قابل توجه گرافیستها
مجموعه ذیل حاصل تلاش شبانه روزی برای ما بوده که بسیار پایین تر از قیمت اصلی آن در حال فروش است
عکس های این مجموعه با کیفیت عالی آماده فروش است..
بیش از 27000 Gif Animation در یک سی دی عرضه می شود .همه بصورت دسته بندی شده و در 311 دسته تقسیم بندی شده است .موارد استفاده از آن بیشتر در طراحی سایت ، نرم افزارهای مالتی مدیا و فلش می باشد.
ز 21 آوريل يا اول ارديبهشت پسري در مجيديه تهران به دنيا آمد.پسري ارمني در خانواده اي دوست داشتني.خانواه اي با 3 خواهر و 4 برادر.نام اصلي او آندرانيك مدديان بود.از همان بچگي نبوغ موسيقي در اين كودك بازيگوش و شيطون معلوم بود.پدر او همواره در مسافرت بود.و خانواده را با خود ميبرد.به همين دليل او اكثر شهرهاي ايران را ديده است. روزها گذشت و او در خانواده اي دوست داشتني و علاقه مند به موسيقي رشد كرد و بزرگ و بزرگتر شد.مانند پدر علاقمند به موسيقي بود و براي خودش روياي زيبايي ساخته بود.بالاخره هم به آرزويش رسيد.اولين گيتارش را در 14 سالگي با چوب ساخت.به گفته خودش صداهاي عجيب و غريب از آن در مي آمد.پسر خاله هاي او يك گروه موسيقي تشكيل داده بودند.و از آندرانيك هم دعوت كرده بودند با آنها همكاري كنند. او در آن گروه شروع به گيتار زدن كرد.در بعضي وقتها هم قطعاتي به زبان انگليسي اجرا ميكرد.آنقدر در كارش پيشرفت كرده بود كه قطعاتي را در محضر شاه فقيد ايران اجرا كرد. روزها گذشت و او تصميم گرفت براي ادامه تحصيل به آمريكا برود.و وارد كالج موسيقي شد.رشته اي كه آرزويش را داشت. كم كم كارش را شروع كرد و اولين جايي كه كارش را شروع كرد كاباره تهران لس آنجلس بود.از فردي كه در زندگي او تآثير زيادي گذاشت و در حقيقت راه را براي او باز كرد و دستش را گرفت ميتوان شهرام شب پره را نا م برد.او استعداد آندرانيك را ديده بود از او دعوت كرده بود به عنوان صداي دوم براي او بخواند.به گفته خود او دوران دانشگاه سخت ترين دوران زندگيش بود.تا حدي كه فقط براي يك وعده غذا پول داشت.ولي هر چه بود گذشت او همه چيز را تحمل كرد.روزي به او گفتند يك خواننده اي هست كه سبكش به كار تو خيلي مي خورد. مي توانيد يك گروه موسيقي خوب دو نفره تشكيل دهيد.او كوروس بود كه بعدها با هم بهترين گروه دو نفره را تشكيل دادند.به كوروس هم همين را گفته بودند.و دست روزگار اين دو را با هم آشنا كرد و يكي از پر طرفدارترين وجنجالي ترين گروه موسيقي دو نفره بعد از انقلاب را تشكيل دادند. اولين آلبومي كه از اين دو به جا مانده خواستگاري بود.با شعري زيبا و قوي از ژاكلين ويگن به نام خواستگاري.كه نام آلبوم را هم به نام همان شعر گذاشتند.اين اولين كار آنها با ژاكلين بود.كه با استقبالي بي نظير روبه رو شد.در يكي از كنسرت هاي آنها دختري بود كه آندرانيك را خيلي دوست داشت و شب كنسرت او را اندي صدا زد.كه اين شد ديگر همه او را با نام اندي صدا ميزدند. دومين آلبوم آنها پرواز بود.و باز هم با شعرهاي زيباي ژاكلين.آهنگ چي مي شد,تپلي,ما همه ايراني هستيم به قدري گل كرد كه روز به روز بر محبوبيت آن دو افزود.آهنگ ما همه ايراني هستيم هنوز كه هنوزه در اكثر كنسرتها اجرا ميشود.در اين آلبوم اندي و كوروس با فردي آشنا شدند كه در زندگي هنري آن دو و به خصوص اندي تآثير فراواني گذاشت. او عليرضا امير قاسمي بود.و به قول خود اندي: علي گوش سوم من هست.و مانند يك برادر همراه اندي بود.و او را در انتخاب آهنگ كمك مي كرد.ويدئوي زيباي چي ميشد هنوز هم در خاطره ها هست.به دنبال موفقيت آلبوم پرواز و سر و صداي اين دو خواننده تازه نفس محبوبيت آن دو بيش از پيش شد.وآنها كنسرتي براي طرفداران اجرا كردند.تمام بليطها فروخته شده بود.وسالن ديگه گنجايش نداشت.عده فراواني پشت درهاي بسته مانده بودند.هفته آينده اندي و كوروس براي بچه ها و تمام كساني كه برنامه را نديده بودند كنسرت مجاني اجرا كردند.و با مردم سرود ما همه ايراني هستيم سر دادند. بعد از اجراي موفقيت آميز كنسرت آن دو آلبوم سوم خود را به بازار عرضه كردند. بلا. كه جهشي فوق العاده در كار آن دو بود. با ,بلا ,تو,نگاه,كه آهنگ انگليسي اين آلبوم در متن يك فيلم هاليوودي قرار دادند.با آن مدل زيباي آهنگ بلا.موفقيت آن دو هر روز بيشتر از روز پيش بود.وكنسرتها با استقبال زيادي مواجه مي شد. در اينجا بهتر است داستاني برايتان از حضور اندي و كوروس در بين مردمhttp://www.taranehha.com/andy/PIC22.GIF تعريف كنم.يكي از طرفداران اين دو دختري حدوداْ 14 ساله بود.كه بيماري سرطان داشت.و در بيمارستان به انتظار مرگ نشسته بود.وقتي اندي و كوروس اين ماجرا را شنيدند همراه يك هديه كه يك دستبند طلا بود به ملاقات آن دختر رفتند. به گفته خود آن دختر آن روز انقدر اندي و كوروس به من اميد به آينده را دادند و اينكه بايد خوب شوم و به كنسرت آن دو بروم كه من تا حدودي روحيه خودم را به دست آوردم.و چون سرطان عميقآ در وجود او ريشه نكرده بود آن دختر سلامتي خود را به دست آورد.و جالب اينجا كه برايتان بگويم كه آن دختر در حال حاضر فارغ التحصيل رشته پزشكي هست واندي در جشن او هم شركت كرد و در تمام اين سالها از زندگي اين دختر خبر داشته و با هم در ارتباط بودند.چه لذتي دارد ارتباط با هنرمند مورد علاقه !! . بگذريم. بعد از آلبوم بلا اندي و كوروس احساس كردندكه دوست دارند هر كدام جدا به فعاليت هنري خود ادامه بدهند.و قرار شد آخرين آلبوم دو نفره خود را به بازار عرضه كنند.آلبومي به نام خداحافظ.آخرين آلبوم با نام و همكاري اندي&كوروس.در اين آلبوم با شاعري آشنا شدند كه باز هم در زندگي هنري اندي و كوروس و مخصوصآ اندي تآثير به سزايي گذاشت.پاكسما زكي پور.اين شاعر استثنايي و جوان با آن شعرهاي زيبا وقوي در محبوبيت اندي صد در صد تآثير به سزا گذاشته است.اين شاعر هنوز كه هنوزه با اندي همكاري مي كند وجزو دوستان صميمي اندي هست.پاكسيما شروع كار هنري خود را با اندي آغاز كرد آلبوم خداحافظ با آهنگهاي دخترآتيشپاره ,آمنه,ياسمن,عشق مسموم,باز هم جزو پر فروش ترين آلبومها شد.با آن مدل زيباي آهنگ دختر آتيشپاره.بعد از فروش اين آلبوم و اجراي كنسرتها اندي و كوروس اعلام كردند كه ميخواهند رسمآ از هم جدا شوند.در آن زمان از هر كسي پرسيدند چه كوچك و چه بزرگ كه نظر شما راجع به جدايي اين دو چيست:همه ميگفتند :ما به اين دو با هم عادت كرديم.حيف است كه از هم جدا شوند.شايعاتي هم ورد زبانها افتاد.ولي اندي وكوروس در تلويزيون آمدند و اعلام كردند كه هيچ مشكلي با هم ندارندو فقط از نظر كاري با هم اختلاف عقيده دارند.در نهايت اندي و كوروس اين گروه محبوب و جنجالي از هم جدا شدند.و دوره 8 ساله كاري آنها به پايان رسيد.http://www.taranehha.com/andy/BEEGHARAR.GIF بعد از جدايي هر كدام جدا به فعاليت خود ادامه دادند به جرات ميتوان گفت: اندي گوي سبقت را از كوروس ربود.كوروس چند ماه بعد ازدواج كرد ولي اندي تمام زندگيش را روي كار هنري خود گذاشت.بعد از جدايي آنها اندي اولين آلبوم خود را بعد از جدايي از طرف شركت كلتكس وارد بازار كرد.آلبوم بيقرار.كه به نظر من كه تمام كارهاي اندي رو دنبال كردم آلبوم بيقرار يك استثنا در زندگي اندي بود.كه يك شبه ره صد ساله را طي كرد.در اين آلبوم 10 ترانه بود كه يكي از يكي قشنگ تر بود.و به گفته خود اندي:بيقرار قصه زندگي من است.قصه روزهاي پر عطش عشق و شبهاي سرد تنهايي.قصه تلخيها و شيرينيهاي زندگي.قصه پيروزيها و ناكاميهاي من در عشق و اميدي براي فردايي روشن و عشقي واقعي هنوزم بيقرارم.......... اندي روي اين آلبوم يك سال ونيم زحمت كشيد وهم خلاصه اي از زندگي خودش هست.آلبوم بيقرار پر فروشترين آلبوم دهه نود شد.شعرها از پاكسيماي نازنين وآهنگها از همكاران.آهنگ عشق اول از سياووش قميشي وآهنگ بيقرار از هاني نازنين با آن ملودي زيبا كه من هر وقت اين آهنگ رو گوش ميدم ياد آن نازنين ميفتم.آهنگ زيبا و عاشقانه شبگرد,انتظار,قصر كاغذي,اگه عشق همينه,دختر ايروني,شيطنت.كنسرت اندي براي آلبوم بيقرار با موفقيت تمام اجرا شد.وجاي خالي آن شب پيدا نميشد.وعده اي هم پشت در بودند تا بتوانند وارد سالن شوند.در اين آلبوم فرخ آهي هم يار هميشگي اندي بود.وبه او كمك فراواني كرد.و اندي اين آلبوم و تمام آلبومهاي خود را در استديو فرخ آهي ضبط ميكند.در اين آلبوم بود كه مردم با دختري آشنا شدند كه هميشه با اندي بود واندي از او به عنوان صداي دوم استفاده ميكرد.او شيني ريگزبي بود.دختري امريكايي و علاقه مند به فرهنگ ايراني و زبان فارسي.شيني در حال حاضر خود خواننده شده ولي هر چه دارد از اندي است.از آن زمان به بعد اين دو همه جا با هم بودند وخود اندي هم در جايي اعلام كرد شيني دوست دختر اوست.اندي همه جا از گروهش تعريف كرده و عنوان كرده من بدون روهم هيچ هستم.فروتني هميشگي ايرانيها.بعد از موفقيت بي سابقه اين آلبوم اندي آلبوم ليلي را وارد بازاركرد.باز هم از شركت كلتكس.كه با چند هنرمند ديگر هم همكاري كرد.بيژن مرتضوي,حسن شماعي زاده وغيره.با آن عبارت زيبا در اول آهنگ ليلي:هر كس در زندگي يك ليلي دارد و اين ليلي من است.تمام اينها نشان ميدهد اندي در تمام اين سالها عاشق بوده.عاشق چه كسي اين را هيچ كس نميداند.در كنار اندي عليرضا امير قاسمي هم براي او ويدئو هاي زيبا ميساخت. بعد از اين آلبوم اندي آلبوم تنهايي را از شركت كلتكس به بازار ارائهhttp://www.taranehha.com/andy/andy4.jpg داد.شعرها از پاكسيماي نازنين ويدئو از كوجي زادوري و امير قاسمي ,ضبط از فرخ آهي ,گروه اندي باز هم او را ياري ميدهند.آهنگ زيباي تنهايي,چشماي ناز ,جاده هاي احساس,ناز ناز ,خوشگل محلمون, به قدري اين آهنگها گل كرد كه ورد زبان همه شده بود.هر پسري كه ميخواست با دختري دوست شود آهنگ ناز ناز را برايش ميخوند.دخترها براي كنسرتهاي اندي سرو دست مي شكوندند.و به قول اندي كه تكه كلام هميشگي اوست :خدا زيادشون كنه.در اينجا بايد بگويم آلبومهاي اندي همه دوازده يا چهارده آهنگ دارد.برعكس تمام خواننده ها .كه اين هم هزينه زياد تري ميخواهد هم پول بيشتري.در آلبوم تنهايي اندي يك آهنگ را باز سازي كرد كه آن را براي مادرش ساخته بود.زماني كه مادرش ايران بوده و اندي امريكا مادرش دچار عارضه مغزي ميشود و اندي در آن حال شعر اين آهنگ را مينويسد و آن را در بدترين شرايط اجرا ميكند.خوشختانه حال مادرش خوب ميشود وبعدها مادرش عازم امريكا ميشود وتمام كارهاي اندي را دنبال ميكند.تمام مصاحبه ها را زنده نگاه ميكند.اندي هفته اي 2 بار بايد با مادرش غذا بخورد.او پسر خانواده است.بعداز آلبوم تنهايي اندي آلبوم سر سپرده را به مردم عرضه كرد.آلبومي عاشقانه از كمپاني ترانه.شعرها طبق معمول از پاكسيماي نازنين و آهنگها از اندي,منوچهر چشم آذر.توحيد.در اين آلبوم اندي از شاعرهاي جوان هم استفاده كرد.گل اين آلبوم همان آهنگ معروف سرسپرده است.كه پاكسيما شعر آن را گفت و اندي يك نصفه روز آهنگ آن را ساخت.و به گفته خودش اين آهنگ يك هديه از طرف خدا براي او بود.آهنگ تولد به اين شكل ساخته شده بود كه پاكسيما روي جلد كادوي تولد اندي شعر تولد را نوشت و چون اندي خوشش آمد روي آن آهنگ گذاشت.آهنگ من و تو به قدري گل كرد كه اندي مجبور شد در سالن زيباي پلس لس آنجلس كنسرت بزرگي اجرا كند.كه از چند روز قبل تمام بليطها فروخته شده بود.در اين كنسرت تمام چهره هاي هنري حضور داشتند.وارطان آواناسيان مدير شركت ترانه,كوجي زادوري,و اكثرخبرنگارها حضور داشتند و موفقيت اندي را تبريك گفتند.كوجي و امير قاسمي ويدئو هاي اين آلبوم را تهيه كردند.به خصوص ويدئوي زيباي سرسپرده.در اين بين بايد گويم اندي گياهخوار همچنين جزو تيم فوتبال هنرمندان هم هست.و تا به حال چندين گل هم زده ، آرزويش هم اينست كه در استاديوم آزادي بازي كند. و در كنار هنر ورزش هم ميكند. بعد از آلبوم سرسپرده نوبت آلبوم بعدي اندي رسيد.جاده ابريشم.آلبومي عاشقانه تر از آلبوم قبلي.اندي خود راجع به اين آلبوم حرفهاي زيادي زده.آهنگها از خود اندي با همكاري حسن شماعي زاده,منوچهر چشم آذر,توحيد,فريبرز حاج نبي.و شعرها اكثرا از پاكسيما.آهنگ شب من به گفته خود اندي در بدترين شرايط روحي او اجرا شد.دوست دختر او براي بار دوم او را رها كرد و اندي در بدترين شرايط روحي اين آهنگ را ضبط كرد.اين آهنگ بعدها در فيلم هاليوودي پرنسس و سرباز در قسمتي از فيلم گذاشته شد.اندي خودش اين آهنگ را به دوست دخترش تقديم كرد.آهنگ فوق الاده تو كه رفتي به قدري سرو صدا كرد كه همه آن را تكرار مي كردند.آهنگ انگليسي اين آلبوم را شيني شعرش را گفت و اندي آهنگ آن را ساخت.اندي يك آهنگ ارمني هم در اين آلبوم دارد.اگر يادتان باشد بچه هاي منطقه 6 در ويدئو نوروز آن سال براي اندي نوار فرستاده بودند كه اندي زودتر آلبوم بعدي را به بازار بدهد.اندي در زمان ساخت اين آلبوم به ارمنستان سفر كرد به همين دليل اسم آن را جاده ابريشم گذاشت.اين آلبوم نشان ميدهد كه اندي سال عاشقانه و سختي را پشت سر گذاشته.چون به گفته خودش او به پاكسيما ميگه:من امسال مثلأ عاشقم آهنگ عاشقانه برايم بگو سال ديگه همه چي خوبه ما با هميم .آهنگي برايم بگو كه همه چيز را نشان دهد.اگر توجه كرده باشيد تمام آهنگهاي اندي به جز چند تا كه انگشت شمار است راجع به دختر و پسر است و به گفته خودش من حرف ديگري به جز دختر و پسر ندارم كه بزنم.بعداز اين آلبوم اندي يك آلبوم دو آهنگه وارد بازار كرد.به نام نونه.كه بازسازي آهنگ زيباي چرا عاشق شدم و يك آهنگ ارمني.بعد از اين آلبوم او آلبوم و قلب من را وارد بازار كرد.كه به 7 زبان زنده دنيا آهنگ خوانده است.از طرف كمپاني آونگ ويك كمپاني امريكايي.اندي يواش يواش خود را وارد ماكت امريكايي ميكند.خودش ميگويد: اين آلبوم جاي خاصي را در قلب من دارد به همين دليل اسم آن را وقلب من گذاشت.و روزنامه ها آن را رمانتيك ترين آلبوم اندي معرفي كردند.آهنگها يكي از ديگري قشنگ تر بود.آهنگ عربي با صداي اندي و راغب علامه خواننده معروف عرب كه بينهايت گل كرد.كه هم شعرش را با هم گفته بودند و هم آهنگش را با هم ساخته بودند.آهنگ ريحان كه خيلي گل كرد با شعر پاكسيما و آهنگ اندي.آهنگ 6و8 يادم مياد.آهنگ زيباي رويا.آهنگ عاشقانه تو نباشي.آهنگ انگليسي كه شعرش را شيني گفت و اندي آهنگش را ساخت.يك آهنگ هندي با دختر خانم هندي.كه بخواهم در مورد هر كدام توضيح بدهم ساعتها طول ميكشد.بعد از اين آلبوم بود كه روزنامه هاي امريكا از اندي به عنوان الويس ايران نام بردند.وبه او لغب الويس دادند.بعد از اين آلبوم محبوبيت اندي در جامعه امريكايي چند برابر شد.با گروهاي بزرگي در سالنهاي مجلل كنسرت گذاشت.با گروه آلابينا در سالن زيباي گريك تيآتر كنسرت گذاشت.به تنهاي 6000 نفر را در آن سالن دور هم جمع كرد و شبي فراموش نشدني براي همه بود.به مناسبت اين آلبوم كنسرت افتخاري در تاور ركوردز گلندل محله ارمني نشين كاليفرنيا اجرا كرد.و جازيست گروه پليس هم آنجا حضور داشت و همكاري آنها از اين به بعد آغاز شد.از همين آلبوم هم يك نمونه وارد ماكت امريكايي كرد .با چند آهنگ اضافه تر. كه آهنگ هتل كاليفرنياي معروف هم در آن بود كه همه ميگفتند از اصلش هم قشنگتر شده.با شعر پاكسيما يار هميشگي اندي.آهنگ تو نباشي به گفته خود اندي غم انگيز ترين صداي ني در ارمنستان هست.اندي براي سومين بار برنده جايزه بهترين خواننده ارامنه شد.استينگ منيجر گروه پليس هم فعاليت خود را با اندي آغاز كرد.اندي با مهارت خاصي به زبان انگليسي موسيقي ايران را به امريكاييها معرفي كرد به طوري كه فوق الا ده اندي رو دوست دارند.اندي تبديل به يك خواننده بين المللي شد.مصاحبه ها در سي ان ان,ان بي سي,سي بي اس,و موفقيت در كنسرتها او را بيش از پيش محبوب كرد .او حالا به آ رزوي ديرينه خود رسيده.با روزي 16 ساعت كار كردن با گروه و دوستان خوب او اين موفقيت دور از دسترس نبود.بعد از اين موفقيت او با دو خواننده بزرگ ديگر عرب آشنا شد.خالد و حاكيم.كه قرار بود توري بزرگ ترتيب دهند براي اجراي كنسرت در سالن زيباي گريك تيآتر.ولي اين برنامه مواجه با 11 سپتامبر شد و با تمام هزينه و زحمتي كه براي اين برنامه كشيده شده بود اندي اين برنامه را لغو كرد.اندي اعلام كرد كه مردم امريكا را مانند ايرانيان دوست دارد و خود جزو شهروندان امريكايي هست و به دليل احترام كنسرت را لغو كرد.جالب اينجاست كه شيني ميهمان افتخاري تمام كنسرتهاي اندي است و همراه او برنامه اجرا ميكند.اندي در اين بين يك آلبوم وارد بازار كرد با همكاري پاكسيما,حميد,و پيروز.كه در حقيقت آلبوم پاكسيما بود با شعرهاي او واز دوستان خود دعوت كرده بود با او همكاري كنند.كه واقلأ اندي در اين آلبوم براي پاكسيما سنگ تمام گذاشت. tehrandata Friday 6 July 2007-1, 06:01 PM نام : کامرون کارتیو متولد : نهم ـ آوریل ـ سال ۱۹۷۸ خانواده : پدر و مادر ـ برادر بزرگتر ( الک کارتیو ) ـ خواهر کوچکتر محل زندگی : استکهلم سوئد فیلم مورد علاقه : گلادیاتور ـ تروی غذای مورد علاقه : pasta carbonara ورزش مورد علاقه : تنیس کامرون کارتیو در نهم آوریل سال ۱۹۷۸ در ایران ـ تهران متولد شد . در سن ۷ سالگی با خانواده اش به اسپانیا مهاجرت کرد و بعد از مدتی نیز به سوئد رفتند ! در سوئد در سن ۱۳ سالگی کار هنری خود را با نواختن پیانو آغاز کرد و در نواختن پیانو به موفقیت هایی دست یافت . سپس او به گروه هیپ هاپ محله خود ملحق شد و بعد از آن برای مدتی نیز با آرش همکاری های کوچکی داشت ! (( آرش و خانواده کارتیو در یک محله زندگی میکردند !! و با هم دوست بودند ! )) و نیز بعد از آن کامرون کار خود را با نوازندگی استدیویی و نوشتن آهنگ و ملودی ادامه داد و سرانجام در سال ۲۰۰۳ هنرمندی شد که دیگر حالا به صورت انفرادی و تک نفره میخواند در طول آن سالها منبع الهام او هنرمندان دهه ۸۰ و ۹۰ بودند و بطور کلی تحت تاثیر هنرمند فرانسوی Jean Michel Jarre و گروه آلمانی Modern Talking بود . اولین آهنگ تک نفره کامرون به نام Roma از آلبومش به نام بدون مرز ( Borderless ) توسط خود کامرون نوشته و اجرا شد و جالبه که بدونید این آهنگ به طور کلی دارای هیچ مفهوم کلی و خاصی نیست و در این ترانه کلمه هایی وجود دارند که معنی مشخصی ندارند و کسی جزء کامرون معنی آنها را درک نمی کند ! در هر صورت این آهنگ و در ادامه آلبوم وی که شامل ۱۱ آهنگ می باشد توسط شرکت Sony BMG تست و پذیرفته و در نهایت تهیه شد و آهنگ Roma به مدت هفت هفته در جدول Top 10 سوئد در میان پر فروش ترین ها قرار داشت . دومین آهنگ وی با نام Henna به صورت دو نفره و با همکاری خواننده مشهور عرب > خالد < تهیه و اجرا شد که داستان چگونگی همکاری این دو نیز تا اندازه یک داستان طولانی است .! کامرون در سوئد عاشق دختر همسایه خود به نام Henna می شود و این دو برای مدتی نیز با هم دوست بودند اما بعد از مدتی بنا به دلایلی هنا به همراه خانواده اش مجبور به ترک سوئد میشوند و از آنجا که این مهاجرت نا خواسته بود در نتیجه آنها هنوز مقصد و محل زندگی خود را انتخاب نکرده بودند و همین موضوع باعث شد که ارتباط کامرون با هنا قطع شود و از آنجا که هنا از طرفداران سر سخت خالد ( خواننده عرب ) بود کامرون برای نشان دادن عشقش به هنا با خالد ارتباط بر قرار کرد و توانست موافقت خالد را برای همکاری جلب کند و نتیجه این همکاری آهنگ هنا شد تا شاید به این وسیله کامرون بتواند عشق گم شده خود را باز یابد . در هر صورت کامرون همچنان به کار هنری خود ادامه خواهد داد و امید به روزی دارد که به عنوان یک هنرمند مردمی پذیرفته شود و بتواند با موزیکش شادی و سعادت را به شنوندگانش هدیه دهد و آرزو دارد که پیام آور موزیکی بدون مرز باشد ! تینا. Saturday 7 July 2007-1, 08:46 AM ممنون خیلی جالب بود خسته نباشید mina scorpion Saturday 7 July 2007-1, 01:34 PM bacheha mamnooon az zahamatetoon سحر69 Wednesday 11 July 2007-1, 12:52 PM میشه برا من بیوگرافی نوید و امیدو بذارین. ممنونم . سحر69 Tuesday 17 July 2007-1, 04:34 PM واقعا خیلی ممنونم که گذاشتین............................. خوبه یه روز محتاج شما شدیم ها .......................... سحر69 Tuesday 17 July 2007-1, 04:42 PM بیوگرافی نویدوامید نويدواميداخوان درايران وتهران متولدشدندوبه دليل جنگ ايران وعراق مجبوربه ترك ايران شدندآنهاابتدابه لوسانجلس رفتندامابعدتصميم گرفتنددرآلمان زندگي كنندآنهادردنيايی كه باموسيقي احاطه شده بودبزرگ شدند نويدكاربرروي صحنه راازسن8سالگي شروع كردتازمانيكه اوتوانست درمسابقه رقص بين المللي مقام نيزبياوردوسپس عشق وعلاقه اوبه موسيقي وشعراورابه نوشتن شعروغزل بااميدبرادرش الهام بخشيد. علاوه برخوانندگي نويدبه عنوان شغلش يك هنرپيشه موفق است كه براي بازي زيبايش درفيلم the friend بهترين هنرپيشه ونامزذدريافت جايزه شدكه عكس هايي ازاين سريال رادرپست قبل مشاهده ميكنيداين سريال درسال 2003ازتلويزيون داخلی آلمان پخش شد. بازي بسيارروان وراحت وغيرمصنوعي نويدجلوي دوربين درتمام ويدئوكليپ ها بخوبي بيانگراين مطلب ميباشدكه دراين زمينه قبلاكارنموده امادرتمام كليپ ها ميتوان آثارجوصحنه ودوربين رادربازي اميدديدواينكه حركات اوكمي باشك وتصنعي ميباشدونميتواندبخوبي به اجرامقابل دوربين بپردازداماكارگرداني جالب وموضوعات جالب كليپ هابه رهبري نويدنيزازاو(اميد)يك بازيگرخوب ساخته وتمام طرفداران راتوانسته جذب كندبه طوريكه نويدباقراردادن اميددرموقعيت هايي كه ازتوان كاري اوساخته است تاحدودي توانسته بيننده رادرنابازيگربودن اميدگول زند مثلادرويدئوي تنهام نذاراواميدراپشت فرمان ماشين درواقع به نوعي پنهان نموده وباتوضيحاتي كه قبل ازفيلم برداري به اوداده بسياراوراآماده ودرفضاقراردهد خوب اينهم بيوگرافي نويدواميدعزيزكه قولش رابه همه داده بوديم ودرحال حاضردركمترين سايتي قابل دسترس است تا پست سحر69 Tuesday 17 July 2007-1, 04:45 PM چطوره خوشتون اومد؟ The Howler Tuesday 7 August 2007-1, 12:57 AM ممنون عالی بود نوشین سحر69 Friday 10 August 2007-1, 02:46 AM چه عجب بالاخره یکی این پستو خوند. spring Monday 13 August 2007-1, 05:58 PM محمد اصفهانی روز چهاردهم تیر ۱۳۴۵ در تهران زاده شد و تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در بهترین مدارس تهران بپایان رساند. http://king-p30.persiangig.com/image/parsifa/bazi%20mobil/pic/bestesfahani.jpg سپس با شرکت در کنکور سراسری و اخذ رتبه ۱۷۸ به دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی ایران راه یافت و در سال ۱۳۷۶ دانشآموخته گردید وی همزمان با تحصیل علم به کسب هنر نیز اهتمام ورزید. محمد اصفهانی موسیقی ایرانی را با بهره مندی از مکتب محمدرضا شجریان و شاگرد برجستهاش علی جهاندار آموخت. سپس از استادانی چون: همایون خرم، فریدون شهبازیان و بابک بیات در زمینه تصنیفخوانی و ترانه و زیباییشناسی در الحان موسیقی ملی ایران بهره برد. spring Wednesday 15 August 2007-1, 01:17 PM حمید عسگری خواننده محبوب و دوست داشتنی پاپ توانست در دنیای موسیقی غوغایی به پا کند . او با احساس و دلش زندگی می کند . http://hamidaskari57.blogfa.com/Photo/h/hamidaskari57.jpg حمید عسگری متولد 20 مهرماه 1357 است در شیراز به دنیا امده و بزرگ شده اصفهان است و در حال حاضر به همراه دوستش میلاد ترابی (( که اهنگساز است )) در تهران زندگی می کند . http://jendj-aligator.memebot.com/Hamid-Askari/Hamid-Askari.jpg دو خواهر به نام پریسا (دانشجو) و مریم (پشت کنکوری) و بک برادر به نام سعید که در لوس آنجلس زندگی می کند. تحصیلاتش ربطی به موسیقی ندارد او کارشناس مدیریت صنعتی است . مجرد است و هنوز فرد مورد علاقه اش را پیدا نکرده است و معتقد است ازدواج باعث به ارامش رسیدن انسان ها می شود . از دوران نوجوانی به موسیقی علاقه ی خاصی نشان می داد بعدها با کمک دوستانش گروه کوچک موسیقی به صورت نیمه حرفه ای تشکیل می دهند و کم کم کار به تولد گروه جوان مهرگان می انجامد که بار ها موفق به اجرای کنسرت برای سازمانها و نهادهای مختلف شد بود گردید اما از انجا که حمید عسکری روحیه ای خاص داشت از گروه جدا شد و به تنهایی به آهنگ سازی پرداخت و با استعداد و حس زیبایی که در کارهایش از خود نشان داد جای خود را میان خوانندگان و آهنگ سازان پیدا کرد و توانست با شرکت پویا موزیک قرارداد همکاری ببندد که نتیجه ی زحماتش آلبوم موفق کما بود.البته باید اضافه کرد که او آهنگهای بسیار زیبایی برای خوانندهای مورد توجه و پر طرفدار نیز ساخته است که جزو پروندی درخشان کاری حمید عسکری میباشد. اوایل که البوم او به بازار امد خیلی ها به اسم شادمهر عقیلی فروختند در صورتی که او کسی نبود جز حمید عسگری . رنگ و جنس صدای حمید و شادمهر تا حدی به هم شباهت دارد و این شباهت به نفع او تمام شد . او می گوید : هیچ کس در توانایی های شادمهر شکی ندارد البته شباهت صدای من و شادمهر چیز طبیعی در عالم موسیقی است چرا که صداها در عین تفاوت ها شباهت های زیادی به هم دارند . صدای سیاوش شمس را هرگز فراموش نمی کند و صدای محمد علیزاده رو خیلی دوست داره . غذای مورد علاقه حمید عسگری قیمه های مادرش است . او اصلا اهل اشپزی کردن نیست . وقتی غمگین است می خواند . صمیمی ترین دوست حمید عسگری میلاد ترابی است . یک زمانی عاشق بوده است . با ترانه هایی که خودش گفته ارتباط بیشتری برقرار کرده است چون ترانه ها را با توجه به شرایط روحی خودش گفته است . از میان ترانه ها " ترانه بازم دلم گرفته چند روزی که رفتی رو خیلی دوست دارد . در صدایش غم خاصی وجود دارد . نقطه ضعف حمید عسگری این است که زود عصبانی می شود البته عصبانیت های او 5 دقیقه است بعد چنان ارام می شود که انگار نه انگار اتفاقی افتاده است . نقطه قوت حمید هم این است که بی هیچ چشمداشتی احساسش را نثار دیگران می کند انقدر که طرف بی نیاز از محبت می شود . http://www.iransong.com/images/singers/2724573.jpg سحر69 Thursday 16 August 2007-1, 08:55 AM مرسی بهار خانوم ممنونم صداش خیلی شبیه شادمهره spring Thursday 16 August 2007-1, 01:09 PM آره از نظر من هم همینطوره.خواهش می کنم عزیزم. The Howler Monday 20 August 2007-1, 12:07 PM یه سایت در واقع وبلاگ میگم برای عاشقان نوید و امید مثه خودخودم www.omid-navid.blogfa.com سحر69 Tuesday 21 August 2007-1, 08:47 AM مرسی ممنونم اگه میتونی بیوگرافی کاملشو پیدا کن. The Howler Tuesday 21 August 2007-1, 10:04 AM بیوگرافی کاملش جایی ننوشته زیاد نیست بیوگرافیش ولی عکسو غیره دارم برات توپ The Howler Tuesday 21 August 2007-1, 10:09 AM بچه ها نوید و امید نه اهل سیگار و نه اهل مشروب هستند. دوست دختر هم ندارن. The Howler Tuesday 21 August 2007-1, 10:10 AM نوید و امید اخوان در تهران به دنیا آمدند .خانواده ی آن ها به خاطر جنگ ایران و عراق ایران را ترک کردند و به لوس آنجلس رفتند اما چندی بعد برای زندگی به آلمان رفتند.نوید و امید با موسیقی بزرگ شدند.مادر آنها یکComposer و پدر آنها(جواد اخوان) Manager بود که به آنها اجازه می دانند در زندگی کاریشون شریک باشند. نوید از 8 سالگی اجرا روی صحنه را شروع کرد.وقتی نوید اولین جایزه را در 5 مسابقه ی بین المللی رقص گرفت علاقه اش به موسیقی او را به شعر و آهنگ سازی به همراه برادر کوچک ترش(امید) ترغیب کرد.نوید به جز خوانندگی بازیگر موفقی است که به خاطر بازی در فیلم آلمانی FREMDER FREUND به معنی THE FRIEND به عنوان بهترین بازیگر نقش اول شناخته شد.سبک موسیقی نوید و امید ترکیبی از R'n'B و POP و HIPHOP است که به ساز ها و ملودی های ایرانی اضافه شده.این اولین باری است که موسیقی ایرانی به اینصورت دیده شده .این دو برادر در سال 2004 ساخت اولین آلبومشان(فریاد) را شروع کردند . پس از 3 سال کار سخت, آنها با کمپانی آونگ در آمریکا قرارداد بستند همان کمپانی که آلبوم ''حسرت پرواز'' ابی را بیرون داد و نوید و امید شانس بزرگی برای اجرای ریمیکس آهنگ گریز داشتند که موزیک ویدئوی منحصر به فرد آن به نویسندگی و تهیه کنندگی و کارگردانی نوید ساخته شد.فرصت خواندن در کنار خواننده ی مورد علاقه شان ابی , رویایی بود که به حقیقت پیوست The Howler Tuesday 21 August 2007-1, 10:10 AM عکساش هیچکودوم نمیاد The Howler Tuesday 21 August 2007-1, 10:10 AM گفتگویی با نوید جآن: نوید جان چه رنگی را دوست داری؟ سیاه.قرمز.سفید به چه زبان هایی حرف میزنی؟ پرشن.جرمن.اینگیلیش چند سال داری؟ ۲۷ ایا ازدواج کردی؟ نه تا چند سالگی در ایران بودید؟ ۴سالگی ایا با کامران و هومن در ارتباط هستی؟ بله با هم دوست هستیم The Howler Tuesday 21 August 2007-1, 10:11 AM راستی تولد نوید عزیز هم روز 24 خرداد است The Howler Tuesday 21 August 2007-1, 10:22 AM امیدوارم کافیت باشه تا بینم میشه عکساشم بذارم The Howler Tuesday 21 August 2007-1, 10:23 AM http://i12.tinypic.com/6f9byf6.jpg این تیکه ی تجلیل از بازی نوید توی تئاتر اون کت نارنجیه که خیلیم شیطونه The Howler Tuesday 21 August 2007-1, 10:31 AM http://i11.tinypic.com/540ke0z.jpg اینم بازی نوید تو تئاتر The Howler Tuesday 21 August 2007-1, 10:32 AM http://i18.tinypic.com/63mz4tc.jpg بازم تئاتر The Howler Tuesday 21 August 2007-1, 10:37 AM http://i9.tinypic.com/5x91ybk.jpg اینم زیبا ترین عکس نوید جون سحر69 Thursday 23 August 2007-1, 11:12 AM مرسی ایدا شيماـ3000 Thursday 23 August 2007-1, 11:16 AM خسته نباشي . ممنون مهربان Friday 24 August 2007-1, 03:33 PM مصاحبه ايي با شهرام ناظري و پسرشان حافظ اركستر فيلارمونيك لس آنجلس ميزبان صداي شهرام ناظري و پنجه هاي حافظ ناظري خواهد بود. اين كنسرت به دنباله سري كنسرتهاي ناظري در معرفي راه مولانا به جهانيان است. براي بسياري روشن است كه سه دهه تلاشهاي شهرام ناظري در راه معرفي نگاه و جهان بيني مولانا در موسيقي اصيل ايراني بود كه باعث شد تب مولانا جهانگير شود. http://irapic.com/uploads/1188035070.jpg به خوبي به ياد دارم كه بيست سال پيش در لندن كنسرتهاي اصيل ايراني و مقاله هائي كه درباره آنها در جرايد انگليسي نوشته ميشد توجه نسل خاصي از بريتانيائي ها رو به مولانا جلب كرد. و اكنون توجه جرايد لس آنجلس به سوي كنسرت جمعه شب ناظري ها خواهد. آواز و موسيقي اي بسيار متقاوت كه نتيجه سالها سركشي از تكرار است. در گفتگوئي كه با شهرام ناظري و فرزندشان حافظ كه اكنون در لس آنجلس به سر ميبرند داشتم، از حس متفاوت اين اثر باخبر شدم. شهرام ناظري از اتفاقات يكسال گذشته در زمينه راه هنريش خرسند بود و در گفتگوي تلفني اي كه داشتيم چنين گفت: شهرام ناظري: اين نشان را در سال ۲۰۰۶ به من دادند. "نشان شواليه" كه بزرگترين نشان فرهنگي فرانسه است و به هنرمنداني مي دهند كه جهش و حركت تازه اي را به وجود آورده اند. علت اعطاي اين نشان هم سي سال معرفي مولانا ( رومي ) به غرب و تاثير موسيقي من بر روي طيف گسترده اي از آنان ذكر شده بود. آقاي ناظري، من در زمان نوجواني مولانا را از زبان شما شنيدم. فكر مي كنيد نتيجه كار شما در فرهنگ ايراني چه بوده؟ به طور كلي ريشه رفتن به دنبال مولانا اين بود كه دنبال يك سري لحن هاي گمشده حماسي آواز بودم. وقتي كه يك سرنخ به دست آوردم متوجه شدم فردوسي و مولانا، بيشتر آن حس را جواب مي دهند كه در نهايت شد اين. كاري بود كه به دنبالش رفتم و تحقيق كردم. اين علت باعث شد كه من به مولانا روي بياورم. البته زماني كه من شروع به خواندن اشعار مولانا كردم اساتيدم مخالفت مي كردند اما آرام آرام اين نوع اشعار هم جا افتاد. زماني كه جوان بودم يكي از اشعار مولانا را براي استاد بنان خواندم و ايشان با تعجب گفت: "اينها چيه؟ اين كلمات قلنبه سلنبه صداي آدم رو خراب مي كنه. پسر جان شما دنبال غزل هاي ظريف بگرديد." اما گفتم اين كلمات اسطوره اي هستند و من جوان رو ميتواند ارضا كند. البته خيلي از خواننده ها هم با اين كار و طرز تفكرم مخالفت مي كردند. اما بعد از مدتي ديگران هم شروع كردند به خواندن اشعار مولانا. الان بعد از سي سال آيا از نتيجه كار راضي هستيد؟ بله. نتيجه اش اين است كه خيلي از خواننده ها اشعار مولانا را مي خوانند. حتي خواننده هاي خارجي مانند مادونا! ما يك دوره اي در ايران داشتيم كه همه "رومي زده" شده بودند. دوره اي كه شعر مولانا را بر روي آهنگ قاجار مي گذاشتند و مي گفتند عرفاني شده. نظر شما چيه؟ اصولاً وقتي كسي يك پديده هنري به وجود مي آورد و پايه گذاري مي كند، وقتي اين راه يك مقدار مورد استقبال و علاقه اجتماع قرار مي گيرد، طبيعتاً يك سري كه "دلال صفت" يا مقلد هستند، براي اينكه از غافله عقب نمانند بدون اينكه جوهره و هدف دروني اين كار را درك كنند، آن را انجام مي دهند. شايد اين كار در كوتاه مدت جواب بدهند اما اجتماع در طولاني مدت آن را قبول نمي كند. فكر مي كنيد اشعار مولانا تاثيري هم در نوع موسيقي ما گذاشته؟ زماني كه بخواهيد شعر مولانا بخوانيد، بايد با فرهنگ مولانا آشنا باشيد. فرهنگي حماسي كه پر از فراز و نشيب است. بنابراين هر سازي در موسيقي استفاده بشود بايد روح ديگري در آن دميده بشه. روحي كه مطابق باشد با آن فرهنگ حماسي. فكر مي كنيد چرا بعد از صدها سال خاموشي درباره مولانا،اخيراً درباره اش زياد صحبت ميشه؟ به دلايل تاريخي كلاً در موسيقي ما مولانا و فردوسي كنار گذاشته شده بودند. فلسفه و تفكر بسيار عميقي كه پشت سر مولانا است در غرب آرام آرام دوانده شد. در زندگي ماشيني امروز هم حس و نيازي به يك آرامش و پيوند با آفرينش احساس شده و همين علت نياز، باعث شد مردم به سمت مسائل دروني و معنوي بروند و خود به خود در اين حالت به سلطان عشق كه مولانا است برسند. به همين خاطر هم كتاب هاي مولانا امروزه از پر تيراژترين كتاب هاي دنيا شده. حافظ ناظري از كودكي با موسيقي و شعر ناب آشنا شده . نگاه متفاوت اون نسبت به موسيقي اصيل ايراني را مي توان در اجراي ساده و لطيف سه تاري كه در سن ۱۹ سالگي ضبط كرده ، شنيد. او اكنون با آشنائي كاملي كه به خصلت سازهاي كلاسيك غرب و سازهاي اصيل ايراني دارد حس متفاوتي را به موسيقي تلفيقي ارمغان آورده است. در كارهاي مشتركي كه با پدر خود ضبط كرده به نيت اصلي شهرام ناظري كه بازسازي لحنهاي كهن ايراني است، دست يافته است. حافظ در حال تمرين با نوازندگان بود كه از او خواستم برايمان از ساخته هايش كه در اين كنسرت اجرا خواهد شد بگويد: حافظ: اين كنسرت ادامه هدف من براي شناساندن موسيقي ايران به جهان است. به همين خاطر سعي كردم كه نقاط مشترك موسيقي ايران و شرق را با موسيقي كلاسيك غربي آميخته بكنم و در اجراها به كار ببرم. حافظ، چطور افكار مولانا را در ساخته اي كه داري نشون دادي؟ من سعي مي كنم به مفهوم اشعار توجه بكنم و طبق آنها سعي كنم يك فضاي سورئاليستي و تجسمي خلق كنم. اين موسيقي سعي مي كند به شكل يك تئاتر به صورت زنده دربيايد. حتي كساني كه زبان فارسي را متوجه نمي شوند به دليل همين برخورد خيلي از قسمت هاي موسيقي را درك مي كردند. البته اين روزها اشعار مولانا خيلي باب شده و خيلي ها اشعارش را مي خوانند، اما مهم اين است كه شما بتوانيد حق مطلب را ادا بكنيد. مثل اينكه قراره با آقاي شهرام ناظري هم چند آهنگ دو صدايي اجرا بكنيد؟ بله. مردم "شهرام ناظري" دوم نمي خواهند، براي همين من با نوع و طرز تفكر خودم موسيقي را اجرا مي كنم و هميشه ما به عنوان دو خواننده متفاوت خواهيم بود. اين روشي بوده كه در خانواده ما اجرا شده. آيا اين كنسرت قراره ضبط و پخش بشه؟ متاسفانه به علت عدم حمايت مالي، حتي از ايران موفق به ضبط اين كنسرت نخواهيم شد. موفق باشيد The Howler Saturday 25 August 2007-1, 11:47 AM خواهشششششششششششش The Howler Tuesday 28 August 2007-1, 10:24 AM اگه گفتید این دوتا کین؟ http://i10.tinypic.com/5zm54k9.png شيماـ3000 Tuesday 28 August 2007-1, 10:32 AM نمي شناسم . اذيت نكن . خودت بگو . The Howler Tuesday 28 August 2007-1, 10:35 AM نوید و امید کوچیکیاشونن یکیش همینه که تو امضامه یکی دیگشم 2 دقیقه پیش تو امضام بود ورش داشتم سحر69 Tuesday 28 August 2007-1, 10:38 AM این دو تا جون منن قربونشون برم بودن البته الانم نارن یاور همیشه مومن Tuesday 11 September 2007-1, 04:05 PM من واقعا تعجب کردم که فاروم به خوبی یه تاپیک به اسم داریوش نداره.... واقعا متاسف شدم.... امیدوارم اینجا طرفدارای داریوش زیاد باشن.... خلاصه اینکه طرفدارای داریوش بیان تووووووو:::::>>>>> یاور همیشه مومن Tuesday 11 September 2007-1, 04:08 PM شرح تولد صدای داريوش اقبالي (سالار عاشقان) ميان انچه بايد باشد و نيست عجب فرسوده ديواريست دنيا داریوش برای اولین بار در 9 سالگی روی صحنه رفت ، یعنی زمانی که به مدرسه می رفت ،البته آن زمان داریوش ارکست نداشت و با یک میکروفن ساده شروع کرد. داریوش کلاس دوم ، سوم دبستان را در شهر آرا گذراند و اولین بار در همین مدرسه به روی ص رفت. کلاس ششم را در شهر کرج گذراند.اما از همه مهمترکلاس هفتم ، هشتم و نهم را در دبیرستان فارابی گذراند و معلم او که آذری زبان بود ، برنامه هایی در سالن های تربیت بدنی ترتیب می داد که داریوش در آن سالن ها ایفای نقش می کرد. مدتی بعد داریوش به تهران آمد ، در دبیرستان مدائن شروع به ادامه ی تحصیل کرد ، که چندی نگذشت که به خاطر انشای خیلی صادقانه ی خود از مدرسه اخراج شد. وی بعد از آن موضوع به دبیرستان آزادگان که در نارمک قرار داشت می رود و به ادامه ی تحصیل می پردازد و بعد از اتمام درس، خوانندگی را به طور حرفه ای آغاز می کند و توسط آقای حسن خیاط باشی راهی تلویزین می شود و با آقای فرشید رمزی که در آن زمان کارگردان تلویزیون بود، شروع به همکاری می کند. از آنجایی که در آن زمان مملکت پارتی بازی بود، داریوش را به خاطر یک برخورد زوری که می خواستند بکنند ؛ از تلویزیون اخراج کردند که در آن موقع شاید تنها یکی دو آهنگ از داریوش پخش شده بود . بعد از آن با ایرج جنتی عطائی آشنا شد و با او به راهش ادامه داد . بعد از ایرج با هنرمندانی چون حسن شماعی زاده(آهنگساز چشم من ، دستای تو و...) ،بابک بیات (آهنگسازخونه ،بن بست و ...) و اردلان سرفراز ( آلبوم گلایه ها ) کار کرد . مهمتر از همه به قول داریوش استاد تمام خواننده ها "پرویز مقصدی" که پایه گذار موسیقی نوین در ایران بود ، همکاری کرد.(نفرین نامه) داریوش در همین زمانها بود که با کیوان و افشین آغاز به همکاری کرد که در آن زمان گروه شش و هشت بر سر زبان ها بود . نلی ، آلیس ، ماسیس ، اونیک از جمله هنرمندانی بودند که در آن گروه ایفای نقش می کردند. داریوش در همین دوران بود که در اوج جوانی و مشهوریت به خاطر یک سری مسائل که در رابطه با کارهایی که ضبط و پخش شد ، مثل : بوی گندم ، بن بست ، جنگل ، علی کنکوری و حتی خونه و چند تا کار دیگر از اردلان سرفراز، مجموعه کارهایی بود که بر انگیخته شدن رژیم سابق شد و ساواک هم برای مدتی بد جوری پاپیچ شده بود و برای داریوش خیلی غیر باور بود که در این مملکت بهخ خاطر یک سری آهنگ و ترانه باید مورد باز پرسی قرار گیرد . شاید همین عامل بود که باعث شد داریوش بیشتر جریح تر شود و مسیر خود را هرچه محکمتر طی کند. اولین ترانه ای که داریوش اجراء کرد ، در سن 17 سالگی بود ، که ساخته ی خود داریوش و شعر زیبای علی گزرسه بود و این ترانه نامی نداشت جز " پیمان شکسته" چیزی که همیشه داریوش را در کنسرت ها رنج می داد ، رفتار پلیس ها و بادی گاردهای برگزار کننده کنسرت ها بوده که نه تنها با مهمان نوازی برخورد نمی کردند بلکه خشونت آنها نسبت به هموطنان عزیز باعث شده است تا عشق حاکم بر سالن های کنسرت کم رنگ تر بشود. لازم به ذکر است که داریوش 2 یا 3 سال از تحصیلات دبیرستانی خود را در سنندج و در دبیرستان شاپور آن زمان گذرانده است. و هنوز هم یادگاری داریوش بر روی یکی از درخت های سنندج موجود است. داریوش علت محبوبیت خود را چنین بیان میکند: --سعی کردم خودم باشم ، صادق باشم ،سعی کردم با مردم رو راست باشم ، و این همان رازی است که می تواند هرکس را در قلب های مردم جای دهد. یکی از مسائلی که برای مدتی تیتر اصلی روزنامه ها و مجلات شده بود "پاشیدن اسید روی داریوش هنرمند محبوب ایران"بود که از جایی شروع شد که عشق دستش را به نفرت داد و بانی این حرکت شد و اما این جریان را از زبان داریوش بخوانید. -- یادمه روی صحنه بودم و داشتم ترانه ی نفرین نامه رو می خوندم که یک دفعه احساس کردم که صورتم گرم شد بعد که متوجه شدم دیدم دختر خانمی در یک لیوان آبجو خوری اسید ریخته و روی صورت من پاشیده که خوشبختانه در مجاورت با هوا خاصیت اسید کم شد و آسیب جدی بر من وارد نشد که نمی دانم این عشق بود ، نفرت بود ، چی بود که اون دختر رو مجبور کرد تا اون کار و بکنه . سال 2000 سال رویش داریوش داریوش ادامه داد و ادامه داد تا اینکه از 2000 گفت ، سال 2000 سالی که همه از هم همه های یکی شدن به من شدن نگریستند. ترانه ی سال 2000 که در آن زمان برای مردم غیر باور می آمد و همه زیر لب می گفتند: داریوش از چه می گوید...؟ از سقوط ، از فرار ، از شکفتن فلز و . و . و آری غیر باور بود که در زمانی که اوج محبت بود از سال 2000 بگویی. رسیدیم و رسیدیم و رسیدیم به شب های پر از قصه رسیدیم به سال 2000. وقتی که سال میلادی داشت ورق می خورد ، بودند کسانی که ترانه ی 2000 را زمزمه می کردند و آن لحظه بر داریوش چه گذشت ...؟ اما بر خلاف تصور سال 2000 برای داریوش شروعی دوباره بود ، بهتر بگویم تولدی دوباره. داریوش در این سال میلادی داشت که همراه با میلادش رویید. چیز مهمی که در این سال داریوش توانست از دست آن خلاص شود ، بیماری بود که چندین سال دامن گیر او بود "اعتیاد". بیماری که امروزه دامن گیر جامعه ما شده ، . اما هنر مندانی چون اردلان سرفراز ، ایرج جنتی عطائی ، فرید زولاند و ... از داریوش گفته اند که شنیدن حرفهای آنان خالی از لطف نیست. داریوش از زبان اردلان سرفراز(نقل قول) --من افتخار این را دارم که در حدود 35 سال است با داریوش کار می کنم و در طی این مدت بهترین کارهای خود را که البته با صدای داریوش و اشعار زخم دار آقایان اردلان سرفراز ، ایرج جنتی عطائی و شهیار قنبری می باشد را ساخته ام . داریوش به نظر من کسی هست که اعتبار مو سیقی ماست ، اعتبار ترانه هست ، ترانه بیدار و داریوش کسی هست که با صداش حقیقت را به رخ می کشد ، درد او درد مردم هست و درد ترانه سرا و آهنگساز را خوب می داند و به صورت درست و به صورتی که لازمه به مردم ارائه میدهد. داریوش کسی هست که ترانه را از صورت گل و بلبل و از صورت کوچه و بازاری به صورت جدی و اجتماعی در می آورد و مسائل اجتماعی و سیاسی را بیان می کند و داریوش به نظر من بهترین پیام دهنده ترانه است . و من خودم از نظر احساسی و کاری وقتی که برای داریوش کار می کنم ، صدای او ، رفاقت او ، صداقت او ، در وجود و احساس من وجود داره و صداش در گوشم می خونه و برایش آنگی رو می سازم که در وجود من به وسیله ی صدای او نواخته می شود و این را هم می دونم که این پیام به طور صحیح به دست مردم و گوش مردم می رسه. حرف جناب زولاند حرفی است که از ۳۵ سال همکاری سر چشمه می گیرد ~۳۵ سال دوستی*عشق و.و.و اما مسئله ای که همه را حیرت زده کرد ... درخشش داریوش در سینماست ، بله سینما . داریوش با بازی در دو" فیلم فریاد زیر آب" و" یاران" توانست در دنیای هنرپیشگی نیز خود را محک بزند آن هم چه محکی...! در فیلم فریاد زیر آب که شاید بتوانم بگویم بارها و بارها این فیلم را دیده ام ولی هر بار دیدن آن تازگی خاصی برای من داشته و توانسته است ارتباط جدیدتری با من برقرار کند نیازی به خلاصه گویی داستان فیلم نیست چون می دانم برای یک بار هم که شده ، آن فیلم را دیدید و می توانم حدس بزنم که پرده به پرده ی این فیلم را حفظ هستید . اما مسئله ای که به واقعیت گرایی فیلم کمک می کند تطبیقی از دنیای امروزی و دنیای لیلی و مجنونی سناریو است که در این فیلم دردهای جامعه به کنار رفته وعشق به میان می آید . داریوش علاوه بر ایفای نقش در این دو فیلم در بسیاری از فیلم ها با صدای خود توانسته است به فروش بیشتر آن فیلم کمک کند ، که باز هم هنر داریوش است که من و تو را به پای گیشه بلیط فروشی می کشاند. داریوش از زبان اردلان سرفراز(نقل قول) -- در مورد داریوش من یک کتاب 35 ساله می دونم ، ولی مختصر می کنم حرفم را و جدای کیفیت های تکنیکی صدای داریوش که باید اساتید موسیقی در موردش سخن بگویند ، در مورد داریوش فقط این را می توانم بگویم که داریوش صدای زخمیه سرزمین ماست . داریوش صدایی بوده که در طول 35 سال پا به پا و همگام ترانه ی متعهد و بیدار ایران قدم برداشته و به قول دوست شاعرم ، آقای فرهاد شیوانی #<< به صدایی می خواهم برسم که گلویش نی خونین شکایت باشد>># که داریوش آن صدایی است که به اعتقاد من و دیگر همکارانم که نقشی در ترانه بیدار و ترانه متعهد و ترانه مولف دارند ، در سرزمین من بار عاطفی این ترانه ها را (داریوش) به بهترین وجه به دوش کشیده و به مردمی که مخاطبین اصلی هر هنر متعهد هستند رسانده و به سعادت کارهای داریوش یک به یک اگر مرور کنیم در کنار ما پای مردانه ایستاده . و این از نظرکیفیت های یک صدای متعهد . در انتها می خواستم بگویم که داریوش واقعیت ترانه راستین و متعهد و ترانه بیدار ایران هست . از آغاز تا به امروز ، ترانه ی ماندنی یعنی آیینه ی رو در روی اجتماع و سرزمین من ، نشانگر تمام کمی و کاستی ها. این بود. می خواهم در پایانزود گذر این گذر بگردیم و رد پایی از یاران بیابیم . در گذر ترانه از ترانه ای گفتیم که در طول خاطرات زندگی گریبان گیر روزهای پر خاطره ی زندگی است ، هربار با دل سپردن به ترانه شاید گذری داشته باشیم بر سکانس به سکانس ترانه ی دیروز اما به تعبیر امروز و در حالی که با خاطره ها زنده می شوی آدما باز تو شب ترانه بازی می کنن ، پس بیا ما هم ترانه بازی بکنیم و از خاطرات ترانه تا فردایی نرسیده گلچینی از باغمون رابه واژه در آوریم ، و در این بازی خودمون رو سهیم بکنیم . هر چند می دانم واژه سازی این گلچین سخت است پس چه بهتر که احساس کنیم و بنویسیم. این بازی پایان ندارد و برعکس یک نفره یا دو نفره نیست هر قدر تعداد بازیکنان بیشتر باشد ، با جرات بیشتری می توان گفت برنده اصلی من و تو هستیم . اما یادمون باشد در دوران بی کسی عاشقانه هایمان که شاید بر لب هایمان خنده ای نشیند گرچه این لبخند گواه تلخی آن روزها را دارد ولی بهتر است از صد هزار بار نفس کشیدن در زندان زندگی دوران بی کسی پاينده باشيد یاور همیشه مومن Tuesday 11 September 2007-1, 04:10 PM اينم یه ترانه اسثنايي يک ترانه عاشقانه هست که به نظر من زيباترين ترانه دنياست و همچين داستاني داره: يک پسر و يک دختر بودند که عاشقانه يک ديگر را دوست داشتند و عشقشون بينظير بود و قصد ازدواج داشتند.تا اينکه مشکلي براي خانواده دختره ايجاد شد و تصميم گرفتند از اون شهر برن با قطار و دختره هم مجبور شده بود تا اون پسرو ترک کنه.تا اينکه روز رفتنشون فرا رسيد و اون پسر هم به زيارت عشقش امده بود و نامه اي با خود به همراه داشت که تحويل دختره بده.وقت رفتن شد و پسر نامه رو به دختر داد و قطار بوقي زد و به راه افتاد پس از چند ثانيه قطار ترمزي کرد و ايستاد و همه مونده بودن چي شده و چه اتفاقي افتاده تا اينکه همه پياده شدن و ديدند که پسري خودشو جلوي قطار انداخته و خود کشي کرده به خاطر دختره.مدتي گذشت و دختر اين نامه را به داريوش داد و اين داستان رو براي داريوش تعريف کرد و داريوش هم اين ترانه رو براي ان دو جوان خوند.و اگه دقت کرده باشيد اخر ترانه ياور هميشه مومن صداي بوق قطار مياد. ياور هميشه مومن اي به داد من رسيده تو روزهاي خودشکستن اي چراغ مهربوني تو شبهاي وحشت من اي تبلور حقيقت توي لحظه هاي ترديد تو شب و از من گرفتي تو من و دادي به خورشيد اگه باشي يا نباشي براي من تکيه گاهي براي من که غريبم تو رفيقي جون پناهي ياور هميشه مومن تو برو سفر سلامت غم من مخور که دوري براي من شده عادت ناجي عاطفه من شعرم از تو جون گرفته رگ خشک بودن من از تن تو خون گرفته اگه مديون تو باشم اگه از تو باشه جونم قدر اون لحظه ندانم که من و دادي نشونم وقتي شب شب سفر بود توي کوچه هاي وحشت وقتي ابر سايه کسي بود واسه بردنم به ظلمت وقتي هر ثانيه شب تپش هراس من بود وقتي زخم خنجر دوست بهترين لباس من بود تو با دست مهربوني به تنم مرحم کشيدي برام از روشني گفتي پرده شب و دريدي ياور هميشه مومن تو برو سفر سلامت غم من مخور که دوري براي من شده عادت اي طلوع اولين دوست اي رفيق آخرمن به سلامت سفرت خوش اي يگانه ياور من مقصدت هرجا که باشه هر جاي دنيا که باشه اون ور مرز شقايق پشت لحظه ها که باشي خاطرت باشه که قلبت سپر بلاي من بود. مهربان Tuesday 11 September 2007-1, 04:36 PM خيلي عالي بود مرسيييييييي.... من که عاشق صداي داريوش هستم و آهنگاش رو خيلي دوست دارم ... مرسي از تاپيک خيلي خوبتون .... یاور همیشه مومن Tuesday 11 September 2007-1, 04:41 PM خواهش میکنم... شما هم اگه مطلبی راجع به سلطان داشتید بزارید... ممنون میشم... The Howler Tuesday 11 September 2007-1, 05:27 PM بیا فقط جاشو درست کردم یاور همیشه مومن Tuesday 11 September 2007-1, 09:59 PM مناجات داریوش با خدا: يارب دل پاک و جان آگاهم ده آه شب و گر يه سحر گاهم ده در راه خود اول زخودم بي خود کن بي خود چو شدم ز خود به خود راهم ده الهي يکتاي بي همتايي قيوم وتوانايي بر همه چيز بينايي در همه حال دانايي از عيب مصفايي از شرک مبرايي اصل هر دوايي داروي دلهايي به تو رسد ملک خدايي خداوندا قسم بر اخترانت به حق و حرمت پيغمبرانت به راز غنچه نشکفته در باغ به درد لاله بنشسته با داغ به پاکي زلال چشمه ساران به عمر کوته يک قطره باران خداوندا قسم بر پاکبازان بلند آوازگان و سرفرازان مرا زين خودپرستي ها رها کن چنان انديشه اي بر من عطا کن که تقديري که از آن ناگزيرم توانم جبر و قهرش را پذيرم ويا عزمي چنان پيگير بخشم که نا تقدير را تغيير بخشم توانايي ده اي باني تقدير که بشناسم ز هم تقدير و تدبير الهي نام تو ما را جواز مهر تو ما را جهاز شناخت تو ما را امان لطف تو ما را عيان الهي ضعيفان را پناهي قاصدان را بر سر راهي موًمنان را گواهي یاور همیشه مومن Tuesday 11 September 2007-1, 09:59 PM الهی.... الهي دانايي ده که در راه نيافتيم بينايي ده که در چاه نيافتيم بنماي رهي که رهنماينده تويي بگشاي دري که در گشاينده تويي من دست به هيچ دست گيري ندهم که ايشان همه فاني اند و پاينده تويي الهي من کيستم که تو را خواهم چون از قسمت خود آگاهم از نعمت خود چو بهره مندم کردي در شکر گزاريت زباني خواهم الهي مکش اين چراغ افروخته را و مسوزان اين دل سوخته را و مران اين بنده نو آموخته را و مدر اين پره دوخته را الهي از نفس بدم رايي ده ازقيد خودم رهايي ده بيگانه ز آشنا و خويشم گردان يعني به خود آشنايي ده یاور همیشه مومن Tuesday 11 September 2007-1, 09:59 PM بغض گيرم كه در باورتان به خاك نشسته ام و ساقه هاي جوانم از ضربه هاي تبرهاتان زخم دار است با ريشه چه ميكنيــــــد گيرم كه بر سر اين بام بنشسته در كمين پرنده اي پرواز را علامت ممنوع ميزنيد با جوجه هاي نشسته در آشيانه چه ميكنيد گيرم كه ميزنيد گيرم كه ميبريد گيرم كه ميكشيد با رويش ناگزير جوانه ، چه ميكنيد تمام بغض قناريها ، صداتو ترسونده اجاق كينه پاييزي ، گلاتو سوزونده تو اون ستاره خاموشي كه خواب تورو برده پيام سرخ شقايقها تو قلب تو مرده چشات مثل شب باروني دلت پر از غم پنهوني مثل پرنده زندوني بخون به ناله دل مثال تيغ گل زردم يه شعر خسته پر دردم ببين كه قايق اميدم نشسته بي تو به گل غم غريب كدوم غروبي كه عطر پاييز گرفته بوي تنت نگات به سوي كدوم ستاره است كه قلب پاره است به زير پيرهنت من و تو چله نشين اين شب پر اندوهيم من و تو سايه غمگين غروب اين روديم چرا به سفره ما ديگر نشاني از نان نيست به خاك غمزده شهرم نمي زه باران نيست تمام بغض قنــــاريها ، صدا تو ترسونده اجاق كيــــنه پاييزي ، گلها تو سوزونده تو اون ستاره خاموشي كه خواب تو رو برده پيام سرخ شقايقــــها ، تو قلب تو مرده چشات مثل شب باروني دلت پر از غم پنهوني مثل پرنده زندوني بخون به ناله دل مثال تيغ گل زردم يه شعر خسته پر دردم ببين كه قايق اميدم نشسته بي تو به گل The Howler Saturday 15 September 2007-1, 03:33 AM ممنون زیباست ولی من اخه داریوشی نیستم ولی زیباست nasim Monday 17 September 2007-1, 10:46 PM واقعاً صداي خفنه دلنشيني داره ، به نظر من چوون متن آهنگهاش يه جورايي سياسي ميزنه واسه شنونده يه جورايي جذابه ... http://www.siscenter.com/Smiley/53.gif satanboy Thursday 27 September 2007-1, 11:52 PM خيلي قشنگ بود satanboy Thursday 27 September 2007-1, 11:56 PM صداي فراتر از صداست یاور همیشه مومن Sunday 30 September 2007-1, 12:24 PM داریوش صدایی که هرگز نمیمیرد.... یاور همیشه مومن Sunday 30 September 2007-1, 12:25 PM زندونی وقتي كه دل تنگه ، فايده اش چيه آزادي زندگي زندوونه ، وقتي نباشه شادي آدم كه غمگينه دنيا براش زندونه ما بين صد مليون بازم تنها ميمونه دنياي زندوني ديواره زندووني از ديوار بيزاره پرنده كه بالش ميسوزه دل غم به حالش ميسوزه آخه مرگه واسش رهايي پرنده كه بالش ميسوزه آدمي كه شادي نداره به خدا آزادي نداره ميكنه زندگيشو زندون آدمي كه شادي نداره دنياي زندوني ديواره زندوني از ديوار بيزاره آدمي كه ميشه شماره روي يه عكس بي قواره ديگه آخه كجا ميتونه سري بين سرا در آره دنياي زندوني ديواره زندووني از ديوار بيزاره هواي قفس كشنده بيرون پر از درنده كجـــــا بره پرنده یاور همیشه مومن Sunday 30 September 2007-1, 12:26 PM یکی از شاهکارهای داریوش: در این بن بست دهانت را ميبويند ، مبادا گفته باشي دوستت دارم دلت را ميپويند ، مبادا شعله اي در آن نهان باشد روزگار غريبيست نازنين ، روزگار غريبيست نازنين و عشق را كنار تيرك راهبند ، تازيانه ميزنند عشق را در پستوي خانه نهان بايد كرد شوق را در پستوي خانه نهان بايد كرد روزگار غريبيت نازنين ، روزگار غريبيست نازنين و در اين بن بست كج و پيچ سرما آتش را به سوختوار سرود و شعر فروزان ميدارند به انديشيدن خطر مكن ، روزگار غريبيست آن كه بر در ميكوبد شباهنگام ، به كشتن چراغ آمده است نور را در پستوي خانه نهان بايد كرد دهانت را ميبويند ، مبادا گفته باشي دوستت دارم دلت را ميپويند ، مبادا شعله اي در آن نهان باشد روزگار غريبيست نازنين ، روزگار غريبيست نازنين نور را در پستوي خانه نهان بايد كرد عشق را در پستوي خانه نهان بايد كرد آنك قصابانند بر گذرگاه ها مستقر با كنده و ساتوري خون آلود و تبسم را بر لب ها جراحي ميكنند و ترانه را بر دهان كباب قناري بر آتش سوسن و ياس شوق را در پستوي خانه نهان بايد كرد ابليس پيروز مست سور عزاي ما را بر سفره نشسته است خداي را در پستوي خانه نهان بايد كرد خداي را ، در پستوي خانه نهان بايد كرد satanboy Wednesday 3 October 2007-1, 12:46 AM سلطان احساس و وطن پرستي nasim Thursday 4 October 2007-1, 01:27 AM http://ax.tirip.com/res/l/9260980.jpg نام : شادمهر نام خانوادگی: عقیلی محل تولد: تهران آثار : بهار من مسافر دهاتی نغمه های مشرقی پرپرواز آدم و حوا خیالی نیست آدم فروش پاپ کرن هفتم بهمن ماه سال 1351 خورشیدی در شهر تهران ( خیابان هاشمی ) متولد شد . خودش دوران بچگیش را اینگونه توصیف می کند : " از بچگی به آلات موسیقی علاقه داشتم و به سمت آنها می رفتم . در کودکی با پیانو آشنا شدم و هشت ساله بودم که ویلن می زدم . ویلن را به عنوان ساز اصلی ام انتخاب کردم چون نواختن آن واقعآ کار دشوار و سختی است . " شادمهر پس از اتمام تحصیلات موسیقیایی خود در هنرستان ملی و پس از آن چندین سال کار نوازندگی برای خوانندگان دیگر تصمیم گرفت تا شانس خود را برای خواننده شدن محک بزند و سرانجام در سال 1376 با بازتر شدن فضای کار برای مو

