سال 1347 32 - نعره طوفان: فردین - علی آزاد در سال 1348 33 - دنیای پرامید: فردین - ظهوری - شهلا - میری در سال 1348 34 - قصر زرین: فردین - ناصر ملک مطیعی - آذر شیوا - کتایون - نادره - منصور سپهرنیا در سال 1348 35 - بهشت دور نیست: فردین - اسدالله یکتا - فروزان - ظهوری - شیر اندامی - شهلا در سال 1348 36 - سکه ی شانس: فردین - ناصر ملک مطیعی - مرجان - ایران دفتری - جهانگیر فروهر در سال 1349 37 - یاقوت سه چشم: فردین - آذر شیوا - میری - همایون در سال 1349 38 - مردی از جنوب شهر: فردین - ظهوری - میری - جهانگیر فروهر - فروزان در سال 1349 39 - کوچه مردها: فردین - پوری بنایی - ایرج قادری - ایران قادری در سال 1349 40 - همای سعادت: فردین - میری - کهنموئی در سال 1350 41 - یک خوشگل و هزار مشکل: فردین - پوری بنایی - آرمان - میری - نادره در سال 1350 42 - بابا شمل: فردین - فروزان - همایون - بهمن مفید - نادره - ناصر ملک کطیعی - مرتضی احمدی در سال 1350 43 - مردان خشن: فردین - رضا ارحام صدر - مشایخی در سال 1350 44 - میادگاه خشم: فردین - داوود رشیدی - ایرج قادری - بهزاد فراهانی در سال 1350 45 - جهنم+من: فردین - پوری بنایی - داوود رشیدی - فرزانه تاییدی - شیر اندامی - کهنموئی در سال 1351 46 - جبار سر جوخه فراری: فردین - دلارام - ملوسک در سال 1352 47 - قصه شب: فردین - بیک ایمانوردی - میری - ملوسک - کهنموئی - نادره در سال 1352 48 - جوانمرد: فردین - مرجان - میری در سال 1353 49 - شکست ناپذیر: فردین - ویگن - گرجی - هنگامه - گیل در سال 1353 50 - ناجورها: فردین - رضا بیک ایمانوردی - میری - علی آزاد در سال 1353 51 - سلام برعشق: فردین - مرجان در سال 1359 52 - موظب کلات باش: فردین - شهناز تهرانی - گرجی در سال 1353 53 - تعصب: فردین - شیر اندامی - گرجی - نادره در سال 1354 54 - قرار بزرگ: فردین - فروزان - بیک ایمانوردی در سال 1355 55 - غزل: فردین - پوری بنایی - فرامرز قریبیان در سال 1355 56 – بر فراز آسمانها: فردین - شهناز - گرجی در سال 1358 57 - برزخی ها: فردین - ملک مطیعی - ایرج قادری - محمد علی کشاورز در سال 1361 پدرخوانده Thursday 16 August 2007-1, 01:28 AM مصاحبه با استاد سلیمانی راد: فروزان ستاره هفت آسمان سینمای ایران http://i10.tinypic.com/2gumvz6.jpg مجتبی مدیر وبلاگ و استاد سلیمانیکما اینکه بعد از انقلاب اگر چه شخصیتی والا تر گرفت، اما باز هم مثل سینمای قبل از انقلاب زن در حاشیه مرد قرار دارد و می بینیم داستان زن به تنهایی در یک فیلم سینمایی ایرانی تاکنون نمایش داده نشده، از یک طرف زن در بعد معنویت قرار گرفته اما در بعد های دیگر دست و پای او را با طناب هایی پیچیده اند. از ابتدای سینمای ایران با آن فرهنگی که در جامعه بود، عده ای زنان روشنفکر فداکارانه داوطلب شدند که خود را فدای سینمای ایران بنمایند، از جمله خانم فروزان که مسیر زندگی اش به پنج بخش تقسیم می شود که توضیح می دهم. ناگفته نماند شاخص ترین زن سینمای ایران قبل از انقلاب به قول مرحوم تقی ظهوری که در کتاب خاطراتش گفته بود متعهد ترین و خوشقول ترین و رئوف ترین زن در سینمای ایران فروزان است. حالا اگر سوالی باشد جواب می دهم. مجتبی: شما می گویید که زندگی خانم فروزان به پنج دسته تقسیم می شود، لطفا به طور خلاصه توضیح دهید. اگر بخواهیم پنج دوره زندگی خانم فروزان را از نظر هنری بگوییم به ترتیب می شوند: الف: دوره ای که زندگی شخصی داشت. ب: دوره ای که در سینمای ایران کشف شد. ت: دوره ای که یکه تاز سینمای ایران بود. پ: دوره ای که از دهه 50 به بعد جوانان بر اثر تحولات اجتماعی و فرهنگی ایجاد شده وارد سینما شدند و سنی از خانم فروزان گذشته بود و می خواست از پا نیفتند مجبود بود رقابت کند. د: دوره ای که سینمای قبل از انقلاب 57 از نفس افتاد و دیگر خانم فروزان بر پرده سینمای ایران ظاهر نشدند. مجتبی: زمان معروفیت خانم فروزان از چه موقعی شروع شد؟ خانم فروزان اول به صورت دوبلور در سال 1341مشغول به کار شد و به صورت نقش های دوم و سوم گاهی هم بازی می کرد. آقای سیامک یاسمی به دنبال هنرپیشه ای می گشت که تسلط کافی در بازیگری داشته باشد و این استعداد را در خانم فروزان کشف کرد که از سال 1342 با بازي در فيلم ساحل انتظار به كارگرداني سيامك ياسمي به عنوان بازيگر شروع به كار كرد و آقای سیامک یاسمی پی برد که هنرمند مورد علاقه اش را پیدا کرده و به همین دلیل در فیلم های متعددی هنرپیشه زن اول فیلم را خانم فروزان بازی می داد. مثلا فیلم گنج قارون، پریزاد، تنگه اژدها، بر آسمان نوشته، دالاهو، شمسی پهلوان و لذت گناه می باشد. پس سیامک یاسمی حق داشت ستاره ای که به آسمان سینمای ایران تقدیم کرده بود، به آسانی از دست ندهد و خانم فروزان بعد از فیلم گنج قارون در کنار مرحوم فردین و تقی ظهوری به موافقت صد در صد رسید راه شهرت و ترقی بر رویش باز شد در آن زمان دستمزد ایشان بعد از مرحوم محمدعلی فردین تا 200 هزار تومان هم رسیده بود. پس ما ستاره سینمایی را که این چنین ترقی کرده باشد که تهییه کنندگان با رغبت پول دستمزد خانم فروزان را در سطح بالایی بدهند و مطمئن بودند که پولشان با فروش فیلم برگشت داده می شود. تا دهه 50 خانم فروزان تک ستاره سینمای ایران بود، ما نمی گوییم ستارگان دیگر نبودند، اما از لحاظ تسلط و بازیگری به خانم فروزان نمی رسیدند. فروزانمجتبی: به طور مختصر پنج دوره زندگی خانم فروزان را شرح دهید. دوره اول دوره ای بوده طبیعی که در زندگی هر کسی هست و در دوره دوم راهیابی به سینما بود حالا یا بعنوان دوبلور یا به عنوان هنرپیشه که راه دوم یعنی هنرپیشگی را تا آخر کار هنری ادامه داد. دوره سوم دوره ترقی و حکاکی شدن اسم خانم فروزان در آسمان سینمای ایران و همچون مرحوم محمدعلی فردین که بعلاوه در آسمان سینمای ایران در قلب های تمام ایرانیان حکاکی شده و تا هر زمان که این تکنولوژی پیشرفت کند فیلم های خانم فروزان جاویدان خواهد بود و در دوره چهارم برای خانم فروزان دوره ای بود که از حیصیت هنری خود در مقابل هنرمندانی با ارزش و تازه کاری چون نوش آفرین، آرام، سپیده، لیلا فروهر (در بزرگسالی)، زری خوشکام، شورانگیز طباطبایی و امثال این هنرمندان که از دهه 50 به بعد وارد سینما شدند، طبعا خانم فروزان باید با چنگ و دندان از سابقه سینمایی خود حفاظت می کرد و به دلیل بالا رفتن سن و بعد از دهه 50 به علت اینکه برهنگی مرضی در سینمای ایران شده بود و تهییه کننده ها به فکر جیب هایشان بودند برهنگی را رواج دادند که خانم فروزان مجبور بودند در بعضی از فیلم ها با جوانان رقابت کنند. دوره پنجم دوره ای بود که حتما باید خانم فروزان بازنشسته می شد و احترام خاص خود را در سینما به یادگار می گذاشت و انقلاب 57 این کار را برای خانم فروزان انجام داد. مجتبی: استاد سلیمانی راد انتظار شما از شبکه های ماهواره ای و یا مجلات هنری خارج از کشور نسبت به خانم فروزان که الان هیچ گونه خبری از ایشان نیست، چیست؟ من امیدوارم دست اندرکاران شبکه های ماهواره ای و مجلات هنری خارج از کشور تا زود است به سراغ این خانم هنرمند بروند و تجلیلی از ایشان بنمایند و تنهایش نگذارند همانطور که هنرمندان دیگر تنها بودند و در تنهایی خود پرپر شدند. من خواهش می کنم امثال خانم فروزان، آذر شیوا، پوری بنایی، فریده نصیری و دیگران... را فراموش نکنند. مجتبی: جناب استاد اگر الان فروزان را ببینید به او چه می گویید؟ من به عنوان یک فرد که بدون اینکه بدانم در جامعه ایرانی، گذشته دیگران تاثیر گزار است بر آینده فرد، ولی کسی مثل خانم فروزان در سینمایی رشد کردند که امروزه شاید فقط تاریخ است که قضاوت درباره زنانی که از خود گذشتند تا هنری را پایدار کنند متاسفانه در جامعه ما همیشه نقطه های منفی مورد نظر می باشند و چون سوزنی در چشم آینده دیگران فرو برده می شود و ما به طور مثال در همه کشور های دنیا نگاه کنیم زنانی که صاحب شهرت در سینماهایشان بوده اند در آینده مورد ماخذه قرار نمی گیرند مثلا سوفیا لورن یا الیزیت تیلور و هنرپیشه های دیگر که آینده ای سیاه چون هنرپیشه های ایران بعد از انقلاب پیدا نکردند به علت اینکه انقلاب شده بود و محکوم به فنا هستید، چرا بازی اینطوری و آنطوری کردید. و اما این مقدمه را که گفتم که برای جوانان روشن شود که اگر خانم فروزان را دیدم دست ایشان را به عنوان یک هنرمند ببوسم، و از زحماتی که برای سینمای ایران کشیدند کمال تشکر را از ایشان می نمایم. مجتبی: آیا به نظر شما بازی فروزان بر زنان سینمای قبل و بعد از انقلاب تاثیر دارد؟ در واقع باید ایطور گفت که خانم فروزان از دهه 50 که ظهور خانم های هنرمند و جوان و دارای عطش بازیگری داشتند تاثیر خودش را گذاشته بود، مثلا فیلم رقاصه شهر خانم هاله در آقای جاهل که دو فیلم را آقای میرلوحی کارگردانی کرده بود یا خانم شوانگیز طباطبایی یا سپیده یا نوری کسرایی حتی نوش آفرین و لیلا فروهر تاثیر بسزایی از هنر بازیگری خانم فروزان سود جستند و اما بعد از انقلاب کم و بیش بازیگرانی می توان دید که ادای هنرمندی چون فروزان را در قالب و سبکی جدید به عرضه نمایش گذاشتند و باید گفت به هیچ وجه بازی خانم فروزان بعد از آن آذر شیوا و پوری بنایی کهنه و قدیمی نمی شوند. مجتبی: در چه فیلم هایی خانم فروزان قوی و در کدام فیلم ضعیف بازی کردند؟ در مجموع خانم فروزان از همان اول با تسلط در فیلم هایی که نقش اول را به عهده داشت قوی ظاهر شد و مورد استقبال عامه مردم قرار گرفت، گرچه رقاصه شهر برنده جایزه سپاس شد اما از لحاظ ریتم جامعه ایرانی مورد پسند من نبود چون جامعه ایرانی که مخلوطی از فرهنگ ایرانی و اسلامی هست، زن را اینگونه در برهنگی دوست نداشت و متاسفانه خانم فروزان این را باید متوجه می شد که البته از لحاظ هنری ایرادی در بازی اش نمی توان گرفت، اما قوی ترین فیلم خانم فروزان که باید انتخاب کنم در این مسئله می مانم فقط می توانم بگویم فیلم گنج قارون، تنگه اژدها، بر آسمان نوشته و دالاهو از بهترین فیلم های خانم فروزان می باشد. مجتبی: چگونه از بین این همه هنرمندان زن و مرد به خانم فروزان علاقه دارید؟ من از سال 44 یا 45 به بالا با دیدن فیلم هایی چون بسترهای جداگانه، انسانها، ساحل انتظار، عروس دریا، به طور ناخداگاه پی بردم که خانم فروزان را می شود به عنوان هنرپیشه مورد علاقه خودم انتخاب کنم و با اون سن کم واقعا دوستش داشتم و دارم و به خاطر این مسئله در محله ای که زندگی می کردم، به فروزان معروف شده بودم و هر وقت فیلمی از فروزان بر پرده سینما می آمد بچه های محل به من می گفتند فیلم کسی را که دوست داری بر پرده سینما هست و گاهی وقت ها به خاطر برهنگی که در فیلمی ظاهر می شد تمام بچه های محله مرا سرزنش می کردند و من غصه دار می شدم. مجتبی: در آخر چه می گویید. باید بگویم که آثار سینمایی قبل از انقلاب که با رنج و مشقت فراوان تمام هنرمندان، کارگردانان، تهییه کنندگان و دست اندر کاران سینمای ایران می باشد را به عنوان یک گنج تلقی کنند که خیلی ها هستند که این گنج را می خواهند نابود کنند، در این گنج هم پول سیاه، هم حلبی و هم گوهر شب چراغ می باشد. باید این گنچ را نسل ها به یکدیگر منتقل کنند و بدانند که فیلم فارسی و فیلم ایرانی یکی هست و کسانی که می گویند فیلم های قبل از انقلاب فیلم فارسی و فیلم های بعد از انقلاب فیلم های ایرانی هستند یا مغرضند یا از لحاظ فکری گمراهند. در آخر شعری درباره ستایش هنر خانم فروزان که تا ابد در آسمان سینمای ایران خواهد درخشید سروده ام که تقدیم به ایشان می نمایم: ای عروس دریا تو ستاره فروزانی که شعله های هنر تو جاویدان خواهد بود ای که میخک سفید بودی ای که تو در کوهساران دالاهو چون آهویی جست و خیز کنان بودی تو به طریق انسان ها به معرفت وجودی سر قرار بزرگ رسیده بودی ای که تو همیار مردی از جنوب شهر بودی در دسیسه هایی که برای گنج قارون کشیده بودند ساحل انتظار عشق تو سینما بود که جمعی می گفتند این لذت گناه است ای ستاره همیشه شعله ور سینما اگر چه بدبختی های رقاصه شهر را می گفتی و بدنام بودن را به حفظ پرده سینما چون آتشپاره شهر سر هر محله با قلندر شهر به دوش می کشیدی اما از تنگه اژدها با همه مرارت ها به خاطر قلب پاکت، خدا بر آسمان قلبت نوشته بود غروب بت پرستان تو بودی که با حمایت پشت و خنجر توانستی ساحره ی بد یمن را در عدل الهی بشکنی و باید گفت: بعد از این همه سال فرار از حقیقت را آنان انتخاب می کنند که گوهر شب چراغ ندارند و من در تنهایی و شلوغی زندگی ام همیشه ستاره هفت آسمان خودم را در عشق به تو می دانستم ای اسطوره قلب خسته من در جشنواره سپاس قلب های بی قرار آینده ای ستاره فروزان خواهند تپید. پدرخوانده Thursday 16 August 2007-1, 01:36 AM بهروز وثوقي در شانزده سالگی نخستین عشقش را تجربه می کند http://i16.tinypic.com/4501f5y.jpg بهروز وثوقی یکی از چهره های ماندگار تاریخ سینمای ایران است. او در بسیاری از فیلم های مهم، مطرح از فیلمسازان صاحب نام و با اعتبار شرکت داشته و بدون اغراق چهره اول بازیگری در سینمای ایران طی دوران قبل از انقلاب بوده است. بازی او در دو فیلم معروف گوزنها به كارگرداني مسعود کیمیایی و سوته دلان به كارگرداني شادروان علی حاتمی بیش از هر فیلم دیگری بر اعتبار بهروز وثوقی در عرصه سینمای ایران افزوده است .اخیرا کتاب خاطرات بهروز وثوقی به همت و درایت ناصر زراعتی در خارج از کشور منتشر شده، که حاوی ناگفته های جذاب و خواندنی از زندگی این هنرمند است. مروری داریم بر این خاطرات با ذکر این توضیح که بعلت حجم بالای کتاب به مواردي اشاره مي كيم. كتاب با مقدمه ناصر زراعتی و پیشگفتار بهروز وثوقی آغاز شده و بعد هم به تولد و دوران کودکی بهروز می پردازد. بر اساس مندرجات کتاب بهروز در بیستم اسفندماه سال 1316 در شهرستان خوی دیده به جهان می گشاید. بدنبال سال های بحرانی دهه بیست و غائله آذربایجان و مسائل دیگر پدر بهروز با خانواده به تهران پناه می آورد. بهروز آنزمان داری یک برادر بنام فیروز و دو خواهر بنام های گلدون و مهین بوده که دو خواهرش به دلیل فقدان امکانات درمانی مناسب بخاطر دچار شدن به بیماری حصبه می میرند . پدر بهروز که بعنوان راننده در اداره بهداری استخدام می شود چند سال بعد به اصفهان منتقل می شود. در اصفهان است که جادوی سینما بهروز را به سمت خویش فرا می خواند و مانند هر علاقمند دیگر سینما، یواشکی و بدور از چشم پدر و مادر سینما رفتن را تجربه می کند . او با دیدن فیلم ولگرد شیفته این فیلم و هنرپیشه نقش اول آن یعنی ناصرملک مطیعی می گردد و بارها به تماشای این فیلم می رود. بعد از انتقال مجدد پدر بهروز به تهران بهروز همچنان علاقمندانه سینما و فیلم ها را تعقیب می کند. حالا او غیر از بهروز صاحب سه برادر بنام های چنگیز و بهزاد و شهراد دارد .بهروز در شانزده سالگی نخستین عشق دوران زندگی اش را تجربه می کند و عاشق دختر محصلی می گردد و با پیگیری ها و سماجت هایش بلاخره می تواند با دخترک که هما نام دارد قرار ملاقات بگذارد. بهروز در این بخش از کتاب توصیف زیبایی از این عشق کودکانه بدست می دهد. ماجرای این عشق با ازداوج هما با یکی از پسران فامیل پایان می یابد و بهروز نخستین شکست در عشق را تجربه می کند. در دهه سی دیوید سن نامی کارگردان تئاتر به دعوت اداره هنرهای زیبا از آمریکا به تهران می آید تا به تربیت هنرجو و بازیگر بپردازد. بهروز نیز جزو سی نفری قرار می گیرد که در امتحان ورودی برای گذراندن دوران بازیگری پذیرفته شده اند. بهروز بعدها به تئاتر تهران می رود و در انجا تجربه اندوزی می کند تا اینکه یک اتفاق و تصادف او را به اجرای نخستین نقش سینمایی اش فرا می خواند و بهروز نقش یکی از سیاهی لشگرهای فیلم طوفان در شهرما را ایفا می کند. لازم به ذکر است که پروین غفاری هم در کتاب خاطراتش به این قضیه اشاره کرده است. بهروز بعد از معافیت از خدمت وظیفه، در صدد استخدام در نیروی هوایی و کسب عنوان خلبانی بر می آید که با مخالفت مادرش این مقوله تحقق نمی یابد .او بلاخره کارمند وزارت بهداشت شده و برای مبارزه با مالاریا به روستاهای خرمدره اعزام می شود. دوران خدمت بهروز در خرم دره نیز بسیار جذاب و خواندنی است.از جمله قضیه خوردن گوشت مار و... بهروز بعد از اخراج از اداره بهداشت به دلیل درگیری با یک مفام مافوق کارمند وزارت دارایی می شود آشنایی اتفاقی با دوست دوران تحصیلی اش منوچهر اسماعیلی (دوبلور) بار دیگر بهروز را به سینما وصل می نماید و بهروز مدتی کار دوبله را هم تجربه می نماید . بواسطه تاجی احمدی با امین امینی آشنا می شود و نقش کوتاهی در یکی از فیلم های او بازی می کند و همین زمینه ای می شود که امین امینی به همراه برادرش کردوانی پای بهروز را به سینما باز نموده و برای ایفای نقش اول جند فیلم با او قرار داد ببندند . با ادامه کار دوبله در کنار بازیگری سینما اوضاع مالی بهروز را بهبود می بخشد و همین قضیه موجبات نگرانی والدین او را فراهم می آورد. چرا که بهروز کار و حرفه واقعی اش را از آنها پنهان ساخته بود .با رونق کار دوبله بهروز وزارت دارایی را رها می کند. بهروز در فیلم صدکیلو داماد که نخستین فیلم مهم اش بعد از دو تجربه کوتاه بوده با کسانی همچون ویدا قهرمانی، همایون، مقبلی، ظهوری و پرخیده همبازی می شود . بهروز ضمن اشاره به مخالفت های اولیه والدین اش با فعالیت او در سینما اشاره به وقایعی می کند که در حاشیه فیلم های گل گمشده، دختر ولگرد، هفده روز به اعدام، دزد بانک، لذت گناه، اشاره می کند. بویژه در طرح حواشی فیلم لذت گناه اشاراتی به سیامک یاسمی و فروزان و محمد علی جعفری، محمدعلی فردین می نماید که بسیار خواندنی است . بهروز وثوقی در توصیف حواشی فیلم عروس دریا ساخته آرمان می گوید: آرمان خدابیامرز همان روز اول بمن گفت: من از ویگن خواسته ام که در مدت فیلمبرداری مشروب نخورد. می خواستم از تو هم خواهش کنم که باهاش بیرون نروی. می دانی وقتی مشروب می خورد از حال طبیعی خارج می شود. می ترسم به کارمان لطمه بخورد ص93. در حالیکه پروین غفاری در خاطراتش آورده بود خود مرحوم آرمان تا مشروب نمی خورد، نمی توانست بازی کند و همیشه موقع بازی در فیلم ها مست بود. بهروز در این بخش از کتاب خاطراتی بسیار خواندنی و شیرین از ویگن تعریف می کند که شرح آن به اطاله کلام می انجامد. بهروز سپس به طرح خاطراتش از فیلم های امروز و فردا، بیست سال انتظار، هاشم خان و خداحافظ تهران می پردازد و در بخشی از خاطراتش درباره فیلم خداحافظ تهران گفته است: اولین باری که پوری بنایی را می دیدم، یادم است در رینه دماوند بود با هم آشنا شدیم و کار کردیم. این آشنایی به دوستی نزدیک و بعد هم یک رابطه عاطفی انجامید و چند سالی ادامه پیدا کرد. در این مدت با هم نامزد بودیم. بعد هم که خب مثل بیشتر زن ها و مردهایی که در کار هنر سلیقه های مختلف دارند. این رابطه نتوانست ادامه پیدا کند و بلاخره تمام شد ص 109. در کتاب شرح مفصل تری از این رابطه و چگونگی گسست آن آمده است تا جائی که عشق نافرجام بهروز و پوری به رابطه نافرجام آلن دلون و رومی اشنایدر تشبیه شده است . ایمان، وسوسه شیطان، دالاهو، زنی بنام شراب، من هم گریه کردم، برآسمان نوشته، تنگه اژدها، بیگانه بیا، هنگامه دیگر فیلم هایی است که بهروز به شرح خاطراتش از پشت صحنه این فیلم ها می پردازد که از میان آنها اشاره به اختلاف و کدورتش با فروزان در فیلم دالاهو، و تنگه اژدها خواندنی تر از بقیه است . در بخشی از کتابش در رابطه با وقایع حاشیه ای فیلم تنگه اژدها آورده است: بهروز از خانه می رود بیرون، تنهایی برای خودش قدم بزند. به کشتزار بزرگ و وسیعی می رسد که در آن خشخاش کاشته اند. گرز خشخاش ها را تیغ زده اند و شیره آنها را گرفته اند. بهروز بنا می کند به کندن گرزها و شکستن آنها و خوردن دانه های خشخاش . خیلی خوشمزه بود سه چهار تا که خوردم، احساس کردم سرم گیج می رود. بعد حالت تهوع به ام دست داد. برگشتم خانه. همکاران تا فهمییدند چه خورده ام، گفتند کاکریک کم بیشتر خورده بودی، مرده بودی. این گرزها کلی تریاک دارد. چند ساعتی حالم بد بود. ظهوری یک گیلاس مشروب داد، با آب لیموی زیادخوردم، کمی بهتر شدم پدرخوانده Thursday 16 August 2007-1, 01:50 AM خواهش میکنم عزیز. پدرخوانده Thursday 16 August 2007-1, 01:57 AM داستان دوبلور شدن ژاله کاظمی به روایت خودش http://i12.tinypic.com/2yzmon8.jpg البته آن زمان گوینده بود اما بعدها مدیر دوبلاژ شد. او گوینده ثابت پری میسون و سریال های معروف تلویزیونی بود. به هر حال برادرش او را به استودیو شهاب برد. آن روز آقای عطااله کاملی در این استودیو مدیر دوبلاژ بود. دختر وارد اتاق تنگ و تاریکی شد و به سختی عده ای را دید که آنجا نشسته اند و بعدا فهمید که آدم های مهمی مثل مهین کسمایی سعید شرافت (که حالا زیر خاک خفته) و مهین معاون زاده (که حالا دیگر در ایران نیست) آن جا مشغول دوبله فیلمی هستند که احتمالا پل خونین یا آخرین پل نام داشت و مهین کسمایی هم به جای ماریا شل صحبت می کرد. دخترک مات و حیران مانده بود و برادرش با آب و تاب شروع کرد درباره خواهرش صحبت کردن و البته هبچ دروغ هم نمی گفت: خواهر من تجربه های زیادی در تئاتر مدرسه دارد و در جشن های مدرسه آواز می خواند. دختر با خجالت اما هیجان زیادی به حرف های برادرش گوش می داد و لحظه هایی در برابرش رژه می رفتند که او با ساز هم شاگردی هایش در مدرسه آواز می خواند و نمایش های زیادی هم اجرا کرده بودند. البته این مال دوره ای بود که دخترک به خاطر شغل یکی دیگر از برادرهایش که کارمند شرکت نفت بود در آبادان زندگی می کرد. پس از صحبت های برادر همه با خوشرویی و مهربانی از دخترک استقبال کردند و به قول معروف او به دوبله خوش آمده بود! آقای کاملی جمله ای به او دادند تا در صحنه بعدی فیلم به جای یک زندان بان بگوید (از اینجا برید بیرون). او هم با تکیه بر تجربه های تئاتر و آوازهای مدرسه با اعتماد به نفس بسیار جمله را گرفت و نشست میان گویندگانی که هر کدام بتی بودند. فیلم را پخش کردند و تا او آمد جمله اش را بگوید رد شده بود. دوباره فیلم را برگرداندند اول صحنه. آن زمان فیلم های 35 میلی متری را قسمت قسمت می کردند و می گذاشتند توی آپارات. مثل حالا ویدیو نبود که حتی یک کلمه و یک جمله را بشود توی 

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم آبان 1388ساعت 11:20  توسط حسین خوش اندام  |