| اگر آرزوی میوه ای از بهشت را بکنم آن میوه انجیر خواهد بود |
| حضرت رسول اکرم (ص) |
| (( والتین و الزیتون )) |
| قرآن کریم سوره تین تین به معنی انجیر میباشد |
| انجیر همانند نفت خام است که باید آنرا فرآوری نمود و استفاده بهینه کرد |
| شعار شرکت فرآوری بسته بندی انجیر فارس |
موارد استفاده از انجیر
بهترين راه شيوه استفاده از انجير ، مصرف فرآوري انجير ميباشد چون آسان مصرف مي شود و داراي تمامي خواص انجير نيز ميباشد وبه لحاظ ، كنترل پخت و بسته بندي ، كاملاً بهداشتي ميباشد .
انجير در ميان مـيوه ها از جـايگاه والايـي برخوردار است ,اين ميوه نرم , شيرين وگوشتي باعث بهبود سلامتي مي شود, سرزمين بومي انجير ، خاورميانه است ,اما از زمانهاي باستان به سرعت در حوزه مديترانه گسترش يافت. انجير چهار هزار سال پيش در زمينهاي وسيع كناررود نيل پرورش داده مي شد.هزاران سال است كه انجير يكي از غذاهاي اصلي حوزه مديترانه بوده است. انجير حاوي مقدار زيادي آب و مقداري پروتئين,چربي وهيدروكربنها مي باشد. مهمترين قسمت آن شكر آ ن است كه بـين 50 تا75 در صد محتوي آن را تشـكيل ميدهد كه براي افراد ديابتي بسيار مفيد ميباشد.
| نوع محصول : انجير خشك | |
![]() |
درجه :سوپر (پرك) |
| قیمت :هر کیلو 8000 تومان | |
هراندازه نیاز دارید در مقیاس کیلو درخواست خود را در قسمت پیام حین ارسال سفارش مطرح کنید
ممنون از اعتماد شما
برای اطلاعات بیشتر با شماره زیر تماس بگیرید
محصول بعد از سفارش شما با پست پیشتاز عرض 48 ساعت ارسال می شود
قمیشی در21 خرداد سال 1324 در شهر اهواز به دنیا آمد و در سن 13 سالگی با ساختن اهنگ قایقران به طور رسمی پا به عرصه هنر گذاشت .آقای قمیشی تحصیلات خود را درانگلستان و دررشته موسیقی (دانشگاه رویال اکادمی)به اتمام رساند سیاوش قمیشی در گروه های مختلفی همچون استارس و ربلس فعالیت هنری داشتند و از دوستان سیاوش در اون سالها میشه شهرام شپره رو نام برد سیاوش قمیشی در سالهای قبل از انقلاب به یک باره پله های ترقی رو پیمود تا جایی که به یکی از بزرگترین آهنگسازان ایران تبدیل شدند در سالهای بعد از انقلاب تا مدتی اسم سیاوش قمیشی محو شده بود چرا؟ خود سیاوش در این باره می گه:در اون سالها تکلیف مشخص نبود که چی می شه و ما موندگار هستیم در غربت یا نه.ولی بعد فهمیدیم حالا که هستیم باید یه کارایی کرد به ندرت و با گذشت زمان صدای مثل ابر ومه سیاوش باز هم به گوش می رسید و هر کی از ایران به امریکا می اومد می گفت گه همه اون و صدای اونو می خوان .سیاوش قمیشی بسیار شوخ طبع ،صمیمی،با انضباط وبسیار حساس هستن حالا بعد از گذشت چندین چند سال بعد از انقلاب سیاوش قمیشی در حالی که همه در شلوغی شهر لس آنجلس در حال گذرون روزگار هستن ،در حاشیه لس آنجلس با همسرشون زندگی می کنن.و هر یکی دو سال یک بار با آهنگ هایی عجیب و پر از عشق ،خودشون رو بازم ثابت می کنن، که بهترین وبهترین و بهترین هستند لازم به ذکر است آقای قمیشی تا به امروز، 44 سال است که فعالیت هنری دارند Silent voroojak Sunday 6 August 2006-1, 07:23 AM بيوگرافي استاد شجريان استاد محمدرضا شجريان: علاقهاي بهموسيقي پاپ ندارم http://www.iran-newspaper.com/1384/840404/html/217359.jpg در مشهد به دنيا آمد و از چهار سالگي بهخوانندگي علاقهمند شد. در سال 1337 راديوخراسان او را به همكاري در رشته آواز دعوتكرد و او در آغاز كار بدون همراهي ساز باخواندن اشعار عارفانه جلب توجه هنردوستان راكرد و ديري نپاييد كه آوازه شهرتش به تهرانرسيد و براي اجراي برنامههايي در گلها توسطروانشاد ?داود پيرنيا? دعوت شد. در سال1345 با اين برنامه همكارياش را شروع كرد.از همان سال با استاد احمد عبادي آشنا شد وشاگردي و دوستي او را برگزيد و از سال 1346در كلاس استاد مهرتاش شيوه و سبك ايشان را فراگرفت. از سال 1350 با استاد فرامرز پايور آشنا وتعليم سنتور و رديفهاي آواز استاد صبا را دنبالكرد. از سال 1352 نزد استاد عبدا... دوامي كليهرديفهاي موسيقي كلاسيك و اصيل ايراني وتصانيف قديم و شيوه تصنيفخواني را آموخت ودر سال 1354 استاد نور، ?عليخان برومند?مراجعه كرد و سبك و روش خوانندگي سيدحسين طاهرزاده را فرا گرفت و در خلال اين ايامنيز شيوه خوانندگي اقبال السلطان، تاج اصفهاني،ظلي، اديب خوانسازي، قوامي و بنان را از رويصفحات و نوارها با دقت دنبال كرد و به رمز و رازشيوههاي خاص هر يك از آنان به گونهاي راهيافت. از سال 1354 تدريس هنرجويان را دررشته آواز در دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاهتهران به عهده داشت و تا سال 1357 كه اينرشته تعطيل شد به تعليم دانشجويان مشغول بود. استاد ?محمدرضا شجريان? مرد شماره يكآواز ايراني در گفتگو با يكي از شبكههاي راديوييشركت كرد و در خصوص وضيعت حال حاضرموسيقي ايران سخن گفت. اميدواريم اين گفتگو مورد توجه شما قراربگيرد، خصوصا طرفداران پروپا قرص استادشجريان . _ موقعيت آواز سنتي را در حال حاضر چگونهميبينيد؟ شجريان: امروزه پيشرفت تكنولوژي، سنتهارا زير فشار قرار داده، به گونهاي كه باعث تغييرآنها شده است. همانطور كه شيوه زندگي تغييركرده، سنتهاي موسيقي هم دچار تغيير و تحولشده است. _ يعني به نظر شما موسيقي آوازي ايران ازبين ميرود؟ شجريان: نه، هرگز از بين نخواهد رفت. اماترديد دارم كه بتواند به رشد و شكوفايي خودادامه دهد. ما در صد سال گذشته هنرمندانبزرگي داشتيم كه فكر نميكنم هنرمندان نسلامروز بتوانند خود را به پاي آنها برسانند. شايديكي دو نفر از آنها در آينده بسيار به درخشد والبته همين هم براي ادامه رشد موسيقي آوازي ماكافي است. _ به آينده چه كساني در اين هنر اميد داريد؟ شجريان: از كلاسهاي موسيقي شاگردان بسياربا استعدادي بيرون آمدهاند، كه فقط با رشد درآينده ميتوان راجع به آنها اظهار نظر كرد.چون اين راه پر مخاطرهاي است و بايد ديد كه تاچه حد پايدار نشان ميدهند و راه موسيقيآوازي را ادامه ميدهند و از هنرمنداني كه نزدمن دوره ديدهاند و دوره عالي را همگذراندهاند، ميتوانم از آقايان جهاندار،كرامتي، شفيعي، رفعتي و نوربخش نام ببرم. پسرخودم ?همايون?، هم هست كه در حال ادامهآموزش است. اينها كساني هستند كه شيوه مرادنبال كردهاند. _ به نظر برخي از خوانندگان كارهاي شما دردهه 1360 و پيش از آن رنگ و بوي ديگريداشت كه براي دوستان موسيقي جالب بود. نظرخودتان چيست؟ آيا سبك كارهاي شما درسالهاي اخير تغيير كرده؟ شجريان: طبيعي است كه كار تغيير ميكند، اماداوري درباره آن به ذوق و سليقه مردم بستگيدارد. عدهاي ممكن است كارهاي قبليتر يعنيزمان دهه 1350 را بيشتر بپسندند. اين قضاوتهااز پسند شخصي پيروي ميكند و با معيارها وضوابط هنري همراه نيست. _ آيا شما به موسيقي پاپ علاقهمنديد؟ آياحاضريد هنر خود را به اين قالب موسيقي نزديككنيد؟ شجريان: من به اين نوع موسيقي، كه هيچماهيت ايراني ندارد، علاقهاي ندارم. نوعموسيقي پاپ يا موسيقي مردمپسندي كه اينجارواج پيدا كرده، ماهيت مردمي ندارد و همانموسيقي غربي است كه توسط خوانندگان خارجاز كشور اجرا ميشود و صداوسيما هم به نامموسيقي پاپ ايراني آن را پخش ميكند. تلاش مااين بوده كه در بستر موسيقي اصيل ايراني حركتكنيم و از اين اصالتها در موسيقي دفاع كنيم. _ آيا ظرفيت موسيقي ايراني از اين كهميشناسيم بيشتر است؟ شجريان: بله، ما حتي يك صدم ظرفيتهايموسيقي ايراني را نتوانستهايم عرضه كنيم.پيشرفت و خلاقيت در اين موسيقي، موقعيامكانپذير است كه هنرمنداني باشند كه بتواننداين امكانات را رشد بدهند. هنر يك زبان است،بايد هنرمنداني باشند كه بتوانند اين زبان را به كاربگيرند و در آن به خلاقيت و آفرينش دست بزنند.همانطور كه رشد زبان ادبي به فعاليت شاعر ونويسنده بستگي دارد، در موسيقي هم بايدآهنگسازاني بيايند كه بتوانند اين هنر را به سويرشد و ترقي ببرند. خوانندگان و تك نوازان همدر كنار خلاقيت آهنگسازان ميتوانند رشد كنند.ظهور آهنگسازان خوب،ميتواند هنر موسيقي رامتحول كند; ما در صد سال اخير آهنگسازانبزرگي داشتيم مانند عارف، شيدا و سپس مرتضيمحجوبي، و پس از آنها كساني مانند تجويدي وهمايون خرم آمدند. امروزه نسل جوانتريداريم كه چهرههاي برجستهاش عليزاده، لطفي،مشكاتيان و ديگران هستند. به هر حال هرآهنگسازي هنر خود را در چارچوب شرايطزماني ارائه ميدهد. محمد رضا شجريان" در گفت و گو با ايلنا : مراكز موسيقي تاثيري بر خود موسيقي نداشته اند حوصله اي براي خواندن ندارمتهران- خبرگزاري كار ايران سحر طاعتي - گروه هنر ايلنا "محمد رضا شجريان" كه تاكنون آثار به ياد ماندني بسياري را بر جاي گذاشته و كنسرت هاي متعددي را در ايران و خارج از كشور به روي صحنه برده است ، اخيرا ( به گفته خودش ) انگيزه اي براي خواندن ندارد . او در حال حاضر با شروع پروژه باغ هنر بم تمام زمان و نيروي خود را صرف ساخت و ادامه اين پروژه كرده و از تمام مردم و هنرمندان براي ادامه راه ياري مي خواهد ؛ در جريان سفر اخير استاد به بم ، با اين هنرمند فرهيخته در خصوص جريان موسيقي در كشور به گفت وگو پرداخته ايم ؛ گزيدهاي از اين گفت و گو در پي مي آيد. http://www.ilna.ir/SmartPicture.aspx.../115.JPG&w=140 - با توجه به اين كه هم اكنون اساتيد آوازشناس در ايران انگشت شمار هستند ، به نظر شما سرنوشت اين حوزه از موسيقي ايراني چه خواهد شد و براي بالندگي آن چه بايد كرد؟ هنر ما و اصالت آواز و موسيقي ما در بداهه خواني و بداهه نوازي است ؛ يعني تمام اعتبار ما در اين بداهه ( خلاقيت لحظه اي ) خلاصه ميشود ؛ هنرمندي كه مي خواهد ، بداهه نواز و بداهه خوان باشد ، بايد كلاس رفته و رديف بداند و در آن واحد آهنگسازي كند و كار ارائه دهد كه اين كار سختي است و ممارست زياد مي طلبد ؛ اگر ما بتوانيم كاري كنيم كه جوان ها تشويق به پي گيري آواز شوند و رديف ، شيوه و بداهه پردازي را بياموزند ، در واقع شخصيت موسيقي ايراني كه همان بداهه خواني و بداهه نوازي است ، حفظ مي شود ؛ اما متاسفانه امروزه تكنولوژي در همه دنيا كاري كرده كه زياد به اصالت ها توجهي نمي شود و كاروان تكنولوژي همه را به دنبال خود مي كشاند ؛ كساني كه دست اندركار مسائل فرهنگي هستند بايد به اين نكته توجه داشته باشند كه تكنولوژي مستهلكشان نكند و بتوانند ، اصالت ها را حفظ كنند. - مراكز موسيقي كشور از جمله انجمن موسيقي ، خانه موسيقي و يا مركز موسيقي ، تا چه اندازه بر موسيقي تاثيرگذار بوده اند ؟ هنوز كه هيج تاثيري نگذاشته اند و بايد در دراز مدت شاهد تاثيرات آن ها بود ؛ چون ممكن است ، اصولا برنامه هايشان براي رفاه هنرمندان و يا پشتيباني از آن ها تنظيم شده باشد ؛ اما ما تاكنون تاثير اين نهادها را بر خود موسيقي نديده ايم ؛ البته نااميد هم نيستم و كمي بايد صبر داشت تا تاثيرات آن ها را ببنيم. - از نظر آسيب شناسي ، موسيقي امروز ما با چه مشكلاتي رو به رو است ؟ توليد آهنگ هاي زودگذر و لحظه اي ، خود به موسيقي ما آسيب مي رساند و اگر در زمينه گسترش دانش و تجربه موسيقي پيگيرتر باشيم ، بهتر از اين است كه موسيقي لحظه اي داشته باشيم ؛ ضمن آن كه در خصوص موسيقي پاپ مي توان گفت كه اين موسيقي نسبت و ربطي به موسيقي ما ندارد ، اما به هرحال عدهاي به آن عادت كرده و عده اي از جوان ها هم دنبال آن هستند ؛ ولي اين موسيقي هميشه نمي تواند ، جوابگوي نيازهاي عاطفي و روحيه جامعه باشد ؛ به هرحال بخشي از موسيقي اصيل ما ، آن نوع موسيقي است كه بتوان از طريق آن به دوران هاي گذشته و زنده كردن خاطرات سفر كرد ؛ موسيقي كه هنرمندان ديگر رشتهها نيز در كنارش به هنرخود بپردازند. - شما به عنوان يكي از اساتيد بزرگ موسيقي ايران كه در ايران و خارج از كشور ، فعاليت هاي هنري زيادي انجام داده ايد ، به نظرتان براي اين كه يك رسانه در پيشرفت موسيقي تاثير گذار باشد ، آن هم رسانه اي مثل صدا و سيما ، چه اقدامات اساسي بايد انجام شود ؟ مهمترين بخش آموزشي كشور ، راديو تلويزيون است ؛ اين رسانهها حتي از دانشگاه و مدرسه تاثير بيشتري در امور هنري و تربيتي دارند ؛ چون در تمام خانه ها هستند و خانواده ها هم مدام جلوي تلويزيون حاضرند و اين رسانه بيشتر از محيط مدرسه و دانشگاه با مردم ارتباط دارد ؛ راديو و تلويزيون در همه جاي دنيا حساس ترين بخش آموزشي مملكت را عهده دار است ؛ حساسترين بخشهاي اقتصادي و سياسي و به طور كلي تمامي مسائل در اختيار راديو و تلويزيون است . پس اين رسانهها در مورد مقولاتي چون هنر بايد خيلي دقت كنند و نمي شود كه هر چه به دستشان رسيد ، پخش شود ؛ بلكه بايد با برنامه ريزي و انتخاب موسيقي درست ، در زمان و مكان مناسب اقدام به پخش آن كنند ؛ اما در حال حاضر ، متاسفانه برنامه هاي موسيقي را مثل پوشال در لابه لاي برنامه هاي راديو وتلويزيون جاي مي دهند كه اين كار زشت و توهين آميز است و همه چيز را خراب مي كند ؛ از قبل از انقلاب تاكنون ، هنوز هيچ كدام از رسانههاي مذكور ، آن طور كه بايد حرمتي براي هنر قائل نيستند و توجهي به كاربرد هنر در جامعه و روحيه مردم ندارند ؛ راديو و تلويزيون بايد همه نوع موسيقي خوب دنيا را پخش كنند تا مردم با موسيقي هاي خوب دنيا آشنا شوند ؛ اما متاسفانه امروزه ، يك خواننده مد روز مي شود و از صبح تا شب صدايش را از تمام رسانه هاي گوناگون پخش ميكنند كه اين كار درستي نيست - با توجه به اين كه به موسيقي كودك توجه چنداني نمي شود ، صدا و سيما چه نقشي را ميتواند ، در اين زمينه ايفا كند؟ مهمترين بخش آموزش موسيقي ، موسيقي كودكان است كه متاسفانه الان چنين چيزي را نداريم و بايستي توجه زيادي به آن شود ؛ ضمن آن كه براي يك كودك نمي شود ، موسيقي" شجريان" گذاشت ! البته درصد كمي از بچه ها هستند كه توجه دارند ؛ اما شايد 98 درصد بچه ها ، موسيقي كودكانه خودشان را مي خواهند ؛ صدا و سيما بايد موسيقي را براي سنين مختلف ، در ساعات مختلف و مطابق با ديدگاه هاي مختلف پخش كند. - آيا در آينده مايل به اجراي اركسترال همانند كنسرت" چهلستون " كه با اركستر ملي به رهبري" فرهاد فخر الديني" انجام داديد ، هستيد و يا اين كه با همين گروه كوچك كار ميكنيد ؟ اين طور نيست كه تنها با اين گروه كار كنم ؛ بلكه با گروه هاي ديگر و اركسترهاي بزرگ هم كار خواهم كرد ؛ ضمن آن كه در خارج از ايران ، بهترين شكل ارائه موسيقي ، اجرا با گروه هايي باتعداد نوازنده هاي كم است واجرا با گروه هاي 12-10 نفره كاربرد چنداني ندارد ؛ البته اين قضيه در مورد اجرا ، براي خارجيها صدق مي كند ؛ چون در خارج از ايران اركسترهاي بزرگي هستند كه آثاري قوي ارائه مي دهند ، در صورتي كه اركسترهاي ما در مقابل آنها خيلي ابتدايي عمل ميكنند ؛ البته در اين سالياني كه در ايران و خارج از كشور ، كنسرت هاي متعددي برگزار كرده ام ، به اين نتيجه رسيده ام كه اجراي دو نوازنده قدر كه با هم همنوازي مي كنند ، براي خارجي ها ، دلنشينتر و جالبتر است . اما اگر بخواهم در ايران كنسرت دهم يا چند نوازنده به گروه خودمان اضافه ميكنم و يا با اركستر بزرگ كار ميكنم و در اين زمينه هيچ محدوديتي قايل نيستم. - آلبوم" جام تهي" كه شامل تعدادي از آثار قديمي است ، آخرين اثر منشر شده شما است ؛ آيا آلبوم جديدي در دست انتشار داريد ؟ حدود 8 سال است كه تعدادي اثر آماده كردهام ، ولي خودم هنوز حوصله نمي كنم كه آواز بخوانم ، يك مقدار بايد روحيه و انگيزه پيدا كنم ، ضمن آن كه در حال حاضر خواندن برايم سخت شده و هر چه" استارت " مي زنم ، روشن نمي شوم ! پايان پيام Silent voroojak Sunday 6 August 2006-1, 07:25 AM ايرج بسطامي :خواننده موسيقي سنتي ايران در گوشه و كنار مملكت . مرواريدهاي درشت و درخشاني وجود دارند كه در پوسته سخت و استخواني صدف ها پيچيده شده اند و كسي از آن ها خبر ندارد يا در صدد كشف و صيد آنان نيست . يكي از اين مرواريد هاي گرانبها . ايرج بسطامي است كه توسط هنرمند ارجمند و با ارزش پرويز مشكاتيان صيد و پس از زدودن زنگال . مي رود كه در جايگاه رفيع هنر و بلنداي موسيقي اصيل و سنتي ايران جاي گيرد . البته اگر همكاري اين عزيزان و گروه پر ارج عارف ادامه يابد كه اميدواريم همچنان ادامه يابد و شاهد آثار با ارزش و بزرگ ايشان باشيم . ايرج بسطامي با صداي رسا و باز و بسيار گرمي كه دارد يك شبه ره صد ساله را پيموده و خودش در اين باره مي گويد : (( موسيقي در خانواده من ريشه اي عميق دارد و غير از صداي خوش كه موروثي است . پدرم با موسيقي آشنايي تام دارد و مرحوم يداله بسطامي عمويم به رديف ها و گوشه ها و مقام هاي موسيقي ايران آشنايي و مهارت كافي داشت و او كه مشوق من در موسيقي و فراگيري آن بود و هر چه در اول . من از موسيقي ايران اندوخته ام از ايشان بوده و خود را مديون وي مي دانم . ولي متاسفانه او در اوائل انقلاب فوت شد ( سال 1357) و از اين واقعه تاسف بار بي اندازه دلتنگ و ملول گرديدم و براي اين كه بتوانم در روحيه خود تغييراتي بدهم به تهران آمدم و در اين شهر بود كه با خيلي از استادان موسيقي و تعليم آواز آشنا شدم كه در راس ايشان . هنرمند شايسته و ارجمند پرويز مشكاتيان بود . ايشان با دلسوزي و عطوفت ومهرباني بسيار اجازه داد كه از منبع فياض و الهام بخش و سرشار از ذوق و هنرشان كسب فيض نمايم و هم اكنون هم با گروه عارف كه به سرپرستي و رهبري اين هنرمند والا . اداره مي شود , افتخار همكاري دارم )) . ايرج بسطامي آذر , در سال 1336 در شهرستان بم ( از توابع كرمان ) شهري در حاشيه كوير در خانواده اي هنردوست و هنرپرور متولد و پرورش يافت و از هشت سالگي زير نظر عموي هنرمند خويش يداله بسطامي كه در نواختن تار چيره دست بود با موسيقي آشنا و فراگيري آن را آغاز كرد و پس از فوت عموي خود به تهران آمد و مدت ها رديف هاي استادعبداله خان دوامي وسيد حسين طاهرزاده را كاركرد و آموخت , سپس نزد هنرمند شايسته و ارجمند محمدرضا شجريان رفت و مدت 5 سال از محضر و راهنمايي وي بسيار بهره گرفت و خيلي نياموخته ها در آواز را آموخت و مدتي نيز به خدمت شادروان غلامحسين بنان در آمد و از مصاحبت او ارشاد مي شد . ايرج بسطامي , از سال 1353 همكاري خود را با تلويزيون كرمان آغاز كرد و چند آهنگ از ساخته هاي عموي خود را اجرا كرد كه بسيار مورد توجه و با استقبال مواجه گشت . وي معتقد است (( علم و تكنيك به خصوص هنر . هديه اي است براي بشر كه در طول تاريخ تكوين يافته و به اوج رسيده است . بنابراين ذكر نام استاداني كه تحت نظر آنان تعليم گرفته , تضييع حقوق سايرين است و آنچه امروز در موسيقي ايران موجود است از نكيسا و باربد و رامتين گرفته تا آن نوازنده و موسيقيدانان گمنام دور افتاده روستايي مجموعا تلاش همگي آنهاست كه موسيقي ايران را ساخته اند , منتها هر كدام در جاي و مكان خود خدمت كرده اند و او خود را مديون همه مي داند , او نوازندگان و خوانندگان گمنام صحراها دشت ها و روستاها را كه حامل انتقال سينه به سينه موسيقي ايران بوده اند , در تكامل خود , داراي همان نقشي مي داند كه استاد مستقيم و بلاواسطه معلم وي داشته , لذا خود را مديون همه موسيقيدانان و هنرمندان اين هنر مي داند )). ايرج بسطامي آذر , از صدايي با سوز و هيجان , احساس و اوج و فرود , تكنيك و بيان صحيح شعر و تحرير ها بهره مند و با كمك و همكاري گروه عارف مي رود كه يكي از بهترينهاي آواز موسيقي اصيل و سنتي ايران شود و اولين نواري كه از وي ضبط شد (( افشاري مركب )) بود كه در روي سن تالار وحدت (رودكي) اجرا گرديده است . ديگر نواري در دستگاه (( شور )) واجراي آهنگ خوب و جالب ((موسم گل)) كه به سرپرستي هنرمند ارجمند محمدرضا درويشي با اركستر بزرگ مجلسي اجرا شد. وي با همكاري گروه عارف ، غير از پرويز مشكاتيان كه رهبري اركستر را به عهده دارد ، اردشير كامكار (( كمانچه)) ، بيژن كامكار (( دف و ضرب و رباب )) ،كيوان ساكت (( تار )) ، كوروش بابايي (( كمانچه ))، محمد علي كياني نژاد (( ني )) ،سيامك نعمت ناصر (( تار )) ،محمد فيروزي (( عود )) ، پيروزي نيا (( عود )) ، بهرام ساعد (( تار و تار باس ))، حميد متبسم (( تار )) ، تا كنون كنسرت اي فراواني جهت هرچه بيشتر شناساندن موسيقي سنتي ايران ، به مناسبت جشنها و اعياد مذهبي و ملي در سراسر كشور و در خارج از كشور، در ممالك : فرانسه ، آلمان ، آمريكا ، كانادا ،انگلستان ، سوئد و دانمارك بر پا گرديده شركت داشته است . :ايرج بسطامي در زلزله بم در گذشت: ايرج بسطامي خواننده موسيقي ايراني در سال ۱۳۸۳حادثه زلزله «بم» درگذشت. به گزارش «ميراث خبر»، «ايرج نعيمايي»، رييس خانه موسيقي ضمن اعلام اين مطلب گفت: «خواهر ايرج بسطامي در تماسي با خانه موسيقي خبر درگذشت ايرج بسطامي را اطلاع داد؛ و به تمام اهالي موسيقي تسليت گفت.» همچنين وي با اشاره به اين كه جشنواره موسيقي نواحي امسال برگزار نخواهد شد گفت: «اين جشنواره تا اطلاع ثانوي برگزار نخواهد شد. ما پيشنهاد مي دهيم بودجه اين جشنواره براي كمك به زلزله زدگان بم اختصاص پيدا كند، اما اين بودجه در اختيار ما نيست كه خودمان اين كار را انجام دهيم. انجمن موسيقي به زودي كنسرت هايي به نفع زلزله زدگان برگزار خواهد كرد.» سحر69 Saturday 12 August 2006-1, 08:23 AM دستت در دنکنه . nasim Thursday 14 September 2006-1, 05:36 AM رضا صادقي رضا صادقي 25 مرداد1358 در شهر بندرعباس در محله شيراول به دنيا آمد. و اصالتش از شهريست زيبا به نام ميناب (آناميس) . پدرش مدرس قرآن است ومادرش هم يك كدبانوينمونه ايراني است.چهار خواهر ويك برادر ده ساله به نام محمدرضا دارد.يكي از خواهرانش گيتار،ديگري ويولن مي نوازد و يكي ديگر از خواهرانش نقاش ماهري است. نظر به اينكه در خانواده مذهبي و مقيد چشم به دنيا گشوده بود ابتدا خواندن را با تلاوت قرآن آغاز كرد. . در مورد تحصيل هم بگويم كهديپلم ادبيات دارد. دو ساله بود كه بهعلت بي احتياطي يك پزشك هر دو پايش آسيبديد،به قول خودش: حكمت خداست و من هيچ كينهاي از آنپزشك به دل ندارم به همين خاطر است كه بجايدو پا با چهار پا راه ميروم.علاقه مندي او به مسائل هنري باعث شد تا در زمينه موسيقي فعاليتش را آغاز كند . سال 1368 ابتداي راه و به نوعي اولين جرقه فكري او بود با توجه به اينكه در آن سالها منطقه بندرعباس امكانات بسيار محدودي براي فراگيري داشت . او با مطالعه كتابهاي متفاوت در اين زمينه ساختار فكري خود را در مورد اين هنر بسيار رويايي و لطيف استحكام بخشيد . علاقه مندي او به موسيقي مدرن باعث شد تا از نگاه موزيسين هاي بزرگ براي بعد كاري خود استفاده كند. شايد هيچكس در دنيا مثل رضا صادقي، عاشق رنگ مشكي نباشد، او يكي از عاشقان رنگ مشكيدر دنياست و اين مشكي پوشيدن او، مشكي گفتناو و عاشق مشكي بودن او نه ريا است، نه ظاهرسازي چرا كه او عاشقانه به اين رنگ عشقميورزد... بدون اغراق در دو سال اخير هيچخوانندهاي مثل رضا صادقي به محبوبيت نرسيدهاست، خوانندهاي كه بالغ بر 200 ترانه خواندهاست و در اين بين تفاوتي با ديگر خوانندهها همدارد... او بالغ بر 200 ترانه سروده، آهنگ سازيكرده و در نهايت به تنظيم آن پرداخته است... ومانند او در هنر ايراني اگر زياد نباشند، اما بسياراندك ميباشند... يكي ديگر از خصوصياتاخلاقي اين خواننده خوب بي ريايي است، تلفنهمراهش را هميشه برمي دارد و به تمامي سوالاتپاسخ ميدهد، در اين دو سال كه او را ميشناسيمهيچ گاه( منم منم) از او نديديم، هيچ گاه غرور را درچهرهاش نديديم، يك انسان بسيار خاكي كه تنهابه هنر فكر ميكند و به حواشي اطراف آن كهمورد علاقه خيلي هاست، توجهي ندارد... در سال 1371 اولين آهنگ خود را به نوعي ميشود گفت ساخت . به نام راز عشق . شايد در آن سالها كارهاي او مورد قبول واقع نمي شد زيرا تفكرات به سوئي ديگر سوق گرفته بود. در سال 1372 اولين كار را در قالب كاست ارائه كرد كه به نام همان راز عشق بود. اما از حق نگذريم هيچ نوع بار هنري نمي شد در آن پيدا كرد اما حركتي تازه بود. در سال 1373 با كمي دقت دومين كار خود را ارائه كرد به نام بال پرواز كه بعد از آن كاست نظر عموم نسبت به كارهاي او جلب شد و او با شوق بيشتري به كسب تجربه و اطلاعات گام به جلو بر مي داشت. اواخر سال 1374 بود كه با ارائه كاستي تحت نام كلاغ غارغاري شروع دوباره اما تا حدودي قوي تر از قبل را تجربه كرد. علاقه زياد او به هنرمنداني چون استاد چشم آذر و بيات باعث شد تا به كارهاي ايشان و بزرگاني ديگر توجه خاص داشته باشد. و كارهاي او تحت شعاع آنها قرار گرفت. البته او در زمينه شعر و ادبيات فعاليت دارد و ارادت او به شاعراني چون اخوان ثالث - حافظ - مولانا - سهراب سپهري - شاملو و ماگوت بيگل باعث شد ذهنيت فكري آنها را در راه خود نورپردازي كند . البته لازم به ذكر است كه 95% كارهاي او با كلامهاي خود اوست. در سال 1375 كاست گل لاله را ارائه داد كه به نوعي با كارهاي قبلي او تفاوت داشت . او سير نسبتا سعودي را دنبال كرد به طوري كه در سال 1376 بندرقديم، 1377 مستانه و ديوانه در سال 1378، روياي شيرين و ده ثانيه را با هم در يك سال ارائه داد. تا اينكه در سال 1380 كاست عاشقم من را كه با گيتار اجرا شد را به بازار ارائه داد كه مورد استقبال خاصي قرار گرفت . آن حادثه زيبا و رويايي نگاه تازه او به عشق و عاشق شدن بود و ديدن زشتيها را با نگاه ديگر. او مدت 8 سال پيراهين مشكي به تن داشت و همه مردم او را مشكي پوش مي شناختند تا اينكه در سال 1381 كاست حكايت مشكي پوش را به مردمي تقديم كرد كه سالها او را با مهرشان به اوج سوق مي دادند. حكايت مشكي پوش آغازي است براي حركتي ار نوع مشكي پوش ،براي دنياي زيبايي كه مشكي هم در آن زيبايي خاصي دارد. رضا صادقي با همسفري آهنين به نام عصا به سوي دنياي سبز فردا به پيش مي رود شايد خود اوهم مي داند كه مانده تا برف زمين آب شود اما او با گرمي كه از جنوب به ارث برده ابن برف ها را آب خواهد كرد. ژيلا Sunday 17 September 2006-1, 04:28 PM spadana jan esme asliye benyamin WAHID ast na benyamin ghabele tavajoh ژيلا Sunday 17 September 2006-1, 04:29 PM spadana jan esme asliye benyamin WAHID ast na benyamin ghabele tavajoh RK Tuesday 19 September 2006-1, 12:05 AM بیوگرافی کامران جعفری http://www.honarpisheh.persiangig.com/image/2550317.jpg نام : كامران جعفري تاريخ تولد 25 نوامبر1978 محل تولد: تهران رنگ مو : سياه رنگ چشم: قهوه اي محل زندگي: وودلند هيلزلوس انجلس ملقب:كامي حيوان مورد علاقه: ببر چيني هومن برادر كوچيك ترشه كه 24 سال داره يه خواهر داره كه از اوناكوچيكتره كه حدود 20 سال داره خود كامران هم 27 سالشه و پدر و مادري كه به انها عشق مي ورزه زبان: فارسي . ا نگليسي . فرانسوي . و تا حدودي تركي خواندن به زبان هاي: فارسي . انگليسي . اسپانيايي . عربي . تركي . فرانسوي ورزش هاي مورد علاقه: هاكي . فوتبال . بسكتبال اوقات فراغت به چه كارهايي مي پردازه: نواختن پيانو. ساختن موزيك . رقص . ورزش و مقداري از وقتش رو مي زاره كه با برادرش هومن به سينما بره كارهاي مورد علاقه: خوانندگي . بازيگري در صحنه هاي نمايش . كاري كه از اون نفرت داره: هر چي كه به نفسش ضرر برسونه . كساني كه رو در روي هم واميستن رو دوست نداره RK Tuesday 19 September 2006-1, 12:08 AM بیوگرافی شادمهر عقیلی http://www.honarpisheh.persiangig.com/image/9260980.jpg نام : شادمهر نام خانوادگي : عقيلي محل تولد : تهرا آثار بهار من - مسافر - دهاتي نغمه هاي مشرقي - پرپرواز آدم و حوا - خيالي نيست - آدم فروش و پاپ کورن هفتم بهمن ماه سال 1351 خورشيدي در شهر تهران ( خيابان هاشمي ) متولد شد . خودش دوران بچگيش را اينگونه توصيف مي کند : " از بچگي به آلات موسيقي علاقه داشتم و به سمت آنها مي رفتم . در کودکي با پيانو آشنا شدم و هشت ساله بودم که ويلن مي زدم . ويلن را به عنوان ساز اصلي ام انتخاب کردم چون نواختن آن واقعآ کار دشوار و سختي است . " شادمهر پس از اتمام تحصيلات موسيقيايي خود در هنرستان ملي و پس از آن چندين سال کار نوازندگي براي خوانندگان ديگر تصميم گرفت تا شانس خود را براي خواننده شدن محک بزند و سرانجام در سال 1376 با بازتر شدن فضاي کار براي موسيقي پاپ اين فرصت محيا شد تا شادمهر و چند خواننده ديگر به واحد موسيقي صدا و سيما رفته و تست خوانندگي بدهند . اولين کار شادمهر با صداي خودش معبود نام داشت که در زمان خود بارها از تلويزيون پخش شد . کارهاي ديگر شادمهر که در ايران ارائه شد هرکدام در زمان خود رکورد شکن بودند . و بالاخره شادمهر پس از بي مهري هاي فراوان از سوي وزارت ارشاد و شوراي موسيقي و به دنبال مجوز نگرفتن آلبوم آدم و حوا و همچنين ممنوع الصدا و تصوير شدن علي رقم ميل باطني اش تصميم به ترک وطن گرفت تا ادامه ي زندگي موسيقيايي خود را در آنسوي آبها تجربه کند . به همين منظور به کشور کانادا ( شهر تورنتو ) مهاجرت کرد تا در آنجا ادامه ي فعاليت هاي هنري خود را دنبال کند . ما حصل سه سال اقامت در کانادا دو آلبوم خيالي نيست و آدم فروش است که با استقبال بي نظير ايرانيان در داخل ايران و سراسر جهان مواجه شد . هم اکنون شادمهر در خارج از کشور به موفقيت هاي چشم گيري نايل امده و براي بيشتر خوانندگان و هنرمندان خارج از کشور آهنگسازي - تنظيم و نوازندگي مي کند و کنسرت هايي در شهرهاي مختلف جهان با هنرنمايي او برگزار مي شود . همچنين شادمهر هيچ گاه دوست نداشته به لس آنجلس برود و به قول خودش روش " دوري و دوستي " را در پيش گرفته که تا به حال هم باعث پيشرفت رو به جلو براي وي بوده است RK Tuesday 19 September 2006-1, 12:09 AM بیوگرافی سیاوش قمیشی اگر 4 رکن اساسی آهنگ (Melody), شعر, (Lyric) تنظیم (Compose) و صدای خواننده (Vocal) را در ساخت و اجرای یک ترانه به عنوان وجوه اصلی ترانه در نظر بگیریم , سیاوش قمیشی تنها هنرمندی ست که هر4 وجه ترانه اش با دیگر فعالان موسیقی پاپ (Popular) ایران متفاوت است. سیاوش قمیشی (متولد 1324-1945 در اهواز و بزرگ شده در تهران ) آهنگساز, شاعر, تنظیم کننده و خواننده ای ست که در بین عموم به عنوان خواننده و برای خواص به عنوان آهنگساز و خواننده اعتباری ویژه و متفاوت دارد. نخستین وجه و شاید مهم ترین وجه تفاوت آثار سیاوش قمیشی در ملودی هایش نهفته است. ملودی هایی بسیار متأثر از موسیقی کلاسیک (اصیل) ایران و در عین حال مبتنی بر آکورد های غیر معمول و کاملأ غیر ایرانی که ترکیبی عجیب و درخشان را از موسیقی ایرانی و غربی در قالب ترانه های پاپ (Popular) به وجود آورده است و همچون مهری برجسته, برداشت ناب سیاوش قمیشی را از هنر ایرانی با اشرافی جامع بر انواع موسیقی غیر ایرانی به نمایش می گذارد. در بیشتر آهنگهای ساخته سیاوش رگه هایی روشن و قوی از موسیقی ایرانی را می توان یافت که گرچه روایت جز به جز موسیقی ردیفی ایران نیستند اما به خوبی حس ایرانی بودن را حتی در ذهن شنونده ی غیر حرفه ای متبادر می کنند و این هنر اوست که با گریز آگاهانه از تکرار سنتی و نخ نما, ملودی های ظریف ایرانی را همچون تارهای طلا بر پیکره ی ترانه اش می بافد. با کمی دقت در آلبوم های سیاوش میتوان بسیاری از برداشت های آزاد وی را از موسیقی کلاسیک ایران به وضوح مشاهده کرد. در واقع سیاوش قمیشی و هم نسلان موفقش آموزش موسیقی را از کودکی به طور خودآگاه یا ناخودآگاه با موسیقی ناب ایرانی شروع کردند. شنیدن روزمره ی اجراهای بسیار موثق و اصیل از بزرگان موسیقی ایران در سالهای 1320و1330 از رادیو تهران تجربه ای تکرار نشدنی برای هم نسلان سیاوش به عنوان کودکان آن روزگار و بزرگان آینده موسیقی نوین ایران بود که به مرور پس از آشنایی با حوزه های دیگر, موسیقی عملی را از طریق مراجع و منابع کاملأ جدا آموزش دیده وتجربه می کردند. سیاوش قمیشی خود سالهای 1970 را در انگلستان (مهد موسیقی راک) گذرانده و آموزش موسیقی دیده است. موسیقی گروههای بزرگ غربی و شرایط زمانی – مکانی فعالیت آنها را از نزدیک درک و لمس کرده و آثارشان را عملا مشق و اجرا نموده است. این آمیختگی عملی با موسیقی روز دنیا در کنار ذهنیت و ناخودآگاه انباشته از ملودی های موسیقی ایران, زمانی که منشا خلق هنری قرار گرفتند ترکیبی نو و بدیع از ملودی و هارمونی را پدید آوردند که پیشتر همانندی نداشت. از این روست که موسیقی سیاوش قمیشی را یکی از بهترین نمونه های هنر هم نسلانش می دانیم. او با برداشت ویژه اش از انواع موسیقی و با توجه کامل به موزیک روز دنیا به ویژه در حیطه ی پروگرسیو تنظیم, صداسازی و میکس به مرز نوآوری و خلاقیتی کامل رسیده و در بیان خود قوام ودوام یافته است. همکاری با تنظیم کنندگانی آگاه و خوش ذوق (که بعضا با وجودی که ایرانی نیستند, توانسته اند با موسیقی ایرانی ارتباط برقرار کنند) و نکته سنجی شخص سیاوش در استفاده ی آگاهانه و هوشمند از صداسازی های الکترونیک و ساوند افکت های عجیب و بجا در تنظیم قطعاتش, به موسیقی او تنوعی خاص و رنگارنگی منحصر به فردی بخشیده است که موزیکالیته ی ترانه های او را به گونه ای بهتر و جذاب تر نمایان میکند. از لحاظ شعری, ترانه هایی که سیاوش برای کار انتخاب میکند چند ویژگی اساسی دارند که مهم ترین آنها سادگی و روانی کلام و دوری از پیچیدگی های معماگونه ی شعری است. سیاوش از دیرباز علاقه ای به استفاده از کلام روشنفکر مأبانه و غیر مردمی نداشته است و با انتخابی آگاه, به دام ابتذال ناشی از ساده پسندی و بی هویتی هم نیفتاده است. فضای ترانه های او فضایی روشن و امیدبخش است, به دور از سایه های خاکستری و سیاه رایج در ترانه ی نوین ایران. اعتراض موجود در ترانه های انتخابی او هم نوع با موسیقی ای, اعتراضی سیاه و خمود نیستو از تلخی و شیرینی توأم برخوردار است. جالب این که متقابلأ در کارنامه ی هنری سیاوش به هیچ رو با ترانه های بی معنی و سبک سرانه هم مواجه نمی شویم. شادترین ترانه های او, نه در کلام و نه در موسیقی به مرز انحطاط و ابتذال نزدیک نمی شوند و شعر و موسیقی ترانه های شاد او هم ا ز حدود تشخص, حجب و آبرومندی مأخوذ به حیا بیرون نمی روند. مضامین ترانه های سیاوش عموما مضامین و موضوعات عاطفی در حوزه زندگی فردی و اجتماعی اند و"عشق, زندگی و حرکت" در این میان نقش محوری و کلیدی دارند و داستان هر ترانه هم غالبأ با پایانی روشن و امید بخش همراه است. سیاوش در شناخت و کشف ملودی پنهان در شعر استعدادی خداداد دارد و با قوه ی درک ریتم بسیار خوب, ضرب آهنگ مناسب شعر و ملودی را برای کارش می یابد. به همین دلیل, در آلبوم هایش همه نوع ترانه با ریتم های گوناگون شنیده می شود, تنوعی که شنونده را دچار ملال ناشی از یکنواختی آلبوم نمی کند. او در اجرای ترانه هایش صاحب سبکی مشخص است. آشنایی عمیق با ملودی و تنظیم ترانه ای که آهنگ آنرا بر مبنای توان حنجره و نقاط ضعف و قوت صدای خود ساخته و ویژی های خاص صدایش اعم از تونالیته و موزیکالیته ی صدا, نتیجه ی خوانندگی اش را بسیار درخشان و پر ثمر کرده است. صدای زخمی و خش دار, آمیخته با تحریرها و غلت ظریف آواز ایرانی جملات آهنگین را با صمیمیت و احساسی ژرف و بی غش می خواند که گویی شعر و آهنگ تنیده بر هم, از جان خواننده بر می آیند و بر دل شنونده می نشینند. به جرأت میتوان گفت هیچ آهنگسازی در موسیقی ترانه ی نوین ایران, در طی سی سال گذشته همانند سیاوش قمیشی حرکتی رو به جلو و کمال طلب با حفظ و افزایش روز افزون تعداد مخاطبان نداشته است. ترانه های سیاوش قمیشی (ترانه به معنای جمع آهنگ و شعر و صدا) مخاطب عام دارد و این عمومیت به ویژه در بین جوانان دیده می شود. شاید او تنها آهنگساز/خواننده ای ست که هر چه بیشتر کار میکند مخاطبان و علاقه مندان جوان تری پیدا می کند و به زبان موسیقی به جوانان, زندگی, عشق و نشاط می بخشد, همچون دوستی همسن در خلوتشان میخواند و مانند پدری مهربان سنگ صبور درد های جوانی شان می شود. همه ما – نسل بعد از انقلاب – در داخل و خارج کشور با صدای سیاوش قمیشی زندگی کرده ایم , عاشق شده ایم, گریسته ایم, خندیده ایم و نفس کشیده ایم. با او بوده ایم و او با ما بوده است. موسیقی و صدای سیاوش همچون زندگی اش ساده, روان و بی پیرایه است و به سادگی در ضمیر پاک جوانان می نشیند و شاید از این روست که جوانان بسیار دوستش می دارند چرا که جوانی مظهر سادگی و یکرنگی ست. RK Tuesday 19 September 2006-1, 12:10 AM بیوگرافی ابی ابراهیم حامدی در بیست و نهم خرداد سال 1328 در تهران به دنیا آمد. ابی از کودکی صدایی دلنشین داشت و به خواندن علاقه نشان میداد. او در شانزده سالگی به همراه چند تن از دوستان خود گروهی را به نام Sun boys تشکیل دادند و با این گروه در باشگاهها و کاخ های جوان به صورت حرفه ای خواندن را شروع کرد. اولین ترانه ای که با صدای او اجرا شد ترانه ای بود با نام «عطش» و برا ی فیلمی با همین عنوان و از ساخته های آقای «ایرج قادری» بود. وسعت صدای او با ترانه « شب» در شوی میخک نقره ای « فریدون فرخزاد» به گوش مردم رسید. آشنایی او با «ایرج جنتی عطایی» و « بابک بیات» از ترانه « تپش» آغاز گردید و این عشق ورزی آهنگین تا به امروز ادامه دارد. ابی در تمام عمر کاری خود با ترانه سرایان و آهنگسازان نامی ایران همکاری داشته است. او در سال 1977 به دنبال اجرای برنامه هایی به آمریکا رفت و بعد از انقلاب اسلامی نیز به ایران بازنگشت. ابی در سالهایی که دور از وطن بود و در غربت زندگی کرده همچنان فعالیتهای مستمر هنری خود را ادامه داده و در بزرگترین سالنهای بین المللی جهان کنسرت اجرا کرده است. او در جایگاههای جهانی که هنرمندان بزرگ جهان بر آن هنرنمایی کرده اند از جمله : یونیور سال آمفی تئاتر( لوس آنجلس) ،شراین آدوتوریوم(محل برگزاری اسکار) ،سالن سلطنتی نوبل(استکهلم) ،کریک تئاتر(لوس آنجلس) ،گلف دوبی و... هنرنمایی کرده و نام ایران و هنرمندان ایرانی را در آنجا زنده نگه داشته. The Howler Saturday 23 June 2007-1, 11:22 AM بیوگرافی: کامران وهومن جعفری دو برادر که درتهران به دنیا اومدن که البته یه خواهر هم دارن به اسم کتایون یا همون کتی که از هر دوشون کوچکتر واز نظرقیافه خیلی شبیه هومنه اگه دقت کرده باشید میتونید اونو در آهنگ" من تورومیخوام" دیده باشید ( وقتی کامران وهومن تو سالن مدرسه دارن میخونن کتی با یه تاپ آبی همونجا ایستاده و یه لحظه نگاه کامران وهومن میکنه)خوب کامران متولد۲۵نوامبر۱۹۷۸وهومن متولد۲۳نوامبر ۱۹۸۰است همون طور که گفتم در تهران بودن تا زمانی که کامران ۱۲سالش بوده واز ایران به کانادا میرن مدتی در مونترال بودن سپس به ونکوور میرن وهمون جا هم درس میخونن و بزرگ میشن درهمون ونکوور هم با رامین زمانی آشنا میشن و به گفته خود کامران وهومن رامین مثل برادر بزرگشون هردو از همون بچگی عاشق موزیک بودن وکامران چون بزرگتر بوده بعدازاتمام تحصیلات کارموزیک و شروع میکنه ودر کانادابا گروههای مختلفی کارمیکنه طبق گفته خود کامران زمانی که یه جه برنامه داشتن به مسئول اونجا میگه برادر من صداش خیلی خوبه بذارین بیاد و بخونه بالاخره راضی میشن که هومن بیاد و بخونه ولی وقتی هومن و که اون زمان تازه ۱۵ سالش بوده رو میبینن با اخم به کامران میگن مگه بچه بازیه؟!مدتی میگذره و هومن هم درسشو درزمینه موسیقی بخصوص پیانوادامه میده در این زمان کامران با گروهی بنام پرواز با دو نفر دیگه که الان هرکدوم از هنرمندای محبوب ومشهورما هستن به نام فریدون وهنگامه کار میکرده و همین موقع بود که گروه بلک کتس و کنسرتشون در ونکوور سرنوشت کامران و هومن و به کلی تغییر میده داستان اینطور شروع میشه که کامران بعد از اتمام کنسرت با شهبال شبپره موسس کرو بلک کتس راجع به خودش و هومن صحبت میکنه و شهبال هم وقتی علاقه کامران وعشقش وبه موسیقی میبینه میگه باید تموم کارهات وببینم وبه این ترتیب کامران تصمیم میگیره که موزیک ایران وکه با گروه پرواز خونده بود به صورت موزیک ویدئو در بیاره سپس کامران وهنگامه وفریدون موزیک ویدئو زیبای ایران ومیسازن کامران خاطره بامزه ای از ساختن این ویدئو تعریف میکنه: "در این موزیک ویدئو بچه هایی با لباس سفید درحال دویدن هستن وچون هومن هم که اون زمان تقریبا بچه بوده قرار بوده که اونم با اون بچه ها بدوئ ولی وقتی کارگردان دستئور حرکت میده هومن میگه من نمیام من نمیتونم همه تعجب میکننولی وقتی خوب نگاه میکنن میبینن که همه بچه ها تا کمر هومن هستن یعنی هومن قدش از همشون بلدتربوده."خلاصه شهبال از این ویدئویی خوشش میادو بهشون میگه باید کارشون وبصورت زنده ببینه بالاخره شهبال میره خونه کامران وهومن،رامین زمانی هم اونجا بوده وبا هم میرن تو اتاق هومن رامین با گیتارش آهنگ نرو و میزنه وکامران میخونه٬ هر دوشون خیلی هول شده بودن هومن میگه من اینقدر nervous بودم که اصلا نمیدونستم جی باید بگم کامران با خنده میگه:" هی میرفت وهی میومد و میگفت سلام فکر کنم تا وقتی که شهبال خونمون بود هومن ۲۰با بهش سلام کرد"هر دوشون غش کردن از خنده.خلاصه شهبال از این دو داداش گل خوشش میاد واونا روبه گروه جاودانه بلک کتس دعوت میکنه وبه این ترتیب کامران وهومن میشن خواننده رسمی گروه گربه های سیاه.آهنگی که قرار شد برای اولین آلبومشون بخونن آهنگ سوگند ساخته آقای رامین زمانی بوداین اولین باری بود برای هومن که میخواست بره تو استدیو وبخونه احساس هومن ودر اون زمان از زبون خودش میشنویم:"من خیلی ناراحت و عصبی بودم وهمش به کامران میگفتم این آهنگ خیلی قشنگه ولی نمیدونم من میتونم اون طوری که باید اجراش کنم یا نه!بعد دیگه به کامران خیلی تمرین کردم" کامران در ادامه میگه:"هومن جان جای تعریف نباشه عالی بودخیلی خوب از پسش بر اومدی"بعد با خنده میکه:"داداش گلمه بهش افتخار میکنم" .. . کامران وهومن چه جور آدم هایی هستن؟! کامران وهومن خیلی همدیگرو دوست دارن هومن به عنوان برادر کوچکتر همیشه احترام کامران رو نگه میداره و کامران هم به عنوان برادر بزرگتر خیلی هوای داداش کوچکتر از خودش رو داره و در تمامی زمینه ها حمایتش می کنه کامران از دختری خوشش میاد که اولن ایرانی باشه چون به گفته خودش من عاشق دخترهای ایرانی هستم و دختری باشه که توی اجتماع رفت و آمد کنه یک ذره هم شیتون باشه . هومن هم از دختری خوشش مییاد که از عشق نترسه((manam az eshgh nemitarsam :D و بدونه که هنرمند بودن کاره سختیه. کامران با خنده میگه : "یعنی درکش کنه" هومن هم میخنده و میگه:" آره یعنی درکم کن . هومن از تمام غذا ها فسنجون و همبرگر و کامران قرمه سبزی را دوست داره . و در آخر اضافه کنم جریان ورود کتی به ویدئویی اون با من از این قرار بود : که کتی با کامران و هومن میره برای ضبط ویدئو و کارگردان که کانادایی بوده به کامران و هومن میگه باید توی این ویدئویی چند تا دختر هم باشن که برقصن چون میگه سینیوریتا و حدود۰ ۳-۲۰ تا دختر بودن که میرقصن و کتی هم بینشون بوده و کارگردان به همه میگه شما از تصویر خارج بشین فقط تو بمون (یعنی کتی) میگه اسمت چیه اون هم میگه کتی کارگردان نمیدونسته که خواهر کامران و هومنه وقتی میفهمه خیلی تعجب میکنه بهش میگه یه بار دیگه برقص وقتی کتی خودش تنهایی میرقصه همه خیلی خوششون میاد و پا میشن براش دست میزنن خود کامران و هومن هم نمیدونستن که خواهرشون این قدر قشنگ میرقصه و خیلی تعجب میکنن در این حال خوشحال میشن The Howler Saturday 23 June 2007-1, 11:31 AM طی دهه ی اخير ٬ منصور از يک خواننده ی گمنام به يک شخصيت بين المللی تبديل شده است ٬ بطوری که فهرستی از بهترين آلبوم های موسيقی را در کارنامه ی خود ثبت کرده است CD وآلبوم "فراری" که ويژگي اصلی آن مفهوم مثبت ترانه ها و موسيقی ساد


